کتاب ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک اثر محمد مددپور به صورت نظری به ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک در حوزه تکنولوژی اطلاعات میپردازد. تکنولوژی صرفا پیچ و مهره و ترکیب و ساختی از اجزاء فلزی و غیر فلزی نیست، بلکه عملکرد یا فونکسیونی بیرونی و درونی خاص خود دارد.
محمد مددپور هنر را اصیل و خدایی میخواهد و باور دارد که روح سرمایهداری و هنر صنعتی، هنر را اقتصادی، بازاری و کالایی میکند، آنچه به جا میماند، جز برهنگی هنری نیست.
کتاب ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک، در یک مقدمه علمی، چهار فصل و کلام آخر به پایان برده شده است که به دو راه تکنیکی و معنوی فراروی ما پرداخته است. چهار فصل کتاب به صورت کلی، نقدی است به صنعت هنر تکنولوژیک که به جای پرداختن به روح هنری و نقبی به هنر که برخواسته از جهان ناسوتی و لاهوتی است، به جهان مادی و سرمایهداری بسنده شده است. آنچه از هنر در عصر تکنولوژیک مانده است، کاریکاتوری است از هنر اصیل و واقعیای که بیشتر به وارونگی هنری میماند.
فصل اول کتاب به ماهیت تکنولوژی از نظر فلسفی و علمی به هنر میپردازد و بنیاد حضوری و مابعدالطبیعی تکنولوژی را به بحث میگیرد و از اصول تکنیکی، انتقال تکنولوژی به معنی فلسفی، آشفتگی انتقال تکنولوژی کاربردی به کشورهای غیر تکنولوژیک میگوید.
در فصل دوم به تجلی وجود در نظام تکنیک و نظام معنوی میپردازد که هنر و صنعت قدیم و جدید، مابعدالطبیعه هنر تکنولوژیک، اندیشه انتقادی پرپر حافظ نظام تکنیک و غربزدگی از بحث اصلی آن است.
در فصل سوم به مابعدالطبیعه سینما، هنر تکنولوژیک میپردازد که تکنولوژی نحوی انکشاف حقیقت، وارستگی از عالم تکنیک، تکنیک هنر سینما، ولایت، صورت انکشاف حقیقت از بحث اصلی آن است.
فصل چهارم به اطلاعات و تکنولوژی اطلاعاتی میپردازد که تکنولوژی اطلاعاتی رسانههای گروهی، تکنولوژی اطلاعاتی تحقیقاتی علمی، اطلاع به ایران از اهم بحث این فصل است.
در متن کتاب درباره هنر، چنین آمده است: ما نباید تسلیم همان نسبتی شویم که بین بشر جدید و تکنولوژی وجود دارد. تسخیر جوهر تمدن جدید غرب در گروه همین تغییر نسبت است، وگرنه، گزینش، آنسان که ما انتظار داریم امکان پذیر نخواهد بود.
بنابراین مقدمات دو راه در برابرمان قرار میگیرد:
یک راه به سوی غرب و تفکر تکنیکی، با صبغهای دینی و شرعی است که امپریالیسم و تفکر استیلایی صورت سیاسی آن است. روح استیلایی تکنیک در جهات مختلف آن آشکار میشود. تکنیک آدمیان را به استخدام و سیطره خویش در میآورد. از سویی نیاز به مواد اولیه و بازار فروش کالاهای تکنیکی، سیاست استیلایی را ایجاب میکند.
اگر در گذشته استعمار و امپریالیسم برای سیطره بر سرزمین و ثروت آن بود، امروز امپریالیسم برای سیطره تکنیکی است و این سیطره نیازی به استعمار مستقیم ندارد، خود رقابت در بازار عرضه و تقاضای کالا نیاز به برتری سیاسی و نظامی را میطلبد و کشورهایی که پیشرفته محسوب میشوند، واجد این نیروی نظامی و سیاسیاند.
راه دیگر چنانکه اشاره کردیم، روی آوری به تفکر معنوی و تجدید عهد گسسته دینی است، و خود آگاهی نسبت به تفکر تکنیکی و نهایتا تصرف در جوهر مدرینته و نظام تکنیک با روح اسلامی. در این خودآگاهی میتوان تکنیک را چون یک امر حقیقی مورد تفکر قرار داد و از تفکر غالب آن گذشت، این تحول تاریخی با انقلاب اسلامی میتواند آغاز شده باشد.
این انقلاب با احیای تفکر و راه معنوی میتواند، بی آنکه به گزینش اجباری تکنیک دست زند، روح و جوهر تمدن جدید را به تسخیر خود درآورد، نه آنکه با جسم آن درآویزد و طلب التقاط و انفعال در فضای تکنیکی نماید و از ذات غیر تکنولوژیک تکنیک غافل بماند. ما نباید تسلیم همان نسبتی شویم که بین بشر جدید و تکنولوژی وجود دارد. تسخیر جوهر تمدن جدید غرب در گرو همین تغییر نسبت است، وگرنه، گزینش، آنسان که ما انتظار داریم امکانپذیر نخواهد بود.
بله























