کتاب هنر پیرااسلامی، نگاههای رایج به هنر اسلامی را به بوتهی نقد کشیده است. صادق رشیدی، با استفاده از نظریههای تحلیلِ انتقادی و گفتمان، روشهای تازه برای فهم هنر اسلامی پیشنهاد کرده است. آشنایی با گفتمانهای رایج در مطالعات هنر اسلامی و نیز روشهای تحلیل انتقادی گفتمان و نشانهشناسی، از ثمرههای مطالعهی این کتاب است.
دربارهی کتاب هنر پیرااسلامی
گفتمانهای مسلط در مطالعات هنر اسلامی، غالباً بر پایهی رویکردهای سنتگرا و تاریخگرا شکل گرفتهاند و نقد آنها نیازمند ابزارهای نظری تحلیل انتقادی گفتمان و نشانهشناسی است. کتاب هنر پیرااسلامی این مفاهیم را از دیدگاههای نظری متفاوتی بررسی میکند. صادق رشیدی، در این بررسی رویکردی میانرشتهی را در پیش گرفته تا خوانشی تازه از هنر اسلامی در اختیار شما قرار بگیرد.
مبنای پژوهشهای کتاب هنر پیرااسلامی، نظریههای لاکلا و موف، نظریهی تحلیلی فرکلاف و نشانهشناسیِ انتقادی است. این نظریههای انتقادی، ابزاری کاربردی برای شکافتن لایههای پنهان قدرت و ایدئولوژی در گفتمان هنر اسلامی فراهم میآورند. از آنجایی که بخش مهمی از مطالعههای مربوط به ایرانشناسی و هنرشناسی در شرق، ماحصل تلاشهای محققان غربی است، هنر اسلامی بهعنوان پیامد گفتمان شرقشناسی در نظر گرفته میشود.
صادق رشیدی، تاریخنویسی در هنر و هنر اسلامی را از منظرهای مختلفی بررسی کرده است. مطالعهی این دیدگاههای مختلف، بیانگر این واقعیت است که مفهوم هنر اسلامی را محققان و هنرشناسان اروپایی ساختهاند. این مفهوم، برای طبقهبندی و تمایز آثار هنری به وجود آمده در تمدن اسلامی کاربرد دارد. کتاب هنر پیرااسلامی، فرایند شکلگیری این مفهوم را با نگاهی انتقادی زیر سؤال میبرد و چارچوبی متفاوت برای فهم آن پیشنهاد میدهد.

بازشناسی هنر اسلامی با صادق رشیدی
کتاب هنر پیرااسلامی، پیشینهی مطالعات نظری موجود دربارهی شیوههای پژوهش در هنر اسلامی را از نو بررسی میکند. این بررسی، با رویکردی انتقادی و میانرشتهای، به بازخوانیِ دو گفتمانِ مسلطِ سنتگرایی و تاریخگرایی میپردازد و با تکیه بر تحلیلِ گفتمان و نشانهشناسی، پیشفرضهایِ پنهان و کارکردهایِ ایدئولوژیکِ آنها را آشکار میسازد.
در کنار آگاهی از دیدگاههای سنتگرایان و تاریخگرایان، کتاب هنر پیرا اسلامی شما را با اشتباههای زیباشناختی در خصوص هنر اسلامی نیز آشنا میکند. در این زمینه میتوان به برداشتهای نادرست دربارهی تفاوتِ فرمهای نقاشی اسلامی اشاره کرد. این اشتباهها، ریشه در پیشفرضهایِ شرقشناسانه دارند و هنرِ اسلامی را در قالبی محدود، محصور کردهاند. در نتیجه، غنایِ بصری و تنوعِ بیانیِ هنرِ اسلامی، که ریشه در سنتهایِ بومی و محلیِ هر منطقه دارد، نادیده گرفته شده و تصویری یکدست و یکنواخت از آن ارائه شده است.
خرید کتاب هنر پیرااسلامی، راه شما برای ورود به خوانشی انتقادی و متفاوت از هنر اسلامی را هموار میکند تا با بهرهگیری از ابزارهای نظریِ تحلیل گفتمان و نشانهشناسی، پیشفرضهای پنهانِ گفتمانهای مسلط را شناسایی کنید و از لابهلای آنها، به درک عمیقتری از پیچیدگیهای هنر اسلامی برسید. انتشارات علمی و فرهنگی، با چاپ این کتاب میانرشتهای، امکان درکِ بهتر از رابطهی هنر و ایدئولوژی را فراهم کرده است.
کتاب هنر پیرااسلامی برای شما مناسب است اگر
- دانشجو یا پژوهشگرِ حوزهی هنر، بهویژه هنرِ اسلامی و تاریخِ هنر هستید و به دنبالِ منبعی انتقادی و نظریهپردازانه در این زمینه میگردید.
- به مباحثِ شرقشناسی، تحلیلِ گفتمان و کتابهای میانرشتهای در حوزهی هنر علاقهمندید و میخواهید با نقدِ گفتمانهایِ مسلطِ سنتگرایی و تاریخگرایی آشنا شوید.
- به دنبالِ منبعی هستید که با نگاهی نقادانه، به پرسشهایِ بنیادین دربارهی چیستی و چراییِ «هنرِ اسلامی» پاسخ دهد و دیدگاههایِ تازهای را در این زمینه پیشِ رویِ شما بگشاید.
در بخشی از کتاب هنر پیرااسلامی: تحلیل انتقادی گفتمانهای مسلط در مطالعات هنر اسلامی میخوانیم
اما ضروری است تا بدین طریق چند نکته مطرح شود و آن اینکه هیچ متنی در تاریخ هنر اسلامی وجود ندارد که اساساً از جنبههای مهم اجتماعی برخوردار نباشد و در فرایندی تعاملی و دیالکتیک بین انسان، متن و جامعه و قدرت ویژگیهای گفتمانی نداشته باشد. به عنوان مثال، معماری مهمترین نظام نشانهای مورد بحث است. اما پرسشی در اینجا قابل طرح است که در بحث از روششناسی نقش مهمی دارد و آن اینکه آیا در مطالعات هنر اسلامی، ما متنها را متعلق به گذشته در نظر میگیریم؟ یعنی آیا روند مطالعات ما درزمانی است یا همزمانی؟
این نکته تعیینکنندۀ روش ما در فرایند هر نوع پژوهشی است، زیرا بسیار از آثار و بناهای تاریخی، امروز از نظر نقش اجتماعی و فرهنگی دگرگون شدهاند و نقش و کارکرد اجتماعی سابق را ندارند و کارکرد آنها اغلب کارکردی تزئینی و موزهای است. یعنی بناها و متونی که امروز ارزشی و موزهای هستند و دیگر کارکرد اجتماعی گذشته را ندارند، چون تغییر بافت موجب چنین دگرگونیای شده است. این همان مسئلهای است که در مطالعات هنر اسلامی سرنوشتساز است. در واقع در مطالعات هنر اسلامی مادامی که موضوع مورد بحث با روش تحلیل گفتمان، آثار تاریخی و کهن است، میتوان با مطالعۀ شرایط اجتماعی و فرهنگی دوران گذشته، کارکرد گفتمانی بناها و آثار تاریخی را در روند سهگانهای که فرکلاف توضیح داده است تحلیل کرد و در غیر این صورت روششناسی مطالعاتی ممکن است تغییر یابد.
پس تا اینجا میتوان دریافت که این شیوۀ تحلیل نشان میدهد مطالعات انجامشده در خصوص آثار تاریخی دوران اسلامی در منابعی که بررسی کردیم، بیتوجه به کنشهای گفتمانی و اجتماعی بوده است. در نتیجه غالباً به سطح توصیف که بیشتر به ساز و کار نحوی متن توجه دارد معطوف بودهاند و پیشنهاد ما آن است که این روند، به شیوهای منعطف و گفتمانی در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مورد توجه قرار گیرد. در واقع روش فرکلاف متنمحور نیست و بر رابطۀ بین متن، بافت و فرامتنها توجه میکند.
بله




















