آیا هنوز تجربه میکنیم؟ کریستین روزن، کتاب انقراض تجربه را حول محور این پرسش اساسی به نگارش درآورده است. نویسنده در این اثر به تاثیر شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی، الگوریتم و واقعیت مجازی بر زندگی انسان پرداخته و پیامدهای کمرنگ شدن تجربههایی مثل ارتباطات رودررو و تماس فیزیکی را در عصر ارتباطات زیر ذرهبین قرار میدهد. او در مواجهه با این مسئله، رویکردی متعادل را اتخاذ کرده که نه بر نوستالژی استوار است و نه بر خوشبینی بیجا نسبت به تکنولوژی.
دربارهی کتاب انقراض تجربه
کریستین روزن در این کتاب به تاثیر فناوری بر یادگیری، حافظه و حریم خصوصی پرداخته و توضیح میدهد که فناوریهایی مثل گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، شیوهی ادراک، تصمیمگیری، تعامل و فهم ما از خود را دستخوش تحول کردهاند. به عقیدهی نویسنده، دریافت اطلاعات از صفحهی نمایش و زندگی در فضای مجازی، نمیتوانند جایگزین مشارکت در موقعیتهای اجتماعی مختلف یا تجربهی حسی و بیواسطه از جهان شوند.
نویسنده بحث خود را در کتاب انقراض تجربه بر پایهی آرای فیلسوفان پدیدارشناس مثل ادموند هوسرل و موریس مرلوپونتی بنا نهاده که شناخت جهان را وابسته به جسم و تجربهی زیسته میدانند. آنها معتقد هستند که فهم انسان از جهان، نه بر اساس دادهها و بازنماییهایی ذهنی، بلکه بر اساس حواس و تعامل با محیط شکل میگیرد. سوالی که در پی این پیشفرض مطرح میشود این است که آیا دسترسی ما به دادههای بیشتر، درک عمیقتری نسبت به جهان به ما میدهد، یا ما را از برخی از تجربههای اساسی محروم میکند؟
نقش نگاه، حالات چهره در شکلگیری روابط
چارلز داروین معتقد بود که تواناییهای انسان برای درک علائم و حالات رفتاری دیگران، بخش مهمی از فرایند ارتباط با آنان را شامل میشود. او آزمایشهایی طراحی کرده بود که بر واکنشهای غیرارادی تمرکز داشته و در خلال آنها، به این نتیجه رسید که منطق و استدلال نمیتوانند همیشه بر غرایز غلبه کنند. تاثیر این آزمایش بر اندیشهی کریستین روزن در کتاب انقراض تجربه مشهود است؛ او خود را طرفدار بیچون و چرای ارتباط رودررو دانسته و بر اهمیت آن تاکید میکند.
حالات چهره در شکلگیری تصور ما از دیگران نقش مهمی ایفا میکنند. ما به طور غریزی و ناآگاهانه، میتوانیم از طریق نگاه، حالات چهره و حرکات بدن، به درک متقابلی نسبت به بقیه برسیم. نویسنده در ادامهی کتاب، به اهمیت این علائم رفتاری در طول تاریخ و فرهنگ بشر پرداخته و با استناد به آنها، از ارتباط رودررو به عنوان بخشی بنیادین از تجربهی انسانی دفاع میکند.

پیامدهای جایگزینی ارتباطات انسانی با تکنولوژی
کریستین روزن در ادامهی کتاب انقراض تجربه، به پیامدهای جایگزینی ارتباطات انسانی با فناوری میپردازد. او اپلیکیشن وایفرر را مثال میزند که برای راهنمایی افراد در ساختمانهای بزرگ طراحی شده است؛ طراح این برنامه، در اصل قصد داشت برنامهای طراحی کند تا جای راهنماهای گردشگری انسانی را بگیرد و تجربهی بازدید از موزه را یکسان و استاندارد کند؛ اما در عمل، این اپلیکیشن امکان تعامل و دریافت نظرات و ایدههای شخصی راهنماهای انسانی از میان برداشت.
نویسنده در بخش دیگری از کتاب، به از دست رفتن مهارت دستنویسی در پی گسترش تایپ کردن میپردازد. پژوهشهای اخیر نشان میدهند که نگارش دستی، ارتباط مستقیمی با تواناییهای شناختی، یادگیری، بیان ایدهها، حافظه و تقویت مهارت خواندن و نوشتن دارد. در پژوهشی دیگر، یادداشتبرداری با لپتاپ با یادداشتبرداری به کمک کاغذ و خودکار مقایسه شد. طبق نتایج، یادداشتبرداری با لپتاپ، منجر به حواسپرتی خود یادداشتبردار و اطرافیان او شده بود و همچنین به درک مفهومی پایینتر نیز دامن زده بود.
خرید کتاب انقراض تجربه انتشارات کتاب تداعی را بهتمامی علاقهمندان جامعهشناسی فضای مجازی و روانشناسی اینترنت پیشنهاد میکنیم. کریستین روزن در این اثر، ادعا میکند که برای حفظ و پاسداری از تجربیات اصیل انسانی، میبایست با دیدی انتقادی به نقش فناوری در زندگی و جامعه خود بنگریم. برگردان فارسی این کتاب برعهدهی امین انصاری چهارسوقی بوده است.
کتاب انقراض تجربه برای شما مناسب است اگر
- میخواهید تاثیر فضای مجازی بر زندگی و ارتباطات انسانی را بر پایهی پژوهشهای علمی جدید دنبال کنید.
- به فلسفهی فناوری علاقهمند بوده و قصد دارید تا نقش تکنولوژی در تحول تجربیات بشری را از دید مکتب پدیدارشناسی مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب انقراض تجربه: زیستن در جهانی بدون حضور جسمانی میخوانیم
مکانهایی که وقتمان را در آن سپری میکنیم، روی اینکه چهکسی هستیم تأثیر میگذارند؛ این مکانها میتوانند مروج یا محدودکنندۀ آزادی ذهن و جامعهپذیری باشند، یا اینکه احساس ناخوشایند زیرنظربودن و تحتکنترلبودن به ما القا کنند. پژوهشگران انگلیسی که فرهنگ پاب را در بریتانیای پیشاز جنگ جهانی دوم مطالعه کردند، گفتند پاب «یگانه محل عمومی است که خیل کثیری از افراد عادی از آن استفاده میکنند و جایی است که افکار و اعمالشان بههیچوجهی برنامهریزی نشده است؛ اما در دیگر ساختمانهای عمومی آنها در حکم مخاطب، تماشاچی بازی سیاست، مذهب، دراکاتیک، سینما، آلات موسیقی، یا ورزش هستند.» امروزه، متخصصان تکنولوژی امید دارند این حوزهها را تا جایی مهندسی کنند که در تمام وجوه زندگیمان وجود داشته باشند؛ همانطور که دانشمند دانشگاه امآیتی، بن وبر، به نیویورکتایمز گفت: «ما هنوز در مراحل اولیۀ مهندسی شانس و تصادف هستیم،» اما برای نمونه، او «دفتر کاری مملو از حسگر را میبیند که بهلطف الگوریتمهایی، هر صبح خودش را مجدداً پیکرهبندی میکند و بدین شکل هرگونه خلل ساختاری مزاحم را میپوشاند.» رستورانها و دیگر فضاهای عمومی میتوانند از حسگرها و مانیتورها برای زیرنظرگرفتن حرکت کارمندان و مشتریان خود در فضای تحت تملکشان بهره بجویند. بهسبب کنترل فنی، هم در فضای عمومی و هم در فضای شخصی، درحالِ ازدستدادن آزادی هستیم؛ و حالا که زندگیمان تا این اندازه مهندسی شده است، بیش از هر زمان دیگری به این آزادی نیاز داریم.
بله















