مخالفتی لفظی، یک غلط املایی و یا حتی عاشق شدن میتواند در کتاب آقای رئیس جمهور دلیل کافی برای حذف و پاکسازی شما باشد. میگل آنخل آستوریاس در این رمان سیاسی و سورئال ما را به کشوری میبرد که کوچکترین خطا میتواند سر انسان را بر باد دهد و رئیسجمهور این کشور برای حل بحرانها و تهدیدها، روشی جز قتلعام ندارد. نویسندهی این رمان سیاسی از برندگان جایزهی نوبل است و توانسته با نثری شاعرانه، فضایی خفقانآمیز را به تصویر بکشد.
دربارهی کتاب آقای رئیس جمهور
یک گدای خیابانی، در یک دعوای خیابانی که بر سر مشاجرهای لفظی آغاز میشود، گدای دیگری را میکشد. این قتل همچون قتلهای بدون برنامهریزی قبلی است که در طول روز با دهها مورد از آنها مواجه میشویم. در یک کشور عادی که «عالیجناب» بر آن حکمفرمایی نمیکند، چنین اتفاقی به پیگری قضایی و پروندهای مانند سایر پروندههای جنایی تبدیل میشود، اما اینجا یک شهر عادی نیست و سرزمین کتاب آقای رئیس جمهور (Mister President) است؛ جایی که تا وقتی میتوانیم از یک قتل عادی سوءاستفادهی سیاسی کنیم، چرا از انجامش صرفنظر کنیم؟
میگل آنخل آستوریاس (Miguel Angel Asturias) ما را به درون کاخ رئیسجمهور میبرد؛ جایی که با دوستان، ژنرالها و حلقهی نزدیکان او آشنا میشویم؛ کسانی که به آرامی کم و کمتر میشوند و یکی پس از دیگری، بهخاطر شکهای عجیب و تهمتهای بدون سند و مدرک رئیسجمهور، در آغوش مرگ فرو میروند. رمان سیاسی آقای رئیس جمهور ما را به کاخ ریاستجمهوری دعوت میکند تا ببینیم میتوانیم از سوءظنهای عالیجناب جان سالم به در ببریم یا ما نیز مانند بسیاری از مردم عادی شهر، طعمهی جاسوسان و جلادان دولت میشویم.
آقای رئیسجمهور و نگرانیهای گاه و بیگاه او

عالیجناب در کتاب آقای رئیس جمهور اغلب اوقات نگران است. او میترسد یکی از ژنرالهایش آنقدر محبوب شود که بتواند مردم را با خود همراه و علیه او قیام کند. او مدتی است که نسبت به کانالس دچار وحشت عمیقی شده و نمیتواند وجود چنین فردی را تحمل کند.
کانالس بیش از حد محبوب است. در گردهماییها افسران ارتش را «شاهزادگان سپاه» معرفی میکند و این حد از خودپسندی برای رئیسجمهور که نمیخواهد هیچکس جز خودش القاب اشرافی داشته باشد، زنگ خطر است. علاوهبر اینها با یک وکیل معروف که همه میدانند با سیاستهای رئیسجمهور مخالف است، رفاقتی عمیق دارد. رمان آقای رئیس جمهور دارای ابعاد رئالیسم جادویی مانند بسیار از شاهکارهای ادبیات آمریکای لاتین است؛ مثلا برگهای درختان و سیاهی شب جاسوسهای عالیجناب هستند و شهر یک زندانی سیاسی در سیاهچاله است.
رمانهای سیاسی جهان در پی انعکاس دیکتاتوری
عالیجناب معتقد است دعوای منجر به قتل دو گدا، یک صحنهسازی برای ترور بوده است و گدایی که گدای دیگری را به قتل رسانده، با هدف ترور کلنل پارالس وارد رواق کلیسا شده و او را کشته است. عالیجناب، پلیس و تمام رسانهها میدانند که حقیقت اینگونه نیست و گدای دیوانهای که گدای دیگری را کشته اصلا پارالس را نمیشناخته، اما در رمان آقای رئیس جمهور ترجمهی زهرا خانلری (کیا) حقیقت چندان اهمیتی ندارد، بلکه این اتفاق فرصتی عالی برای سوءاستفاده و پروندهسازی علیه ژنرال کانالس است.
میگل، ندیمهی مورد اعتماد و نزدیکترین فرد به آقای رئیس جمهور است. رئیس جمهور که به صورت کلی به همه شک دارد، ندیمهی خود را همراه با یک قشون افسر را به خانهی کانالس میفرستد تا این قاتل خائن! را دستگیر کنند.
عالیجناب کتاب آقای رئیس جمهور از میگل آنخل آستوریاس از این کار دو هدف دارد؛ دستگیری و بیآبرو کردن کانالس و آزمایش میزان مورد اعتماد بودن میگل؛ آزمایشی که میگل با دیدن چهرهی معصوم و زیبای دختر ژنرال کانالس از آن سربلند بیرون نمیآید؛ او عاشق دختر یک ژنرال خائن و قاتل میشود و گویی که فرمان مرگ خود را امضا میکند!
میگل آنخل آستوریاس؛ روایتی شاعرانه از ستم
رمان آقای رئیسجمهور با نثری شاعرانه و ادبی روایت شده است و همین لحن که فضای خفقانآمیز را نه همچون یک گزارش خبری، بلکه مانند دردی استخوانسوز بازگو کرده است، موجب میشود حس همدردی و همدلی بیشتری را با شخصیتهای این داستان تجربه کنیم.

میگل آنخل آستوریاس، ظلم آقای رئیسجمهور را محدود به اعضای دولتش نمیداند، بلکه ما را با مردی به نام کازیمیرو ربکولونو آشنا میکند. او در کلیسا مشغول به کار است و سواد خواندن و نوشتن ندارد؛ به همین دلیل در مراسم عذرای مقدس، اعلان اشتباهیِ «روز تولد مادر رئیسجمهور» را از کلیسا برداشت. این اقدام کاملا اشتباه او، موجب شد تا دستگاه امنیتی او را به جرم توهین و شورش به زندان بیندازد.
آقای رئیسجمهور در سرکوب تفاوتی بین افراد نمیگذارد و از مردم عادی گرفته تا ژنرالهای زبدهی خود و نزدیکترین دوستش را به اسارت در سیاهچالههای مرگبار محکوم میکند. با خرید کتاب آقای رئیس جمهور انتشارات خوارزمی به شهری وارد میشوید که دیوارهایش جاسوسان دولت و ژنرالهایش در صف پاکسازی هستند؛ در این شهر بهتر است مراقب خود باشید وگرنه سیاهچاله در کمین شماست.
کتاب آقای رئیس جمهور از میگل از آنخل آستوریاس برای شما مناسب است اگر
- به کتابهایی که شما را به درون دستگاه سیاسی یک دیکتاتور همیشه در ظن و گمان دعوت میکنند، علاقه دارید.
- میخواهید با رمانهای سیاسی که دارای ابعاد سورئال و مالیخولیایی است، مواجه شوید.
در بخشی از کتاب آقای رئیس جمهور میخوانیم
مه کوچهها را قنداق کردهبود. مهی که بوی علف میداد و خانهها را با خامۀ سبزفامی اندود کرده بود.
کامیلا گفت:
- خواهش میکنم مرا تا خانۀ عموهای دیگرم همراهی کنید. اول برویم بهخانۀ عمو لوئیس...
- هر جا میل داشته باشید...
اشک مثل رگبار تندی از چشمان کامیلا جاری بود. گفت:
شوهر سابقش، ویلهلم برتلو، کارگر ساده، که بلوم مسؤولیت طلاق از او را بهعلت تمکیننکردن از شوهر بهگردن دارد، با علاقۀ بیشتری اطلاعات خود را در اختیار «روزنامه» گذاشت؛ او در حالی که سعی میکرد جلو اشکهایش را بگیرد گفت: «حالا میفهمم چرا این بلا بهسرم آمد. چرا مرا ترک کرد. پس جریان از این قرار بوده است. حالا همه چیز برایم روشن شد. سعادت ناچیز ما برایش کافی نبود. چیزهای دیگری میخواست، آخر کارگری درستکار و قانع چطور میتواند به اتومبیل پورشه برسد؟ (در اینجا خردمندانه اضافه کرد) شاید بتوانید بهخوانندگان «روزنامه» نصیحت مرا برسانید: عاقبت افکار غلط سوسیالیستی همین است. از شما و خوانندگانتان میپرسم: یک خدمتکار چگونه میتواند به این ثروت برسد. از راه راست که بدست نیاوردهاست. حالا میفهمم چرا همیشه از تندرویها و دشمنیهایش با کلیسا میترسیدم، خداوند را شکر میکنم که به ما بچه عطا نکرد. و وقتی میشنوم که عشق آدمکشی جنایتکار برایش پرارزشتر است تا علاقۀ سادۀ من، آن وقت این مطلب هم برایم روشن میشود.
بله




















