کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان اثر موشه باراش، پژوهشی گسترده دربارهی تاریخ اندیشهی هنری در اروپا و تحول نظریههای مرتبط با هنرهای بصری از دوران باستان تا آغاز قرن هجدهم است. نویسنده تلاش کرده تا مسیر شکلگیری و دگرگونی نظریهی هنری را از دیدگاههای افلاطون و ارسطو دربارهی ماهیت هنر دنبال کند و رد آنها را تا شکلگیری نظریههای منسجمتر دربارهی زیباییشناسی هنر، نقد هنری و جایگاه هنرمند در دوران رنسانس دنبال کند.
دربارهی کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان
موشه باراش در کتاب حاضر با بررسی متون تاریخی، نوشتههای فیلسوفان، هنرمندان و هنرپژوهان نشان میدهد که مفهوم هنر در دورههای مختلف به چه شکل دستخوش تغییر شده است. از نگاه او، نظریهی هنر مجموعهای از تلاشهای فکری برای فهم اثر هنری، فرایند آفرینش، شیوهی دریافت مخاطب و جایگاه هنر در فرهنگ هر دوره است.
بخش نخست کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان به دوران باستان اختصاص دارد؛ دورهای که در آن پرسشهای بنیادینی دربارهی رابطهی هنر و حقیقت، طبیعت و مفهوم بازنمایی شکل گرفت. بحث دربارهی هنر بازنمایانه و مفهوم تقلید از طبیعت در اندیشهی افلاطون و ارسطو، یکی از پایههای اصلی این بخش است. موشه باراش سعی دارد نشان دهد که چگونه فیلسوفان یونانی با طرح پرسشهایی دربارهی ارزش و کارکرد هنر، زمینهی شکلگیری بسیاری از مباحث بعدی در فلسفه هنر را فراهم کردند.
از یونان باستان تا هنر قرن هجدهم
کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان در بخشهای بعدی به قرون وسطی و جایگاه هنر دینی در این دوره میپردازد؛ عصری که در آن هنر پیوندی عمیق با باورهای مذهبی و آیینهای دینی داشت. در این دوران، تصویرسازی صرفا ابزاری برای زیباسازی یا بازنمایی جهان مادی نبود، بلکه نقشی مهم در انتقال مفاهیم اعتقادی، آموزش آموزههای دینی و ایجاد ارتباط میان انسان و امر قدسی ایفا میکرد. بخش مهمی از تصویرسازیهای این دوران به ثبت روایتهای کتاب مقدس اختصاص داشت.

موشه باراش در ادامه به رنسانس میرسد؛ دوران تحول که در آن نگاه به هنر و هنرمند دچار تحولی بنیادین شد. در این دوره، هنر از یک مهارت صرفا فنی فاصله گرفت و به فعالیتی فکری و خلاقانه بدل گشت. مفاهیمی مانند طراحی، پرسپکتیو، مطالعهی طبیعت و پیوند میان هنر و علم، جایگاه ویژهای پیدا کردند. نویسنده با بررسی اندیشههای هنرمندانی مانند لئوناردو داوینچی و میکل آنجلو نشان میدهد که چگونه جایگاه هنرمند از یک صنعتگر به فردی خلاق، اندیشمند و صاحب نبوغ تغییر یافت.
از دیگر موضوعات مورد توجه موشه باراش، بررسی روند شکلگیری نقد هنری و نظریههای هنری در دورهی رنسانس متاخر به بعد است. مطالعهی تاریخ هنر بهعنوان حوزهی پژوهشی مستقل، گسترش نقد هنری، شکلگیری آکادمیهای هنری و بحث دربارهی قواعد و معیارهای زیبایی، از موضوعات اصلی این بخش هستند.
خرید کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان شما را با اثری مواجه میکند که تلاش دارد تا تحول نگاه انسان به هنر را به شکلی دقیق، تصویر کند. موشه باراش با ترکیب تاریخ هنر، فلسفهی هنر و تحلیل متون نظری، تصویری دقیق از روندی ارائه میدهد که طی آن هنر به یکی از مهمترین عرصههای اندیشهی انسانی تبدیل شده است. این اثر توسط محمدرضا ابوالقاسمی به فارسی ترجمه شده و انتشارات گیلگمش آن را منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان
- موشه باراش معتقد است که اگرچه نظریهی هنر نسبت به دوران پیشامدرن از حیث اندیشه و اهداف هنری دچار تغییرات بسیاری شد، اما نگرشها و سنتهای مختلف آنچنان به شکلی پیچیده درهمتنیده بودند که نمیتوان آنها را از یکدیگر جدا کرد. او سپس نشان میدهد که نظریهی هنر چگونه و چرا در قرن هجدهم به چندین حوزهی مستقل تقسیم شد. (کاربر گودریدز)
- برای یکی از کلاسهایم مطالعهاش کردم و بسی از خواندنش لذت بردم. کتاب بیش از حد سنگین و ثقیل نیست و حتی کسی که اطلاعات چندانی از تاریخ هنر ندارد یا اصلا با این حوزه آشنا نیست، میتواند بخش زیادی از مطالب آن را به خوبی درک کند. (کاربر گودریدز)
کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان برای شما مناسب است اگر
- دوست دارید با ریشههای فلسفی و تاریخی هنر غرب آشنا شوید و بدانید نظریههای هنری چگونه در طول قرنها شکل گرفتهاند.
- به تاریخ هنر، فلسفهی هنر و چگونگی تغییر نگاه انسان به مفهوم هنر علاقه دارید.
- میخواهید جایگاه هنرمند و اثر هنری را از دوران باستان تا قرن هجدهم بررسی کنید.
- مایلید خواندن مجموعه کتاب نظریههای هنر موشه باراش را شروع کنید.
در بخشی از کتاب نظریههای هنر از افلاطون تا وینکلمان: کتاب اول مجموعه نظریههای هنر میخوانیم
همچون انتساب گائوریکوس به مکتب ونیز، جای دادن کتاب دیگر مطرحشده در سرآغاز این بحث، نبرد عشق پولیفیلو در رؤیا در حوزهی نظریهی هنر نیز نیازمند توضیح است. نویسندهی این اثر، فرانچسکو کولونا، راهبی دومینیکن بود زادهی سال 1433 در تِرِویزو و متوفی به سال 1527 در ونیز. این اثر بدون نام مؤلف منتشر شد، اما به شکل رمزی به نام نویسنده اشاره کرده بود و امروز همگان این اثر را نوشتهی فرانچسکو کولونا میدانند. در جایی از کتاب تاریخ 1467 قید شده، اما برخی محققان میگویند نویسنده تا زمان انتشار آن در 1499 در حال تکمیل اثر بوده است. نبرد عشق از جهات بسیار کتابی چشمگیر است. با نثری مرکب از لاتین و گویش محلی ونیزی نوشته شده و، از این حیث، سندی مهم برای زبانشناسان است. برخی اصطلاحات ابداعی کولونا برای مورخان هنر نیز جالب توجه است. مثلاً اصطلاح «آرابسک» که امروزه بهوفور استفاده میشود، احتمالاً نخستینبار در این اثر به کار رفته. کتاب به لحاظ چاپ نفیسش (آلدوس، بزرگترین ناشر ونیزی آن را چاپ کرده) و گراوورهای چوبی زیبایش نیز جالب توجه است.
نبرد عشق براساس سنت قرون وسطایی رمانهای تمثیلی نوشته شده که مثالهای فراوانی از آن را میشناسیم، از جمله رمانِ گلسرخ و مکاشفهی عاشقانه اثر بوکاچو (که ظاهراً اثر اخیر برای کولونا اهمیت تاموتمامی داشته است). پیرنگ پیچیده و درهمتنیدهی آن، که ترکیبی است از عالم رؤیاها و واقعیت داستانی، موضوع بحث ما نیست. در نگاه نخست به نظر میرسد که چنین رمان عاشقانهای را نمیتوان جزء رسالههای نظریهی هنر به حساب آورد. نویسنده در پی آموزش هنرمندان نیست و حتی هنرها را در قالب مقولات رایج در قرن پانزدهم نیز «توضیح» نمیدهد؛ هیچ کجا به پرسپکتیو و کالبدشناسی اشارهای نمیکند؛ چیزی بعیدتر از کارگاه هنری در این قصهی تمثیلی نمیتوان یافت.
بله























