کتاب اسطوره، امروز یکی از مهمترین کتابهای رولان بارت است که در پی کشف معنای اسطوره حرکت میکند. نویسنده در این اثر معنای اسطوره را از بنیان تا مثالهای روزمره زیر ذرهبین میبرد و سعی میکند قدرت تشخیص اسطوره را برای مخاطب خویش به وجود آورد. در این کتاب به تفاوت بزرگ اساطیر کهن و اسطورههای امروزه پی میبریم و رد و نشان آنها را در عادیترین مفاهیم روزمره پیدا میکنیم.
دربارهی کتاب اسطوره، امروز
هبوط اساطیر به زندگی روزمره؛ رولان بارت در این کتاب هیچ جهان تازهای خلاق نکرده است. علت شهرت این اثر، نگاه تازهای است که به جهان تکراری و روزمرهی مدرن انداخته و ردپای اسطورهها را در آن شناسایی کرده است.
اگرچه معنای اسطوره در ذهن ما معمولا با خدایان باستان در شرق و غرب پیوند خورده است، اما رولان بارت در کتاب اسطوره، امروز بهجای مطالعهی تاریخ کهن، اساطیر را در تبلیغات، اتومبیل، اسباببازی، سلبریتیها، رسانه، ادبیات، نقد، فناوری و دیگر مظاهر زندگی مدرن مورد بررسی قرار میدهد و نتایج عجیبی را به خوانندهی خود نشان میدهد.
کتاب اسطوره امروز رولان بارت، در پاسخ به این سوال اساسی که اسطوره چیست؟ سعی در آشناییزدایی از امر اسطورهای دارد. نویسنده در این اثر بهجای مرور خدایان کوه المپ، عنوان میکند که اسطوره گفتار است؛ البته نه هر گفتاری. در این معنا، اسطوره شیوهای از معنابخشی به جهان است و میتواند شامل هر چیزی در جهان باشد. به بیان دیگر، هر عنصری که معنایی ثانویه را به ذهن منتقل کند، یک حامل اسطوره است.

خلق اساطیر در کتاب اسطوره، امروز
رولان بارت در ابتدای کتاب اسطوره امروز دستگاه نظری خود را از مفهوم نشانهشناسی بنا میکند. او در این بخش تاریخچهی کوتاه نشانهشناسی را مرور میکند و پس از عبور از ریشهی لغوی این واژه به تعریف دقیق آن میپردازد. بر اساس آموزههای نویسنده، نشانه از رابطهی میان «دال» و «مدلول» ساخته شده است. دال، تصویر یا مفهومی است که آن با آن مواجه میشویم و مدلول معنایی است که آن مفهوم در ذهن ما ترسیم میکند.
رولان بارت در بخش دیگر کتاب اسطوره، امروز کاربرد نشانهشناسی را به معنی اسطوره گسترش میدهد؛ به باور او اسطوره نشانههای قابلشناسایی را در سطح دیگری مورداستفاده قرار میدهد. در این تعریف، آنچه در نظام نخستین یک معنای کامل بوده، در نظام اسطورهای به «فرم» تبدیل میشود تا مفهوم تازهای را منتقل کند.
نکته مهمی که در این بخش از کتاب به آن پرداخته میشود تأثیری است که اسطوره بر امر پیشین یا تاریخی دارد. رولان بارت در این خوانش اسطوره معتقد است که این مفهوم الزاماً تاریخ را نابود نمیکند، بلکه آن را پنهان میکند. مثلاً اگر عکسی از یک ماشین، در نظام نشانهشناسی، معنایی از یک وسیله نقلیه را به ذهن بیننده منتقل کند، در نظام اسطورهای این عکس میتواند حامل معانی مختلفی چون تجدد، پیشرفت، اشرافیگری و... باشد. اینجا اسطوره، تاریخ مفهوم اصلی را پنهان کرده است.
اینجا است که کتاب اسطوره، امروز، سوال مهمی را مطرح میکند؛ چه کسی و با چه منظوری این معنای اسطورهای را ساخته؟ اما اسطوره بهسرعت از سوال طفره میرود و اینطور نشان میدهد که گویا معنای اسطورهای بدیهیترین معنی ممکن از هر چیز است!
معنازدایی از «زبان» در نظام اسطورهای
یکی از جذابترین بخشهای کتاب اسطوره، امروز توضیح رولان بارت دربارهی اسطوره بهعنوان زبان دزدیده شده است. به باور او، اسطوره از نشانهای که در ابتدا وجود داشته استفاده میکند تا معنای جدیدی را بر آن سوار کند. برایناساس، نشانه همچنان همان ظاهر آشنای قدیمی را دارد اما دیگر کارکرد سابق را ندارد.
رولان بارت در این بخش از کتاب مخاطب خود را نسبت به تمام جهان حساس میکند و از او میخواهد که یک بار دیگر به مفهوم همه چیز بیندیشد. او توجه خواننده را از ظاهر پدیدههای پیرامون، به معنای نهان آنها جلب میکند و الگویی برای تفکر انتقادی در اختیار خوانندگان خود قرار میدهد.
کارکرد اسطوره در ویترین زندگی روزمره
رولان بارت برای نشاندادن اهمیت موضوع، بخش قابلتوجهی از کتاب اسطوره، امروز را به ارائهی مثالهای عجیب اختصاص داده است. مثلاً در بخشی از کتاب به مغز آینشتاین، فیزیسین آلمانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه نظام اسطورهساز، نبوغ یک اندیشمند را به جسم مغز او تقلیل داده است؛ گویا راز هوش بیانتهای او در یک اندام زیستی قابل نگهداری است.
مقاله «سیتروئن مدل جدید» نیز مثال دیگری است که در این کتاب به آن پرداخته شده است. نویسنده در این بخش، نشان میدهد که چگونه یک خودرو از یک کالای صنعتی فراتر رفته و به شیئی مقدس بدل شده است. رولان بارت در این بخش خودرو را نه در معنای اولیه که در معنای اسطورهای آن همراه با سازوکار فرهنگی به مخاطب نشان میدهد.
نه مقالهای که نویسنده در بخش اسطورهشناسیها از کتاب حاضر به معرفیشان پرداخته، هر کدام مثالی از یک مفهوم است که شاید کمتر کسی به وجوه اسطورهای آنها پی برده باشد. رولان بارت در بخش پایانی کتاب قصد دارد مخاطب خود را به بازاندیشی در تمام وجوه قطعی و بدیهی زندگی دعوت کند.
این اثر توسط نشر مرکز و با ترجمهی شیرین دخت دقیق روانهی بازار شده تا به دست مخاطبان خود برسد. با خرید کتاب اسطوره، امروز فرصت مطالعهی یکی از مهمترین نظریات معاصر را از نظریهپردازی ساختارشکن به خود هدیه خواهید داد.

نکوداشتهای کتاب اسطوره، امروز
- اسطورهها نوعی شاهکار است؛ کتابی مجذوبکننده که معنایش در ذهن نقش میبندد و قابلیت بهکارگیری در انواعواقسام زمینهها را دارد. (روزنامهی آبزرور)
- این اثر مجموعه جستاری است دربارهی نشانههایی که ما را کنترلکننده میکنند؛ از مدلهای مو در فیلم ژولیوس سزار تا تقدسِ کف در پودرهای شوینده. (کریستوفر ریکس، ساندیتایمز)
- همه چیز درباره معمولیترین چیزهاست. او میدانست چگونه میان راسین و تعطیلات ساحلی، میان فروید و انتظار برای تماس تلفنی معشوق، پیوند برقرار کند. او نیز مانند بسیاری از هنرمندان مدرن، مضامین عمیقتری را میدید که در دل چیزهایی بهظاهر پیشپاافتاده و روزمره جریان داشتند. (آلن دوباتن، دیلی اکسپرس)
کتاب اسطوره، امروز برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی ادبیات، زبانشناسی، علوم اجتماعی، جامعهشناسی، فلسفه و مطالعات فرهنگی هستید و قصد دارید به مطالعهی اثری با محوریت آرای رولان بارت و اسطوره بپردازید.
- به نقد اسطوره و حوزه نشانهشناسی علاقه دارید و قصد دارید یکی از مهمترین کتابهای رولان بارت را در این حوزه مطالعه کنید.
- نویسنده یا روزنامهنگار هستید و قصد دارید معنای ناپیدای جهان را از پس کلمات کشف کنید.
در بخشی از کتاب اسطوره، امروز میخوانیم
«هر چیزی ممکن است در یک اسطوره رخ دهد؛ گویی زنجیره رویدادها در آن پیرو هیچ قاعده منطقی یا توالی نیست. هر موضوعی میتواند گونهای گزاره داشته باشد، هر رابطه قابل درکی امکانپذیر است. باوجوداین، همین اسطورهها که ظاهرا دلبخواهی و قراردادی هستند، با ویژگیهایی یکسان و اغلب همراه جزئیاتی همانند، در قسمتهای مختلف دنیا پدید میآیند. مسئله در اینجاست. اگر محتوای اسطوره تماماً اتفاقی است، چگونه به این مسئله پاسخ بگوییم که تا این اندازه اسطورههای اینسوی دنیا با اسطورههای آنسوی دنیا شباهت دارند».
حاصل پژوهش لوی ستروس آن است که دلیل این تشابه، یکسان بودن کارکرد ذهن انسانی در همهجا است و بدوی و یا پیشرفته بودن جوامع در آن تأثیری ندارد. یکی از موارد اختلاف لوی ستروس و ژان پل سارتر که از ابتدای جوانی با یکدیگر دوست و همفکر بودند از اینجا آغاز شد که به گمان سارتر اندیشه ابتدایی سادهلوحانه و خُرافی است ولی لوی ستروس چنین نظری ندارد و معتقد است که اندیشه ابتدایی فقط نظام دیگری در نشانهگذاری به کار میبرد.
برخی از نقادانِ لوی ستروس از جمله ادموند لیچ، درحالیکه متن کتابهای علمی او را از حیث زیبایی و ادبیّت میستایند و سحرآمیز میدانند و درحالیکه بر بسیاری از دستاوردهای علمی او ارج مینهند، اما ازآنجهت که احکام او بر پایه بررسی نمونههای انسانشناسی در قبایل ابتدایی است، این احتمال را نیز ممکن میدانند که بتوان نمونههای دیگری بر خلاف برهان لوی ستروس ارائه داد.
بله





















