کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی، مجموعه مقالاتی است که دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان پیشتر در نشریهی ایرانشناسی منتشر کرده است. این مجموعه دربرگیرندهی 20 مقالهی تحلیلی است که به بررسی مفاهیمی خاص در آثار سعدی، مرور برخی از جزئیات زندگیاش و تاثیر شرایط تاریخی و اجتماعی بر اندیشههای او میپردازد. کاتوزیان با مثالهای فراوان از بوستان، گلستان و غزلیات سعدی، اندیشهها و وجوه تاریخی و واقعی زندگی سعدی را میکاود، و ابعاد سوالبرانگیز بسیاری از ابیات او را روشن میسازد.
دربارهی کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی
دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان، تاریخنگار و منتقد ادبی سرشناس، که بهگفتهی خود از کودکی تا به امروز از پرداختن به استاد سخن، سعدی شیرازی غافل نمانده است، جستارهای خود را در کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی در اختیار علاقهمندان به شعر کهن فارسی قرار داده است. این اثر 20 مقالهی تحلیلگرانه از زوایای مختلف شعر و زندگی سعدی را در خود جای داده است. برخی از این مقالات در ادامهی یکدیگر و مکمل هماند و برخی دیگر موضوعات مستقل دارند.
کاتوزیان میکوشد، شیخ اجل را نه فقط در مقام شاعری کلاسیک و پندآموز یا غزلسرایی قهار، بلکه در جایگاه اندیشمندی پیچیده، چندوجهی و صاحبنظر بازخوانی کند. سعدی هم میتواند به پیشامدهای کوچک روزمره توجه کند و از مکث بر لحظههای ظاهرا پیشپاافتاده معنا خلق کند و هم میتواند در عشق، معنویات و اخلاقیات به هر عمقی که اراده میکند برسد.
خوانش تاریخشناسانهی همایون کاتوزیان از زندگی شخصی سعدی
کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی، زندگینامهای خطی و قابل پیشبینی نیست. مجموعهی جستارهایی است که هر کدام با بزرگنمایی موضوعی بحثبرانگیز در زندگی و جهانبینی سعدی از خوانشی ساده فاصله دارند. محمدعلی همایون کاتوزیان در این میدان، شجاعانه گوشههایی بحثبرانگیز از ذهن، روان و سبک زندگی شاعر را برای کاوش برمیگزیند. او در بخشی از پژوهش خود به موضوعاتی چون نظربازی و شاهدبازی میپردازد و فرضیهی همجنسگرایی سعدی را به چالش میکشد.

یکی از سوالات قابل تاملی که همایون کاتوزیان میپرسد و خود به آن پاسخ میدهد، میزان احتمال تاریخی بودن وقایعی است که سعدی در آنها راوی اول شخص را انتخاب کرده است. برای مثال فرار سعدی از مدرسه از حکایتهای مشهور زندگی اوست که میتواند به برداشتهایی نادرست چون علمستیزی و مخالفت او با خرد و تحصیل بینجامد. نویسنده با مثالهای نقض فراوان، فرم نمادین و منتقدانهی شاعر را یادآوری میکند و حکایت مدرسه را به نقد فضاهای فکری بسته و خشک تعبیر میکند.
تحلیل اشعار سعدی در همنشینی تضادها
کنار هم قرار دادن تضادها در لایههای مختلف زندگی شاعر پرآوازهی قرن هفتم هجری، از جذابیتهایی است که محمدعلی همایون کاتوزیان استادانه ایجاد کرده است. دوگانههایی چون «سعدی در شب وصل» و «سعدی در شب هجر» یا «در اخلاق درویشان» و «سعدی و پادشاهان» اندیشههای چندوجهی پادشاه سخن را به خوبی بازتاب میدهد. خرید کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی، تصویری فراتر از زندگی یک غزلسرا و نصیحتگر پیش رویتان میگذارد.
نشر مرکز پژوهشهای ادبی محمدعلی همایون کاتوزیان در حوزهی سعدیشناسی را در اختیار علاقهمندان به رویکردهای تحلیلی از ادبیات کلاسیک فارسی قرار داده است.
کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی برای شما مناسب است اگر
- کتابهای همایون کاتوزیان را مطالعه کردهاید و به رویکرد تحلیلی او در ادبیات کهن علاقه دارید.
- از دوستداران اشعار سعدی هستید و میخواهید با نگاهی واقعبینانه و تاریخی با زندگی او آشنا شوید.
- حکایتهای گلستان سعدی را خواندهاید و دربارهی احتمال تاریخی بودن وقایع آن کنجکاوید.
در بخشی از کتاب سعدی شاعر عشق و زندگی میخوانیم
ریشههاى سعدىکُشى
«سعدىکُشى» مىگویم مثل موارد دیگر... منظور زدن و کوبیدن و لعن و نفرین است.
زمزمه از بعد از شهریور 1320 شروع شد. اول به شکل بدگویىهاى کسروى. البته کسروى تا اندازهاى جز به فردوسى به شاعر بزرگى نبود که بد نگوید و فحش ندهد. به قول سعدى، «که نگذاشت کس را نه دختر نه زن». و لبه تیز حمله او هم به ویژه متوجه سه قهرمان شعر فارسى بود: سعدى، حافظ و مولوى. حتى با گروهش «باهمادِ آزادگان» در مراسم رسمى و تشریفاتى کتابهاى اینها و دیگران را مىسوزاندند. قضاوت کسروى درباره این شاعران بیانى اخلاقى داشت و اجتماعى. و از آن جمله این که سعدى سادهباز بود، و حافظ گدا، و مولوى بىکار و بیعار. به سعدى و حافظ بیش از همه فحش مىداد. در مورد حافظ که اصلا جزوه ویژه جداگانهاى هم نوشت، سواى تعارفاتش در جاهاى دیگر. اما کسروى اصلا شاعرى را کارى عبث حتى ضداجتماعى مىدانست، مگر این که شاعر و شعر او در خدمت اجتماع باشند. به چه معنا؟ به این معنا که «آمیغها» (=حقایق) را بگوید. و این آمیغها کدام بودند؟ طبعا همانها که کسروى مىگفت. کسروى هرگز مطلب را به عنوان «هنر به خاطر اجتماع» در برابر «هنر به خاطر نفس هنر» عنوان نکرد، اگرچه شاید پارهاى از این مباحث از گفتگوهاى روشنفکران آن روز (که تا چند سال پس از شهریور 1320 یا عضو یا دوستدار حزب توده بودند) به گوشش خورده بود. ولى بزرگترین مشکل شعار «هنر به خاطر اجتماع» در همین است که کدام هنر را مىتوان در خدمت اجتماع شمرد: هنرى که براى «آمیغ»هاى کمونیسم تبلیغ مىکند یا «آمیغ»هاى فاشیسم، یا «آمیغ»هاى کسروى؟ براى مثال مىگویم، چون در آن زمان هم کمونیستها، هم فاشیستها و هم کسروى مىگفتند که هنر باید در خدمت اجتماع باشد.
بله























