در کتاب اهمیت و آثار نماز در زندگی انسان اثر شهین جعفری، راه روشنی را درخواهید یافت اینکه به راستی چرا نماز را ستون دین میگویند و چرا اینقدر در اسلام به آن اهمیت داده شده است؟
نماز یکی از واجبات عملی اسلام است که به عنوان ستون دین در شریعت اسلامی مطرح میشود. وقتی که خوب به جنبههای مادی و معنوی نماز بنگریم خواهیم دید، چه اسراری در آن نهان است و چه نکتههای عمیقی در زندگانی انسان در آن گنجانده شده است. دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مىرساند. مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر مىکنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مىخواهند. این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند. البته اینجا مجال این نیست که در مورد این امر بزرگ و این اقیانوس معرفت اسلام به تفصیل سخن بگوییم.
بحث درباره فلسفه و حکمت نماز در واقع آشنایى با اسرار و رموزى است که در این عمل عبادى نهفته است این نکته براى ما بسیار روشن است که هرگز خداوند متعال هیچ دستورى را بدون حکمت و علت بر بندهاش واجب نمىسازد اگر حکمى از جانب او رسد یا واجب است یا حرام و یا مستحب است و مکروه.
در اعمال واجب مصلحت شدیده نهفته است و در حرام مفسده شدیده در مستحب و مکروه، مصلحت و مفسده وجود دارد و لیکن چون مصالح و مفاسدشان زیاد نبوده به حد وجوب و حرمت نرسیده است و به همین خاطر خداوند در مستحب و مکروه امر و نهى نکرده است. امّا در واجب و حرام خداوند بندهاش را الزام به انجام و ترک فعل نموده است. این مطلب براى ما پر واضح است که خداوند چون مصالح بندگان خود را میخواسته آنها را مکلف به انجام برخى از اعمال کرده است.
وقتى لفظ فلسفه به کلمهاى اضافه شود به همین معنا خواهد بود. مثلاً فلسفه روزه، فلسفه حج، فلسفه وضو و فلسفه جهاد. بنابراین در کتاب اهمیت و آثار نماز در زندگی انسان میخواهیم براى پرسشهاى نماز پاسخ عقلى و منطقى ارائه نمائیم.
چرا باید نماز خواند؟ حقیقت نماز چیست؟ معناى رکوع و سجود چیست؟ چرا باید پیشانى به زمین گذاشت؟ دست به قنوت برداشتن به چه معناست؟ و سئوالاتى از این قبیل مطالبى هستند که باید توضیح داده شوند که ما بصورت مجمل و فشرده راز و رمز و فلسفه وجودى هر یک از اجزاى نماز را بیان خواهیم داشت نخست به فلسفه اصل نماز اشاره میکنیم.
تمام پدیدههاى نظام هستى معلول و مخلوق ذات حق بوده و منشأ آفرینش آنها خالق قادرى است که هستى از او نشأت گرفته است. همه موجودات از جمله انسان از فیض حق وجود یافتهاند و نه تنها در مقام حدوث بلکه در مقام بقاء نیازمند و محتاج اویند. یعنى خداوند نه تنها نعمت وجود را به موجودات اعطا نموده است بلکه ربوبیت و سرپرستى آنها را نیز عهدهدار گشته است پس خدا هم خالق است و هم رب، و همه موجودات به خالقیت و ربوبیت او اعتراف دارند.
یسبح لله ما فى السموات وما فى الارض الملک القدوس العزیز الحیکم. «تسبیح میگوید خدا را آنچه در آسمانها و در زمین است آن پادشاه پاک عزیز حکیم را» (سوره مبارکه جمعه، آیه1)
بله

















