اندیشه ها و باورهای نخستین مردمان هر سرزمین، در پاسخ به پرسشهای بنیادین، پیرامون خلقت جهان و انسان آکنده از نکات و اشارات زنده و جانداریست که ذهن انسان را ناخودآگاه، به هزار ساله نخست هستی گسیل می دارد. پویایی و ماندگاری چنین اندیشه های کهنی را بیش از هر چیز باید مرهون گذر اساطیر هر سرزمین از شاه راه زبان و ادب گفتاری آن سرزمین دانست که حاصل این گذار، خلق آثار شگرفی چون، ایلیاد و اودیسه یونانیان، گیلکمش سومریان، و شاهنامه ایرانیان است.
روایت آفرینش هستی و انسان در اساطیر ایران نیز که با حضور قدرت های فرا طبیعی چون جادو، فره، طالع بینی، مرگ و حیات جاوید همراه بوده است. در نهان خانه ی نهاد بشر به گونه ی افسانه و اسطوره، نسل به نسل انتقال یافته و منجر به خلق آثار و جاوندی چون: شاهنامهی فردوسی، گرشاسبنامه اسدی طوسی، ویس و رامین گرگانی، بانوگشب نامه، اثری که نام سرآینده آن لابلای سطور تاریخ ایران محو گردیده شده است.
اما حقیقت آن است که این آثار با گذشت زمان و فراموش شدن بن مایه های فرهنگی و اساطیری این سرزمین، رنگ باخته و رفته رفته به افسانه هایی خردناپذیر و اغراقآمیز بدل میگردند.
جستار حاصل تلاشی است برای یافتن ردپای اندیشه های کهن اساطیری این مرز و بوم در ادبیات حماسی آن که به شیوهای نقد گونه به تطبیق میان برخی از این اندیشه ها با اساطیر و ادبیات ملل دیگر و یا گذر آن در ادیان میپردازد. هدف از گزینش اسطوره ی آسمان و زمین به عنوان موضوع این جستار نیز، تحریر مقدمه ای بر آغاز هستی از دیدگاه اساطیر بوده است.
بله
















