کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون، مجموعهای از داستانهای کوتاه رابرت لوئیس استیونسون، استاد بزرگ ادبیات گوتیک است. این نویسنده عمده شهرت خود را مدیون رمان دکتر جکیل و آقای هاید است. این مجموعه، دغدغههای اخلاقی و انسانی او را در خلال داستانهای مرموز و درگیرکنندهای روایت میکند که از المانهای سبک وحشت و عناصر ماوراءالطبیعه برای به تصویر کشیدن مضامینی چون طمع و وجدان بشری بهره میبرند.
دربارهی کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون
کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون، مجموعهی سه داستان کوتاه مشهور مارکهایم، جسددزد و شیطانک بطری از نویسندهی بزرگ ادبیات گوتیک، رابرت لویی استیونسون است. این سه داستان جذاب، المانهای داستانهای ترسناک را با بینش عمیق روانشناسی خود ترکیب کرده و با نثری پرکشش و شاعرانه، تاریکترین وجوه روح بشر را عیان میسازند.
رابرت لویی استیونسن، نویسنده و شاعر اسکاتلندی قرن نوزدهم بود که با رمانهایی مثل دکتر جکیل و آقای هاید و جزیره گنج شناخته شده و از تاثیرگذارترین چهرههای ادبیات وحشت محسوب میشود. آثار گردآوری شده در کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون، با وجود سبکهای متفاوت و حالوهوای خاص خود، همگی بازتابی از نبوغ نویسنده هستند و با ترکیب بدیعی از اوهام و واقعیت، دید او نسبت به مسئلهی خیر و شر و سرشت انسانی را بیان میکنند.

مارکهایم؛ تجلی وجدان در قامت شیطان
اولین داستان کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون، مارکهایم نام دارد که اولین بار در سال 1885 به چاپ رسید. مردی به نام مارکهایم به قصد سرقت، وارد یک مغازهی عتیقهفروشی شده و پس از مشاجرهای با صاحب مغازه، او را به قتل میرساند. مارکهایم میخواهد با ثروتی که از این مغازه به دست آورده، کسبوکار تازهای برای خود شروع کرده و از سالها زندگی محقرانه و آلوده به دزدی و قمار دست بکشد.
ناگهان صدایی از طبقهی بالا شنیده میشود. موجودی ماوراءالطبیعه و شیطانی که ظاهراً از ریز و درشت زندگی مارکهایم خبر دارد، او را به تأمل دربارهی انتخابهای خود دعوت میکند. غریبه، اطلاع میدهد که مستخدم مغازه به زودی از راه رسیده و مارکهایم باید او را به قتل برساند؛ اما در نهایت، سارق از تصمیم خود بازگشته و تسلیم پلیس میشود. در این داستان، المانهای ماوراءالطبیعه تبدیل میشوند به بستری برای مطرح شدن امور اخلاقی و بحث دربارهی ذات خیر و شر.
تلاقی ادبیات وحشت و اخلاق در داستان جسددزد
جسددزد، نام داستان دوم کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون است که ماجرای دو پزشک به نام مکفارلن و فتس را روایت میکند. در دوران دانشجویی، فتس و مکفارلن جوان مسئول تهیهی اجساد برای درس آناتومی بودند و برای این کار، مجبور به همکاری با اشخاصی مشکوک و خلافکار میشدند. پس از مدتی، فتس متوجه میشود که این اجساد، متعلق به کسانی هستند که به قتل رسیدهاند، از جمله مردی به نام گری. فتس معتقد است که باید این موضوع را به پلیس گزارش داد، اما مکفارلن او را وادار به سکوت میکند.
در ادامهی کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون، فتس و مکفارلن برای نبش قبر زنی که بهتازگی دفن شده به قبرستان رفته و جسد او را داخل کالسکه میگذارند. در مسیر برگشت، متوجه تغییری در جسد زن شده و کالسکه را نگه میدارد تا او را دوباره بررسی کنند، اما با صحنهای هولناک روبرو میشوند: جسدی که در کالسکه قرار دارد، متعلق به گری است، همان مردی که گمان میکردند سالها پیش جسدش را کاملاً از بین بردهاند.
شیطانک بطری؛ وسوسهی ثروت و بهای آرزوها
داستان سوم و آخر کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون، شیطانک بطری نام دارد. کِآوه، مردی فقیر است که در سانفرانسیسکو، بطریای میخرد که موجودی شیطانی درونش زندگی میکند. صاحب قبلی بطری، به کِآوه توضیح میدهد که این شیطانک، میتواند هر آرزویی را برآورده سازد، اما باید پیش از مرگ صاحب، با قیمتی پایینتر به نفر بعدی فروخته شود، در غیر این صورت، روحش به جهنم میرود.

کِآوه به کمک بطری، به ثروتی عظیم دست پیدا کرده و بطری را میفروشد. سالها بعد، دلباختهی زنی به نام کوکوآ میشود، اما در شب نامزدیاش درمییابد که به جذام مبتلا شده است. کِآوه برای درمان خود، پس از جستوجوی فراوان، بطری را دوباره از شخص دیگری خریداری میکند، اما حالا برای فروش آن به مشکل میخورد. داستان شیطانک بطری، از زمان انتشار در سال 1891 تا به امروز، موضوع بحث و گفتوگوی فراوان دربارهی طمع، فداکاری و بهای آرزوها بوده است.
خرید کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون انتشارات ماهونیا را به تمامی دوستداران داستانهای کوتاه کلاسیک، ادبیات گوتیک و داستانهای جنایی پیشنهاد میکنیم. اثر حاضر توسط مرجان ایمانی به فارسی ترجمه شده است.
اقتباسهای سینمایی از کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون
- جان لمونت در سال 1954، فیلم کوتاه آینه و مارکهایم را ساخت که اقتباسی از داستان اول این مجموعه است. در این اقتباس، فیلیپ سیویل در نقش مارکهایم و کریستوفر لی در نقش غریبه به ایفای نقش پرداختهاند.
- هاینس هیلپرت و راینهارت اشتاینبکر در سال 1934، فیلم عشق، مرگ و شیطان را با اقتباس از داستان شیطانک بطری و با بازی کیته ون ناگی به روی پردهی نقرهای بردند.
- فیلم سینمایی مردهدزد به کارگردانی رابرت وایز و بازی بوریس کارلوف و بلا لوگوسی اقتباسی از داستان جسددزد است که در سال 1945 ساخته شد.
کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای رابرت لویی استیونسن مثل دکتر جکیل و آقای هاید علاقه دارید و میخواهید برخی از داستانهای کوتاه مشهور او را نیز مطالعه کنید.
- ادبیات قرن نوزده بریتانیا و بهویژه سبک گوتیک را دوست دارید و بهدنبال معروفترین داستانهای کوتاه این جریان مهم ادبی میگردید.
- بهدنبال داستانهایی هستید که مضامین اخلاقی و انسانی را با سبک وحشت و عناصر ماوراءالطبیعه ترکیب میکنند.
در بخشی از کتاب بهترین داستانهای رابرت لوئیس استیونسون میخوانیم
مارکهایم فریاد زد: «تو چه کسی هستی؟ شیطان؟»
آن شخص گفت: «آنچه که شاید باشم، بر خدمتی که به شما عرضه میکنم تأثیری نمیگذارد.»
مارکهایم فریاد زد: «تأثیر میگذارد. از تو کمک بگیرم؟ نه، هرگز. از تو نه! تو هنوز مرا نمیشناسی. خدا را شکر، تو مرا نمیشناسی!»
آن شخص با نوعی سختگیری و قاطعانه پاسخ داد: «من شما را میشناسم. تا جان شما را میشناسم.»
مارکهایم فریاد زد: «میشناسی! چه کسی میتواند مرا بشناسد؟ زندگی من چیزی جز تقلید و دروغ بستن به خودم نیست. من برای تکذیب طبیعتم زندگی کردهام. همۀ انسانها چنین میکنند؛ همۀ انسانها نیکتر از نقابی هستند که روی چهرهشان رشد میکند. زندگی، هرکدام را بهنحوی تحتفشار قرار داده است. مثل بعضی که به دام تعریف و تمجیدها افتادهاند و در آغوش خرقه و ردایی خاموش شدهاند. اگر آنها بر خود کنترل داشتند، اگر میتوانستید چهرهشان را ببینید، کاملاً متفاوت بودند و در نگاه قهرمانان و قدیسان نمایان میشدند! من از همه بدترم، خودم بیشتر از همه استتار کردهام. عذر من برای خودم و خدا معلوم است. اما اگر وقت داشتم، میتوانستم خودم را افشا کنم.»
مهمان پرسید: «برای من؟»
بله



















