کتاب خورشید در قاب: پژوهشی پیرامون تصویرگری معصومین در سینما، مجموعه سکانسهای سینمای مطالعاتی است در حوزۀ پژوهشی پیرامون تصویرگری معصومین در سینما که آن را رحمت الله امیدوار به صورت سکانسی تحلیلی نوشته است.
محتوای این کتاب در این باره است که آیا تصویرگری معصومین (ع) در سینما لازم و ضروری است؟ آیا تصویرگری معصومین (ع) امری مجاز و مشروع است؟ برای پاسخگویی به این دو پرسش مهم و بزرگ، این نوشتار در پنج سکانس تحریر و تنظیم شده است.
تلاقی فرهنگ و معارف دینی با عرصه هنری و سینمایی، تقاطعی حساس و پرتردید میتواند ایجاد کند. که اگر همفکری و همدلی مناسبی میان اهالی این دو حوزه پیدا نشود، ممکن است سوء تفاهمها و کجفهمیهای پیچیده و گاه خطرناکی را به وجود آورد. شناخت حساسیت و ظرافت این همفکری و تقاطع میتواند در رفع و دفع این سوء تفاهمها تأثیر به سزایی داشته باشد. به ویژه اگر این تلاقی به نقطه حساس چون تصویرگری معصومین (ع) در سینما باشد و اینکه آیا تصویرگری موانع شرعی و فقهی دارند یا جامعهشناختی، روانشناختی، آیا این موانع قابل رفع و حل هستند. که باید با خوشفکری و با احتیاط به آن نزدیک شد. پاسخ به این پرسشها و دغدغهها، کتاب حاضر است که در حد وسع خویش به تکاپوی پاسخهای مناسب برای آنها بر آمده است. این تکاپو و کاوش فقط فتح بابی است، جهت بیشتر فهمیدن، گفتوگو و تحقیق جدیتر و ژرفتر تا به همفکری کامل رسید.
در بخشی از کتاب خورشید در قاب میخوانیم:
ما معتقدیم بازیگر یک انسان است و انسان هم متشکل از روح و جسم است. عواطف، احساسات، خلقیات، رفتار و اعمال انسان متأثر از روح اوست. هر عملی، ولو کوچک، خواسته یا ناخواسته در ارتباط با روح انسان است. از آن تأثیر میگیرد و بر آن تأثیر میگذارد. پس بین عواطف، احساسات، خلقیات، رفتار و کردار انسان، پیوسته، داد و ستد برقرار است. این ارتباط دوجانبه موجب میشود اعمال انسان، از روح او رنگ بپذیرد و به روح او رنگ ببخشد. کسی که انفاق میکند این عمل هم نشان دهنده وجود، جود و سخاوت در روح اوست و هم در پرورش چنین صفتی در روح او تأثیر میگذارد.
به خاطر آنکه بازی بازیگر فعل و عمل اوست، این عمل هم متأثر از شخصیت و روح و روان بازیگر است. بازیگر مستعد و هنرمند در قالب نقشآفرینی، آفرینشی هنری انجام میدهد. بنابراین روح و روان او، حتی در بیحالتترین وضعیتی که چهره و اندامش دارد، تأثیر خودش را، ولو به صورت اندک، اما مستتر و نامرئی، بر جای میگذارد؛ که اهل نظر با دقت و تأمل میتوانند این تأثیر را پیگیری و پیدا کنند.
بازیگر بیروح فقط میتواند یک ربات (ربوت) یا عروسک باشد. ولی انسان بازیگر یک عروسک و آدم آهنی نیست. روح و روان او از تمام اعضا و جوارحش تظاهر و نمود و تأثیر دارد. لذا چشم بازیگر را میتوان دریچهای دانست که روح او از آن سرک میکشد و نگاه او چیزی زنده و حقیقی است که او را از عروسکی بودن و مکانیکی بودن و ابزار بودن خارج میکند و به او تشخص میبخشد.
بله

















