کتاب آشنایی با ناباکوف نوشتهی پل استراترن روایتی فشرده و خواندنی از زندگی، اندیشه و آثار یکی از مهمترین نویسندگان ادبیات روسیهی قرن بیستم است. استراترن با نثری روشن و جذاب، مسیر زندگی ناباکوف را از کودکی و انقلاب روسیه تا سالهای تبعید، مهاجرت به آمریکا و شکلگیری جایگاه ادبی او دنبال میکند و تصویری زنده از شخصیت و جهان فکری او به دست میدهد.
دربارهی کتاب آشنایی با ناباکوف
ولادیمیر ناباکوف نویسندهای برجسته و چندزبانه در ادبیات قرن بیستم است که با آثاری چون لولیتا به یکی از تأثیرگذارترین و بحثبرانگیزترین چهرههای ادبیات مدرن جهان تبدیل شد. پل استراترن در کتاب آشنایی با ناباکوف به این نویسندهی برجستهی روس میپردازد و زندگی شخصی، تجربههای مهاجرت و تبعید، فعالیت ادبی و مهمترین آثار او را بررسی میکند.
نویسنده این کتاب را با دو واقعهی تکاندهنده در زندگی ناباکوف آغاز میکند: انقلاب بلشویکی و کشته شدن پدرش در برلین. او نشان میدهد که تجربهی تبعید و از دست دادن خانه و خانواده چگونه به بخش مهمی از زندگی ناباکوف تبدیل شد و چگونه به نویسندهای با شهرت جهانی بدل شد و آثاری چون لولیتا را خلق کرد.
پل استراترن در این کتاب به مهمترین مراحل زندگی این نویسندهی روس و ارتباط میان تجربههای شخصی و فعالیت ادبیاش میپردازد و خواننده را با مهمترین نوشتههای او آشنا میسازد. استراترن در بخشهای پایانی این کتاب گاهشمار زندگی و زمانهی ناباکوف را آورده و رخدادهای مهم زندگی او را در کنار وقایع تاریخی دورانش قرار میدهد.

ناباکوف از دریچهی زندگی و تجربههای شخصی
پل استراترن در این کتاب بهجای ارائهی فهرست طولانی از آثار، مهمترین اتفاقات زندگی ناباکوف و آثار شاخص او را انتخاب و به یکدیگر مرتبط میکند. او با تمرکز بر رویدادهای تعیینکنندهی زندگی ناباکوف، نشان میدهد چگونه انقلاب روسیه، مهاجرت، زندگی در اروپا، کشته شدن پدر و سرانجام اقامت در آمریکا بر شخصیت و مسیر ادبی او اثر گذاشت.
کتاب حاضر تنها یک زندگینامهی مختصر نیست؛ بلکه نویسنده رابطهی میان زندگی و آثار ناباکوف را بررسی میکند و به خواننده کمک میکند پیشینهی تاریخی و شخصی شکلگیری آثار او را بهتر درک کند. توجه استراترن به شخصیت و روحیات نویسنده باعث میشود ناباکوف در پایان کتاب از یک نام ادبی دور و دستنیافتنی به شخصیتی ملموس و آشنا تبدیل شود.
این کتاب با ترجمهی مهدی جواهریان میتواند شروع مناسبی برای کسانی باشد که میخواهند با بهترین آثار ناباکوف آشنا شوند و تصویری کلی از زندگی و جهان ادبیاش به دست آورند. با خرید کتاب آشنایی با ناباکوف نشر مرکز روایتی فشرده و منسجم از زندگی و آثار ناباکوف در اختیار خواهید داشت که میتواند راهنمایی برای ورود به جهان ادبی او باشد و در زمانی کوتاه شما را با زندگی، شخصیت، جهان فکری و بهترین کتابهای ولادیمیر ناباکوف آشنا کند.
کتاب آشنایی با ناباکوف برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات روسیه و شناخت نویسندگان برجستهی آن علاقه دارید و میخواهید دربارهی آثار ناباکوف، زمینهی تاریخی و فکری زندگیاش مطالعه کنید.
- نام رمان لولیتا ناباکوف را شنیدهاید و علاقهمندید بیشتر دربارهی زندگی و فعالیتهای ادبی این نویسنده بخوانید.
- دیگر کتابهای پل استراترن را خواندهاید و علاقهمندید نوشتههای او را دربارهی ناباکوف دنبال کنید.
در بخشی از کتاب آشنایی با ناباکوف میخوانیم
با بزرگ شدن ناباکوف، بانوها جایشان را به معلمهاى سرخانه دادند. پدرش با این که درگیر حزب سیاسىاش، کادتها، شده بود باز فرصت مىیافت تا عشقاش به گردآورى پروانهها و علاقهاش به نگهدارى و چیدن نمونهها به روش علمى مناسب را به پسر دلبندش منتقل کند. همین نکته حلقهى پیوند محکمى بین پدر و فرزند شد. وقتى که پدر ناباکوف در زندان به سر مىبرد، با دریافت پروانهاى خشکشده از پسر نه سالهاش بسیار به وجد آمد و براى مادر ناباکوف نوشت: «به او بگو که اینجا هیچ پروانهاى در حیاط زندان وجود ندارد، مگر از گونهى رامنى و پى. براسیکا. اِجِریا پیدا کردهاى؟» جالب این که همین لحن پدرانه و در عین حال سختگیرانه بعدها در سبک ادبى ناباکوف رخنه مىکند.
حالا واقعا ناباکوف چه چیزى را در تشریح کودکىاش از قلم انداخته است؟ قطعا او ارجاعاتى به آن جادهى موازى در آن دههى پرآشوب دارد. ناباکوف دوازده ساله کاملاً آگاه بود که «روزنامههاى ارتجاعى هرگز دست از حمله به حزب پدرم برنمىداشتند و من هم کموبیش به کاریکاتورهاى زنندهشان، که گهگاه به چاپ مىرسید، عادت کرده بودم چیزهایى شبیه این که پدرم و میلیوکوف دارند روسیهى مقدس در سینى به یهودیت جهانى تقدیم مىکنند.» ناباکوف به زندانى شدن پدرش اشاراتى دارد و از نگرانىاش براى پدر در یک دوئل که در نهایت در نمىگیرد یاد مىکند. مشکل اصلى این است که بگو، حافظه اثرى هنرى است و اصلاً به چنین قصدى کتابت شده بود. به همین خاطر است که سردى احساسات، عقدههاى حلناشده، و لقمههاى هضمناشدهى زشتى که زندگى یک نوجوان را شکل مىدهند در آن غایباند یا که در بهترین حالت با وسواسى دلنواز از سر باز مىشوند. دوران کودکى مىتواند به اثرى هنرى تبدیل گردد، اما فى نفسه اثر هنرى نیست. یک عنصر مبهمِ گم شده وجود دارد حتا اگر این فقط ملانقطىهاى واقعیتگرا را دلسرد کند. همانطور که خود ناباکوف اذعان مىکرد، کلمهى «واقعیت» باید همیشه در گیومه به کار برده شود.
بله




























