کتاب بانوی من، قمری من و داستانهای دیگر مجموعهای از 15 داستان کوتاه برای بزرگسالان است که رولد دال به رشتهی تحریر درآورده. نویسنده در این مجموعه، داستانهای غافلگیرکنندهای را در پیشاپیش مخاطب قرار داده است که با بهرهگیری از طنز سیاه، انتقادهای مهمی را بر رذایل انسانی وارد کردهاند.
دربارهی کتاب بانوی من، قمری من و داستانهای دیگر
نقابی بر رذایل انسانی؛ اگر شما هم رولد دال را جزو بهترین نویسندگان کودک و نوجوان میشناسید، پس لازم است نگاهی به جهان تیرهوتار کتاب بانوی من، قمری من و داستانهای دیگر بیندازید. نویسندهی دوستداشتنی داستان کودک، در این مجموعه روی دیگر خود را نشان داده و نمونههای درخشانی از دارک کمدی تا داستان گوتیک و ژانر وحشت را در یک مجموعه گردآوری کرده است.
رولد دال در 15 داستان کتاب حاضر نقابی خندهرو را بر صورت سرد و بیروح جامعهی مدرن و صنعتی میزند و در پایان هر داستان بخشی از چهرهی کریه پشت نقاب را به مخاطب خود نشان میدهد. همین ترفند است که طنز تلخ رولد دال را شکل میدهد و خواننده در پایان هر داستان لحظهای به همه چیز شک میکند.
داستانهای کتاب بانوی من، قمری من را میتوان در چهار محور اصلی (دارک کمدی، داستان جنایی، داستان گوتیک و داستان علمیتخیلی) مطالعه کرد که مجموعهی آنها کاتالوگی از رذیلههای اخلاقی و سقوط انسانیت در جامعهی مدرن را ترسیم کردهاند.

طنز تلخ و خوی پنهان طبقه متوسط
داستانهایی چون طعم، بانوی من، قمری من، مردی از جنوب و در اعماق مزایده به طور واضح پرچمداران ژانر کمدی سیاه در کتاب بانوی من، قمری من هستند. رولد دال در این داستانها با بهرهگیری از طنز اخلاقی روابط انسانی را تا حد شرطبندیهای پوچ و سرککشیدنهای مهارنشدنی در حریم شخصی افراد تقلیل میدهد.
شخصیتهای داستانی او که عموماً جزو طبقه متوسط جامعهاند، در دریای ملال و بیهودگی در حال دستوپازدناند و برایآنکه به اطرافیانشان خودی نشان داده باشند، از هیچ رفتار ناهنجار و غیراخلاقی فروگذار نمیکنند. در این داستانها تقلب در بازی و شرطبندیهای عجیبوغریب بر سر اعضای بدن و تملک بر زنها رفتارهایی هستند که در بزنگاه داستانی، مخاطب را شوکه کرده و بخشی از ظاهر ناپیدای انسانهای مبادیآداب را به تصویر میکشانند.
داستان جنایی و الگوی انتقام در آثار رولد دال
لایهی دیگری که در داستانهای کتاب بانوی من، قمری قابل مشاهده است، درامهای جنایی و ژانر وحشت روانشناختی است. داستانهایی چون گوسفند قربانی، فاکسلی چهارنعل و پوست دارای شخصیتهایی هستند که بهوضوح در مرز معصومیت و شرارت قرار گرفتهاند و مخاطب را در قضاوتگری به چالش میکشانند.
مثلاً در داستان گوسفند قربانی، رولد دال شخصیت مری ملونی را از همسری وفادار و مهربان به سمت قاتلی خونسرد و سنگدل سوق میدهد که با مکر زنانهاش علاوه بر همسر، سیستم عدالت را نیز به سخره میگیرد. نکتهی ظریف و بسیار مهمی که در این داستانها مخاطب را به وجد میآورد، شیب بسیار ملایمی است که شخصیتها در سقوط تجربه میکنند؛ نویسنده فرایند تحول شخصیت را بهگونهای خلق کرده که هیچ مرز واضحی باقی نمیماند و این تغییر تدریجی بسیار شبیه به تغییرات انسانها در زندگی روزمره است.
داستان گوتیک در کتاب بانوی من، قمری من
بخش دیگری از فضای کتاب به داستانهای گوتیک مدرن و فروپاشی ذهنی اختصاص یافته است. رولد دال در داستانهای سرباز، اجازه رحلت، سم و آرزو فضای گوتیک مدرن را بهخوبی تصویر کرده است و ترسهای درونزاد انسانی را ترسیم میکند.
در این بخش، کاراکترها تحتتأثیر جراحات جنگی، تروماهای روانی، آزار و اذیتهای جنسی و... با مشکلات بزرگی مانند اضطراب و توهم دستوپنجه نرم میکنند. نویسنده در این بخش بامهارت مثالزدنی در روانشناسی ترس، مرز واقعیت و خیال را محو میکند و به مخاطب اجازه میدهد تبعات این پدیدههای شوم بشری را از نزدیک تجربه کند.
در این داستانها از کتاب بانوی من، قمری من، گاهی ماری موهوم روی شکم میخزد و یا نقش و نگار قالی تصاویری جهنمی و وحشتناک را به یاد میآورند؛ در تمام این موارد و در لایههای عمیقتر، مخاطب میتواند سرمنشأ بسیاری از این اختلالات را در گذشتهی شخصیتها جستجو کند و به کشفهای متأثرکننده در داستان برسد.
داستان علمیتخیلی و ادبیات گمانهزن رولد دال
وجهی دیگر از چهرهی مخدوش مدرنیسم در داستانهای ماشین صدا و ماشین داستاننویس خودکار از کتاب بانوی من، قمری من قابل مشاهده است. رولد دال در این داستانها بهنقد سیطرهی فناوری بر روح انسان پرداخته و در یک پیشگویی هنرمندانه خبر از ماشینهایی میدهد که بهجای انسان رمان مینویسند و حتی عنصر خلاقیت را در استعمار خویش درآوردهاند!
رولد دال داستانهای این کتاب را در ژانرهای مختلفی پرورانده و مهارت داستاننویسی خود را در ادبیات بزرگسالان به مخاطب نشان داده است. شاید به همین دلیل باشد که روز تولد او در تقویم رسمی بریتانیا به نامش نامگذاری شده و بهعنوان یکی از 50 نویسندهی برتر بریتانیایی شناخته میشود.
این اثر با ترجمهی دلچسب شهلا طهماسبی به فارسی برگردانده شده و به همت نشر مرکز در اختیار علاقهمندان به جهان داستان قرار گرفته است. شما نیز با خرید کتاب بانوی من، قمری من و داستانهای دیگر میتوانید یکی از بهترین کتابهای رولد دال را در اختیار داشته باشید.
اقتباسهای سینمایی و فرهنگی از کتاب بانوی من، قمری من
- مجموعه تلویزیونی داستانهای غیرمنتظره (Tales of the Unexpected)
- مجموعه تلویزیونی آلفرد هیچکاک تقدیم میکند (Alfred Hitchcock Presents)
- اپیزود چهارم از فیلم سینمایی چهار اتاق به کارگردانی کوئنتین تارانتینو (Four Rooms 1995)
- مجموعه فیلمهای کوتاه وس اندرسون (Netflix 2023)
کتاب بانوی من، قمری من و داستانهای دیگر برای شما مناسب است اگر
- به داستان کوتاه علاقه دارید و قصد دارید مجموعهای متفاوت از داستانهای کوتاه رولد دال را مطالعه کنید.
- به ژانر دارک کمدی و گوتیک علاقه دارید و قصد دارید مجموعهای از داستانهای درخشان در این سبک را مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب بانوی من، قمری من و داستانهای دیگر میخوانیم
اتاق گرم و نظیف بود، پردهها افتاده بودند، چراغهای رومیزی هر دو روشن بودند. چراغ میز زن و چراغ میزی که کنار صندلی خالی روبهروی او قرار داشت، و روی بوفه پشت سرش، دو گیلاس بلند پر از سودا و ویسکی بود. تکههای یخ تازه هم یخدان را پرکرده بود.
مری ملونی منتظر بود تا شوهرش از سر کار به خانه بیاید.
هرچند دقیقه یک بار تنها برای دلخوشی خود و بیهیچ نگرانی خاصی به ساعت نگاه میکرد و بهاینترتیب احساس میکرد باگذشت هر لحظه، زمان آمدن شوهرش نزدیکتر میشود. سراسر وجودش و کارهایی که انجام میداد، سرشار از تبسم بود. سرش با آرامش خیال روی خیاطیاش خم شده بود. پوستش به طرز خاصی شفاف شده بود - چون ششمین ماه حاملگیاش را میگذراند - لبهایی نرم داشت، و چشمهایش به دلیل آرامش درونی، از همیشه درشتتر و تیرهتر به نظر میرسید.
هنگامی که ساعت ده دقیقه به پنج را نشان داد، گوشهایش را تیز کرد و چند لحظه بعد، درست مثل همیشه، صدای کشیدهشدن چرخهای ماشین روی شنهای باغ بلند شد، صدای عبور پا از کنار پنجره، و چرخاندن کلید در قفل در. زن خیاطی را کنار گذاشت، از جا بلند شد و جلو رفت تا شوهرش را موقع ورود به خانه ببوسد.
بله



























