کتاب سرگذشت گفتمان عملی در مطالعات برنامه درسی نوشته مصطفی قادری، نسرین نصرتی و محبوبه خسروی، به بررسی دیدگاههای پرکتیکال شواب میپردازد، همچنین راهکارهایی برای بهبود دانش معلمان و تربیت آنان ارائه میدهد و نکاتی را درباره اجرا و تغییر برنامه درسی مطرح میکند.
مسائل عملی و وضعیت برنامه درسی، موقعیتهایی نامشخص و دارای ابهام هستند. برای حل این موقعیتها در کلاسهای درس و مدرسه به دانش عملی نیاز است. شواب میگوید دانش عملی در جاهایی یافت میشود که پست و باتلاقی است، موقعیتها آشفته و بهم ریخته هستند و راهحلهای فنی ناکارآمدند. یکی از مصادیق جاهایی که شواب از آنها یاد میکند کلاس درس و همچنین جاهایی است که معلم با علم خود برنامه درسیاش را اجرا میکند. سختیهای برنامه درسی در بین کلاسهای درس قرار دارند.
هر چند دانش ضروری معلمی به دانشجو - معلمان آموزش داده میشود و از سوی دیگر دانش عملی به وسیله خود معلمان تولید میشود اما این دانشها تنها مخصوص معلم نیستند و دانش معلمان در کلاسهای درس باید توسط متخصصان مورد بحث و گفتوگو قرار بگیرد. چرا که به دلیل سختیهای دنیای تدریس، معلمها به تنهایی نمیتوانند مشکلات کلاسهای درس خود را حل کنند.
دانش عملی برنامه درسی از چندین راهحل تکراری و فنی تشکیل نشده، از این رو به کار آگاهانه و گروهی متخصصان نیاز است. به این معنا که دانش عملی برنامه درسی بیشتر از نظریه برنامه درسی به تغییر و اصلاح دائمی احتیاج دارد. حل پیچیدگیهای دنیای عمل برنامه درسی بهخصوص ظرافتهایی که نظریه و عمل را به یکدیگر نزدیک میکند، هرگز بدون مطالعه آثار شواب امکانپذیر نخواهد بود.
کتاب سرگذشت گفتمان عملی در مطالعات برنامه درسی (The adventures of practical) از چهار بخش تشکیل شده است. بخش اول دیدگاههای پرکتیکال شواب را معرفی میکند. در این بخش چهار پرکتیکال شواب به صورت کوتاه و خلاصه بیان شده و برای درک و فهم بهتر آن تحلیلها و مثالهایی ارائه شده است. همچنین در این بخش نسبت دیدگاه پرکتیکال شواب با برنامه درسی ایرانی در پاورقیها بررسی شده است.
بخش دوم به دانش معلمان اختصاص پیدا کرده و به این موضوع پرداخته که کارهای آنها در ادامه کارهای شواب بوده و بر دانش معلمان در مواجه با دنیای عمل برنامه درسی تأکید زیادی شده است. در این بخش تلاش شده با نگاهی تاریخی سیر مدلهای دانش معلمان مورد بررسی قرار بگیرد.
در بخش سوم به مدلهای دانش معلمان که دانش آموزشی، دانش محتوایی و دانش فناوری معلمان را در بر میگیرد، پرداخته شده است. در بخش چهارم و پایانی موضوع تغییر و اجرای برنامه درسی مورد توجه قرار گرفته است و مدلهای تغییر و اجرای برنامه درسی معرفی شدهاند.
در بخشی از کتاب سرگذشت گفتمان عملی در مطالعات برنامه درسی میخوانیم:
ممکن است کسی تصمیم بگیرد که برای ارتقای سرعت انتقال از یک مکان به مکان دیگر، تغییری را ایجاد کرده و از یک دوچرخه استفاده کند؛ تبدیل شدن به رانندهی ماهر دوچرخه مستلزم یادگیری دربارهی پدالها، فرمان، تعادل، قواعد جاده و قوانین حاکم بر رفتار اشخاص استفاده کننده از بزرگراههای عمومی و مسیرهای محله و پیادهروها است. این نمونهای ساده برای فهم و به دست دادن یک تصور ذهنی است. همچنین فهم این نکته ساده است که داشتن یک پدر دلسوز یا برادر 11 ساله برای هدایت یادگیری، به منظور ارائه بازخورد دربارهی چگونگی قرار دادن دولنگ روی چرخ و چگونگی چرخاندن پدالها تا جایی که چرخها به صورت کارآمدی بچرخند، میتواند به طور مشهودی بر کیفیت افزوده و زمان لازم برای یادگیری را به طور چشمگیری کاهش دهد.
در بازار موضوعات تا این اندازه ساده نیستند. برای مثال، مدیر یک مغازهی کفشفروشی، که دقت میکرد کیفیت کالاها و جذابیت سالن حراجش همسنگ نزدیکترین رقیبش باشد که در فروش بهتر از او بود، به این فکر افتاد که آیا کارکنان فروش او در برخوردشان با مشتریان کمکاری کردهاند. او یک همکار را مسئول بررسی این موضوع کرد و دریافت که کارکنان مغازهی رقیب برخورد صمیمانهتری با مشتریان دارند و اطلاعات و اعتماد بیشتری در مورد کالاها به مشتریان میدادند. برای این مدیر آشکار گشت که بایستی اقدامی برای روابط میان کارکنان و مشتریها انجام گیرد.
نخستین تلاش او برای تغییر معلومات و مهارتهای کارکنانش کنار هم آوردن آنها برای نوشیدن کافه قبل از باز کردن مغازه و به اشتراک گذاشتن گزارشی از جامعهی کسب و کار دربارهی نتایج پژوهشهایی بود که مشخص میکردند چگونه پرسنل فروش باید برای داشتن فروشی موفقیتآمیز اقدام نمایند. کارکنان به خاطر قهوه و ساندویچهای خوب قدردانی میکردند اما بیان میداشتند که نمیدانند برای رفتار طبق یافتههای پژوهشی چه کاری باید انجام دهند. مدیر به تامل پرداخت: «خب، من احساس میکنم آنها نیازمند یادگیری برای کار کردن با این روشهای جدید هستند».
بله




















