کتاب سینمای دیجیتال: انقلابی در فیلمبرداری، پسا تولید و توزیع فیلم نوشتهی برایان مک کرنان، به بررسی روند انقلاب سینمای دیجیتالی در جهان میپردازد.
سینمای دیجیتال واژهای است که به همان اندازه میتواند در رابطه با فیلمهای هالیوود مورد استفاده قرار گیرد که در رابطه با فیلمسازی غیرمتعارف و مستقل قابل اطلاق است و نیز میتواند هر کاری، از تولیدات نسبتاً ارزان ساخته شده با دوربینهای ویدیویی نیمه حرفهای تا فیلمهای تولید شده با بودجههای بسیار سنگین و پر از جلوههای ویژه و دارای پیشرفتهترین فناوریهای موجود را شامل شود. نکتۀ مشترک در بین تمام این تولیدات، انعطافپذیری تصویر دیجیتال در بیان هر آن چیزی است که میتواند به ذهن متبادر شود یا در قوۀ تخیل انسان شکل بگیرد - و اگر دوست داشت، آن را بر اساس توانایی مالیاش تجسم بخشد.
کتاب سینمای دیجیتال (Digital cinema) در واقع دیدگاهی است به آنچه که در سالهای اخیر شاهدش بودهاید: انقلاب سینمای دیجیتالی، فناوریای که با سرعت و فراگیری باورنکردنی و بیسابقه در تاریخ رسانهای بشر در حال تثبیت جایگاه خودش است.
تعریف ساده، روشن و یگانهای برای سینمای دیجیتال وجود ندارد؛ معمولاً سینمای دیجیتالی چهار مرحله را در بر میگیرد: گرفتن تصاویر (فیلمبرداری)، پساتولید، توزیع و نمایش دیجیتالی فیلمهای سینمایی. اگرچه فیلم ممکن است در یکی یا چند تا از این مراحل باشد یا اصلاً نباشد، ولی همچنان بخش مهمی از انقلاب سینمای دیجیتالی است.
برایان مک کرنان (Brian McKernan) در مقدمه کتاب میگوید: «امیدوارم که شما با مطالعۀ مطالب ارائه شده در کتاب سینمای دیجیتال: انقلابی در فیلمبرداری، پسا تولید و توزیع فیلم، به انگیزۀ کافی برای دنبال کردن بینش خلاقانهتان و استفاده از سینمای دیجیتال برای گفتن داستانی که گمان میکنید باعث قشنگتر و بهتر شدن جهان خواهد شد، دست یابید.»
در بخشی از کتاب سینمای دیجیتال: انقلابی در فیلمبرداری، پسا تولید و توزیع فیلم میخوانیم:
در ابتدا، تماشاگران تصویر متحرک اشتیاق فراوانی برای تماشای هر چیزی که از آن فیلم گرفته میشد داشتند. کلیپهای کوتاه دلقکهای اسلپ استیک و رقصندههای و ودویل آنها را به خنده میانداخت؛ تصاویر ماشینهای آتشنشانی و قطارهایی که با سرعت زیاد به سوی تماشاگران میآمدند، در ابتدا باعث جیغ زدن تماشاگران وحشتزده میشد؛ اما خیلی طول نکشید که تماشاگران از سادگی و تکرار این چیز تازه و نوظهور، یعنی تماشای حرکت تصاویر، خسته و کسل شدند. در تئاترهای واریته، یکی از مکانهای اصلی و عمدۀ نمایش تصاویر متحرک، نمایش تصاویر متحرک به پایینترین رده در برنامههای نمایش روزانه تنزل یافت.
خوشبختانه، کارآفرینان و بازرگانان دیگری هنوز در این فرم هنری نوزاد تازهپا بوی فرصت و امکانی برای تولید ثروت حس میکردند. یکی از آنها، شعبده باز بسیار با استعداد فرانسوی، ژرژ مهلیس بود که در 1895 سالن تئاتر ژان روبر هودین را خرید. او خیلی زود دریافت که با دوربینها و پروژکتورهای برادران لومییر میشد توهمهایی به مراتب بهتر و پیچیدهتر از هر آنچه که تا آن زمان در فانوس جادویی امکانپذیر بود، خلق کرد. تاریخنگاران فیلم از مهلیس به عنوان نخستین کسی که متوجه قابلیت تکنیکهایی مانند تدوین داخلی دوربین، نوردهی چندگانه، و حرکت آهسته برای آفرینش جلوههای ویژۀ بسیار جالب و حیرتآور شد نام میبرند. مهمتر از همه آنکه فیلمهای او داستان نیز میگفتند. در 1900 بر اساس قصۀ کلاسیک <سیندرلا>، فیلم کوتاهی با همین عنوان، سیندرلا، ساخت که با استقبال بسیار خوب تماشاگران رو به رو شد و در ادامه فیلمهایی حاوی حقههای فنی بیشتر، از جمله سفر به ماه (1902)، نخستین فیلم <پرفروش> تاریخ سینما را ساخت.
بله

















