کتاب زیستن با خویشتن؛ از جبری تاریخی تا ساحتی وجودی نوشته حسین مرادی، داود فتحی و سیمین میرزاده، تلاش میکند تا سبک تنها زیستن را به طور همه جانبه مورد بررسی قرار دهد و علل پیدایش و چگونگی شکلگیری آن را ارزیابی کند. همچنین از ترسها و چالشهای موجود در این سبک سخن میگوید و راهکارهایی را برای مدیریت آن پیشنهاد میدهد.
در چند دههی اخیر در سطح بینالملل و در یک دههی اخیر در ایران، حوزهی سبک زندگی در معنای کلیاش، دستخوش تغییرات بسیار زیادی شده است. بهگونهای که شما امروزه با انواع و اقسام خانوادهها، در کنار سبک خانوادگی مرسوم مواجه هستید. امروزه آمارهای قابل توجهی از خانوادههایی که در قالب زوجهای بدون فرزند، زندگی خواهر و برادرهای جوان به همراه هم و جدا از خانوادهی مبدأ، زندگی دختر و پسری زیر یک سقف بدون ازدواج و در نهایت به تنهایی و با خود زندگی کردن (زیستن با خویشتن) همگی مدلهایی از زندگی محسوب میشوند که فراتر از قضاوتهای خوب یا بد بودن، در هر حال در واقعیت وجود داشته و گسترش روزافزون آنها را نمیتوان انکار کرد.
آمارهای موجود در سطح بینالملل نشان میدهند گرایش به زندگی کردن به تنهایی، بیش از سبکهای دیگر در حال رواج و پذیرش است. این یک پدیدهی تاریخی، روانشناختی و اجتماعی محسوب میشود که محصول تغییرات و فراز و فرودهایی بسیار زیاد در گسترهی تاریخ نوع و گونهی انسان است. به بیانی دیگر، مجموعهای از روندهای تاریخی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و حتی تکنولوژیکی دست به دست هم داده و بهصورتی در همتنیده که بستر لازم برای چنین گرایشی را فراهم ساخته است.
کتاب پیشرو، بررسی و واکاوی چگونگی و چرایی روند پیدایش چنین پدیدهای و همچنین کوششی در راستای مدیریت شدن چالشهای آن برای کسانی است که در قالب چنین سبکی زیست میکنند. زیستن با خویشتن علاوه بر کارکرد توصیفی و تبیینی برای این سبک جدید زندگی در دنیای پستمدرن، کارکرد دیگری نیز دارد. بر این اساس، زیستن با خویشتن پیش و بیش از آنکه صرفاً یک سبک زندگی پستمدرن باشد، در واقع ساحتی وجودی از تجربهی زیست ما در این هستی است که در چنین بستر و مقطع تاریخیای فرصتِ نمود و ظهور پیدا کرده است.
در بخش اول کتاب به ریشهیابی و بررسی کل روند تاریخ بشر در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، فکری، اقتصادی و تکنولوژیکی و آندسته روندهایی که به شکل در همتنیدهای به ایجاد وضعیت موجود کمک کردهاند، پرداخته شده است.
بخش دوم به برپایی و پیشنهاد الگویی نظری و تئوریک بهمنظور سیر و سلوک در وادی ترسهایی چون تنهایی ذاتی، جداافتادگی و فقدان اختصاص یافته است. بخش سوم نیز به بحث در خصوص پرورش مهمترین مهارتهای روانشناختی و وجودی مورد نیاز برای چنین زیستنی پرداخته است.
خواندن کتاب زیستن با خویشتن به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب برای کسانی که به تنهایی زندگی میکنند میتواند بسیار سودمند باشد، چرا که آنها را با ترسهایشان مواجه میکند. همچنین برای افرادی که سبکهای دیگری از زندگی دارند اما میخواهند ترسهایشان را به چالش بکشند بسیار مفید و آموزنده است.
در بخشی از کتاب ریستن با خویشتن میخوانیم:
در تمامی تاریخ از ابتدا تا همیشه، تنهایی، از عمیقترین چالشهای وجود ما انسانها بوده، هست و خواهد بود. بشر تصوری مبنی بر اینکه تنهایی هم میتواند زندگی کند را، همچون شرایطی بحرانی و جدال با نیستی قلمداد میکرده و هنوز هم تا حد زیادی میکند. در واقع حس تنهایی در نگاه اکثریت ما، نشانگر جدالی آرمانی بین انسان و نیستی است.
روند تکوینی تاریخی مفاهیمی مانند تنهایی، دیگری، سعادت، شادکامی و مانند اینها، جملگی حاکی از آنند که ما انسانها از ابتدا مفاهیم و انگارههای ذهنیمان در مورد خود را بر پایهها و چارچوبهایی استوار ساختهایم که این پایهها، همه و همه به وجود دیگری وابسته بوده و قطع این وابستگیها گاه برای ما غیرممکن مینمایند. برای مثال، اگر مادری نباشد، کودک زنده نخواهد ماند. اگر غذا و هوا نباشد، انسانها خواهند مرد. اگر خداوندی در کار نباشد، هستی خالی از معنی است. اگر عشقی نباشد، انسانها در پوچی و بیمعنایی خواهند مرد. حتی چنین اندیشهها و باورهای ذهنساختهای که از پیشینیانمان به میراث ماندهاند در آراء بسیاری از متفکران معاصر نیز به چشم میخورد.
برای نمونه، احمد شاملو در گفتوگویی در مورد هنر عنوان میکند: «بدون دیگران وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر بر سیاره مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم». نیچه نیز در کتاب دانش شادان عنوان میکند: "در همهی زمانهای طولانی تاریخِ آدمی، چیزی وحشتناکتر از احساس تنهایی وجود نداشته است."
بله






















