



کتاب زندگی من اثر ایگور استراوینسکی با ترجمه کیکاووس جهانداری از نشر خوارزمی
برای خواندن کتاب زندگی من و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب زندگی من
او موسیقیدان به دنیا آمده است و نُتها را به بهترین مقصد خود رهسپار میکند. کتاب زندگی من اثر ایگور استراوینسکی، زندگینامهی خودنوشت یکی از موسیقیدانان شاخص روسیه است که از کودکی، عشق خود را به آوازها کشف کرد و کوشید تا به هنرمندی خلاق و متخصص در سبکهای مختلف موسیقی تبدیل شود.
دربارهی کتاب زندگی من
خاطرات ما، شخصیت کنونیمان را ساختهاند و ما چیزی نیستیم بهجز آنچه از سر گذراندهایم. کتاب زندگی من اثر ایگور استراوینسکی مجموعهای از خاطرات این آهنگساز روس است؛ کسی که در هیچکدام از دورههای هنریاش در یک سبک متوقف نشد و از نئوکلاسیسیسم به موسیقی دوازدهنتی و... روی آورد.
او از شاخصترین آهنگسازان روس قرن بیستم است که تصمیم گرفت در میانسالی زندگینامهی خود را بنویسد و از زندگی آرام دوران کودکی و تأثیر اتفاقات ساده بر روح هنردوستش سخن بگوید. ایگور استراوینسکی ما را به روزهای کودکیاش میبرد؛ زمانی که حضور یک پیرمرد کر و لال، در روستای تابستانی محل زندگی او، روح موسیقی را در زیر پوستش به جریان انداخت و عشق به نواختن و نتپردازی را در او بهوجود آورد.
پیرمردی که در کتاب زندگی من اثر ایگور استراوینسکی با او آشنا میشویم، با جامهای کوتاه و غیرعادی به رنگ سرخ، در کوچههای روستا بر تنهی درختی سوار میشد و با زبان خود برای کودکان صداهای نامفهوم تولید میکرد. همین اتفاق به ایگور که عاشق موسیقی بود، نشان داد که میتوان با یک هجاء و دو سیلاب و با ابزاری ساده، یک موسیقی زنده و زیبا خلق کرد؛ این از نخستین جرقههای نور موسیقی در جان و روح استراوینسکی بود که او را به هنرمندی بزرگ تبدیل کرد.

زندگی موسیقیدانان بزرگ در میان نُتها
زمستانها برای ایگور استراوینسکی، تلخ، بیرمق و بیجان بودند. او باید زمستانها در شهر میماند و از زندگی آزادانه در کنار زنان روستایی که حین کار روزانه به آواز خواندن مشغول بودند، محروم میشد. پدر و مادر ایگور هر دو در عرصهی موسیقی فعال بودند.
پدرش خوانندهی باس و مادرش نوازندهی پیانو بود. او برای موسیقیدان شدن در فضای ازپیشآمادهای رشد کرد و از سن 9 سالگی، نواختن پیانو را آموزش دید. کتاب زندگینامهی خودنوشت زندگی من، با یادآوری دوران کودکی و نوجوانی ایگور استراوینسکی، ما را با شخصیت او آشنا میکند. او در دوران دبستان و دبیرستان، با وجود اینکه در یکی از بهترین مدارس درس میخواند، شاگردی بسیار معمولی بود و از درس نفرت داشت. او هیچ دوستی نداشت و تنها موضوع موردعلاقهی زندگیاش، موسیقی بود.
ایگور استراوینسکی در سالهای صعود به موسیقی
کتاب زندگی من، ما را به دانشکدهی حقوق سنپطرزبورگ میبرد؛ جایی که ایگور استراوینسکی به اجبار پدرش به آنجا وارد شده و بدون رضایت و دور از چشم او، میخواهد وارد محافل جدی موسیقی شود. پدر او استعداد فرزندش را مهم نمیپنداشت و او را آماتور و ناکاربلد میدانست؛ با این حال، ورود استراوینسکی به دانشگاه موجب شد تا با پسر یکی از موسیقیدانان بزرگ روسیه، ریمسکی-کورساکوف، رفیق شود و همراه با او، به دیدار این هنرمند بزرگ برود.
در سال 1902 پدر ایگور فوت کرد و او فرصت و اجازهی ورود رسمی به محافل موسیقی را بهدست میآورد. او بعد از مرگ پدر، بهطور خصوصی تحت آموزش ریمسکی-کورساکوف قرار گرفت، اما کورساکوف در سال 1908 درگذشت. در کمال تعجب، ایگور استراوینسکی از این دوره به بعد، نهتنها دچار ضعف در نوازندگی و آهنگسازی نشد، بلکه در کار خود پیشرفت شگرفی کرد.
او در سالهای 1909 و 1910 نتهای موسیقی بالهی پرنده آتشین را نوشت و آن را برای اجرا به رقصندههای باله سپرد؛ موسیقی پرنده آتشین از بهترین آثار موسیقی استراوینسکی است که کتاب زندگی من با ترجمهی کیکاووس جهانداری، جایگاه آن در عالم موسیقی را برای ما شرح میدهد.

پرستش بهار در خودزندگینامه ایگور استراوینسکی
ایگور استراوینسکی در سال 1910 برای نخستینبار همراه با خانوادهاش از روسیه خارج شد و بعد از جنگ جهانی اول و وقوع انقلاب در روسیه نیز، به سرزمین خود بازنگشت. این وقایع که موجب شده بود تا زندگی ایگور در سوئیس مانند گذشته مرفه نباشد، این موسیقیدان را وارد دورهی ساخت موسیقیهای اقتصادی کرد.
در این دوره، سمفونیها کوتاه و کمحجم بودند و بهصورت کمهزینه تولید میشدند. کتاب زندگی من انتشارات خوارزمی ما را همراه با ایگور استراوینسکی به شبکههای رادیویی مختلفی میبرد که هرکدام بخشی از هنر این موسیقیدان را ثبت کردهاند. نویسندهی این کتاب در سال 1971 درگذشته، اما اتوبیوگرافی ایگور استراوینسکی در سال 1935 نگاشته شده است و طبیعتاً سیوچند سال پایانی زندگی این هنرمند، در این اثر وجود ندارد.
با خرید کتاب زندگی من به اعماق نُتهای موسیقی میرویم؛ جایی که میتوان روزهای زندگی ایگور استراوینسکی از دوران کودکی تا میانسالیاش را در میان آنها مشاهده و چگونگی تبدیل یک موسیقیدان آماتور به یک هنرمند بیمثلومانند را نظاره کرد.
کتاب زندگی من برای شما مناسب است اگر
- از خواندن کتابهای زندگینامه هنرمندان لذت میبرید و میخواهید با یکی از شاخصترین موسیقیدانان قرن بیستم آشنا شوید.
- به کتابهای تاریخ موسیقی که در خلال معرفی شخصیت یک هنرمند، ما را با وقایع دوران حیات او در عالم هنر موسیقی آشنا میکنند، علاقهمندید.
در بخشی از کتاب زندگی من میخوانیم
در این اندیشه بودم که سمفونی مرا چه سازهایی باید بنوازند. سمفونی که بهصورت کنترپوان توسعه یابد همیشه در پیش نظرم بود، از این گذشته میبایست بر آلات نواختن این سمفونی نیز بیفزایم تا بتوانم در این فرم کار را آغاز کنم. تصمیم گرفتم وسایل اجرا را ترکیبی از آواز دستهجمعی و سازها انتخاب کنم، و وضع چنان باشد که هیچ یک از این دو دسته تحت تأثیر دیگری قرارنگیرد. نظر من دربارۀ روابط میان رشتههای سازی و آوازی درست بهطرز کاری میمانست باشد که استادان قدیم موسیقی کنترپوان در تصنیفات خود داشتهاند. آنها نیز بهارکستر و آواز دستهجمعی بهدیدۀ تساوی مینگریستند، نه آواز دسته _ جمعی را محدود میکردند و کار آن را منحصر بهخواندن آوازی یکصدایی مینمودند و نه وظیفۀ ارکستر را تا حد همراهی آواز پایین میآوردند.
اما در باب متن قسمت آوازی باید بگوییم در جست و جوی منظومهای بودم که خصوصاً آن را برای آواز نوشتهباشند. بدیهی است که فوراً بهیاد «مزامیر» افتادم. پس از اولین اجرای این سمفونی، انتقادی را برایم فرستادند که نویسندۀ آن این پرسشها را طرح کردهبود: «آیا مصنف در اثر خود کوشیدهاست یهودی باشد؟ یهودی بهمعنی و مفهومی که ارنست بلوخ هست بیآنکه نظری بهکنیسه داشتهباشد؟» من نمیخواهم در باب نفهمی تصنعی یا حقیقی این آقا چیزی بیش از این بگویم: مثل اینکه اصلاً خبر ندارد «مزامیر» از دوهزار سال پیش بالضروره دیگر با کنیسه مربوط نیست، بلکه زمینۀ ادعیه و مواعظ و سرودهای کلیسای مسیحی را تشکیل میدهد. اما مگر این پرسش نمودار طرز فکر خاصی نیست که در روزگار ما هر دم طرفداران بیشتری پیدا میکند؟ ظاهر امر آن است که این مردم فراموش کردهاند متون کتاب مقدس را جز از نظر اخلاقی، تاریخی یا منظرهسازی و نقاشی، بهصورت دیگری هم ادراک کنند.
تصور اینکه آدم تحت تأثیر «مزامیر» قرارگیرد بیآنکه بهموارد مذکور در فوق بیندیشد برایشان عجیب است چندان که خود را ناگزیر میبینند توضیح بخواهند. اما هنگامی که قطعه جازی بهاسم «آلهلویا» نامیدهمیشود این جمع درشگفتنمیشوند و آن را امری طبیعی میپندارند. تمام این سوءِ فهمها ناشی از آنجاست که این مردم از شنیدن موسیقی، بجز خود موسیقی، جویای چیز دیگری هستند.
فهرست مطالب کتاب
یادداشت مترجم
قسمت اول
قسمت دوم
تقویم آثار و وقایع مهم زندگی استراوینسکی
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب زندگی من |
| نویسنده | ایگور استراوینسکی |
| مترجم | کیکاووس جهانداری |
| ناشر چاپی | انتشارات خوارزمی |
| سال انتشار | ۱۳۸۰ |
| نخستین انتشار | 1935 |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 286 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-487-036-0 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۷۲,۵۰۰ تومان €1.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله




















