مینا ذوالفقاری در کتاب آشنایی با حیطههای درمان در روانشناسی بالینی (طرحی نوین جهت تحکیم خانوادهها)، به بررسی جدیدترین انواع تکنیکهای روانکاوی جهت حفظ سلامت اعصاب و روان پرداخته است.
این کتاب با ارائهی ده تکنیک کلیدی سعی در حل مشکلات عمدهی اعصاب و روان و حفظ تحکیم خانواده دارد. از جمله تکنیکهای ارائه شده در این کتاب عبارتند از: واقعیت درمانی، شفقت درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، خانواده درمانی، زوج درمانی، گروه درمانی، گشتالت درمانی، طرحواره درمانی و گفتار درمانی.
فرآیند درمان یا رابطهی مراجع و درمانگر تنها فرآیندی است که نمیتواند وجود نداشته باشد، بنابراین از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. اگرچه درمانگر در فرآیند مشاوره به راهنمایی مراجع، ارائهی تجربه و مشاهده میپردازد، ولی فعالیت اصلی مشاوره به عهده مراجع است. وظیفهی درمانگر ایجاد فضایی مناسب است که شیوهی جدید «بودن» را به مراجع بشناساند.
در برخورد با مراجع باید تلاش کرد تا فهمید او از چه چیز اجتناب میورزد. پس موقعیتی باید فراهم کرد که مراجع بتواند احساسات و عواطف خود را تجربه کند و از اجتناب بپرهیزد. مراجع باید به آنچه در زمان حال تجربه میکند و چگونگی وقوع اجتناب در تجارب اینجا و اکنون آگاهی یابد. بنابراین درمانگر باید مراجع را وادار کند که از حالت تنگنا و معذوریت بگذرد، یعنی کاملاً با آن درگیر شود به طوری که بتواند استعدادهای بالقوه خودش را رشد و توسعه دهد، این کار از طریق فراهم آوردن موقعیتهایی که مراجع از طریق آن بتواند حالت تنگنا را تجربه کند. سپس از طریق ناکام کردن او انجام میگیرد، یعنی بعد از فراهم آوردن موقعیتها بیمار را ناکام میکنیم تا با سدها و موانع خودش و با شیوه اجتناب خویش رو در رو قرار گیرد.
در بخشی از کتاب آشنایی با حیطههای درمان در روانشناسی بالینی میخوانیم:
در حقیقت زبان پریشی اختلالی است که انواع گوناگون داشته و میتواند از نوع درکی، بیانی و یا حتی مختلط باشد. در نوع زبان پریشی درکی یا حسی، بیمار علیرغم این که میتواند حرفهای دیگران را بشنود؛ اما قادر به فهم آنها نیست. این سبب میشود که بیمار دستورات کلامی را به گونهای غلط انجام دهد.
متأسفانه در این حالت خود بیمار نمیداند که خطای گفتاری دارد و از این رو قادر به اصلاح آن نیست. در این حالت خطاهای زبانی متعدد و خالی از محتوا اتفاق میافتند. در این نوع زبان پریشی مراکز زبان در مغز دچار آسیب میشوند. در مقابل در زبان پریشی بیانی، بیمار نمیتواند صداهای گفتاری را تولید کند. به همین دلیل وی حتی قادر به صحبت کردن نبوده و گاهی به کلی از آن ناامید شده است. با این حال شخص در این حالت میتواند تا حد زیادی گفتارهای دیگران را بفهمد و مشکل خود را نیز کاملاً میشناسد. در این نوع زبان پریشی، مراکز بیانی و تولید زبان در مغز آسیب دیدهاند. در این موارد بعضاً فلج نیمه راست بدن نیز مشاهده میگردد. در برخی موارد شدیدتر هم مراکز درکی و هم بیانی به صورت توأمان دچار آسیب میشوند که به آن زبان پریشی مختلط میگویند. در مورد زبان پریشی نیز گفتار درمانی در منزل میتواند تا حد زیادی به بهبود مشکل کمک شایانی نماید.
بله


















عالی بود