کتاب آسیاب رودخانه فلاس به قلم جورج الیوت، از درخشانترین آثار ادبیات کلاسیک جهان، روایتی عمیق و تأثیرگذار دربارهی کودکی، بلوغ، عشق، فداکاری و بهای سنگینی است که گاهی برای متفاوت بودن باید پرداخت. مگی، دختر باهوش و بلندپرواز این رمان کلاسیک، در عین عشق به خانواده، ذهن و هوشی فراتر از سنتها و چارچوبها دارد و همین موضوع بین او و خانوادهاش فاصله میاندازد. از طرفی عشق او به پسر دشمن خانوادگیشان این شکاف را عمیقتر میکند.
دربارهی کتاب آسیاب رودخانه فلاس
همیشه سختترین جنگها در میدان نبرد شکل نمیگیرند، گاهی در میان سکوت خانه و خانواده و در قلب انسانی که میخواهد خودش باشد چنان جنگ پرآشوبی رخ میدهد که هیچ آتشبسی جلودارش نیست. رمان آسیاب رودخانه فلاس (The Mill on the Floss) اثر جورج الیوت (George Eliot) از قلب پرآشوب دختری میگوید که میان عشق به خانواده، میل به آزادی و آرزوی یافتن جایگاه واقعی خود در جهان سردرگم شده است.
این رمان اولین بار در سال 1860 منتشر شد و در نوع خود داستان منحصربهفردی را روایت میکند که در خلال روایت زندگی یک خانواده در انگلستان قرن نوزدهم، با نگاهی عمیق و روانشناختی به پیچیدگیهای روح انسان مینگرد و دشواری انتخاب میان خواستههای قلبی و انتظارات جامعه را به تصویر میکشد.

آسیاب رودخانه فلاس؛ شرح یک داستان خانوادگی
جورج الیوت از زندگی مگی و تام تالیور، خواهر و برادری میگوید که در آسیاب دورلکوت در آسیاب کرانهی فلاس زندگی میکنند که واقع در یک منطقهی روستایی در انگلستان است، اما هوش و روحیهی مگی فراتر از وسعت فکری خانواده و افراد منطقه است. مگی قهرمان کتاب آسیاب رودخانهی فلاس با وجود هوش سرشار، خیالپردازیهای بینهایتش و سرِ پرشور و احساسش نمیتواند روح آزاد خود را در محیطی که زندگی میکند، رها سازد.
مگی علاقهای ویژه و بیحد به برادرش تام دارد و برای دریافت عشق و تأیید خانواده خود را به آب و آتش میزند. با تمام اینها اطرافیانش نمیتوانند روحیهی مستقل این دختر را در چارچوب ارزشهای سختگیرانهی خود جا دهند، و این مهمترین مانع مگی برای دست یافتن به عشق خانواده و به چنگ آوردن رؤیاهاییست که در سر دارد.
داستان عاشقانه در دل رمان روانشناختی
کتاب آسیاب رودخانه فلاس نشر مرکز که با ترجمهی روان احد علیقلیان منتشر شده، بهخوبی تصویر رابطهی مگی و تام را پیش چشم ما ترسیم میکند. رابطهای پیچیده که در آن به طرز دردناکی عشق خانوادگی با زخمهایی سرشار از سوءتفاهم، قضاوت و تفاوتها در هم تنیدهاند. مگی که ذهن و احساساتش فراتر از محدودیتهای زمانه پیش میرود، نمیتواند با برادر منطقی و پایبند به سنتها کنار بیاید و تأیید او را جلب کند.
به این ترتیب جرج الیوت بهروشنی نشان میدهد که چگونه حتی نزدیکترین آدمهای زندگیمان هم ممکن است از درکمان عاجز بمانند. اما این تنها مشکل مگی نیست، او در انتخاب کسی که دوستش دارد نیز با چالش مواجه است. چراکه این مرد پسر دشمن دیرین خانوادگیشان است. از سوی دیگر تلاطم ناشی از شیفتگی به یک مرد جذاب و خطرناک نیز او را آزار میدهد.
رمان زندگینامهای جورج الیوت
الیوت در این رمان کلاسیک، به مسائل خانوادگی عمیق و مهمی میپردازد تا از این طریق به جنبههای روانشناختی شخصیتهای داستان سرک بکشد و زیرلایههای پنهان روان آنها را در مواجهه با چالشها آشکار سازد. او با مهارتی مثالزدنی، این مفاهیم را در لفافهای از یک داستان عاشقانه و گیرا میپیچد تا اثری مهم در ادبیات ویکتوریایی شکل دهد که در عین داستانپردازی قدرتمند گوشهای از خاطراتش را نیز یادآور میشود.

ناگفته نماند بسیاری این اثر را یک رمان زندگینامهای میدانند که بازتابدهندهی تجربههای شخصی جورج الیوت و رابطهی او با برادرش است. درواقع نویسنده زخمهای عاطفی کودکیاش را با تخیل خود درآمیخته تا اثری جهانشمول بیافریند که همذاتپنداریمان را به سادگی برمیانگیزد.
پس اگر میخواهید به داستانی عمیق قدم بگذارید که روابط انسانی و خانوادگی، عشقهای ناکام و جستجوگری برای هویت در آن موج میزند، با خرید کتاب آسیاب رودخانه فلاس به بهترین کتاب جورج الیوت دسترسی خواهید یافت و از این طریق شاهد تراژدیهایی خواهید بود که از ناتوانی انسان در شناخت و پذیرفتن یکدیگر برمیآید.
اقتباسهای سینمایی و هنری کتاب آسیاب رودخانه فلاس
در سال 1997 گراهام تیکستون (Graham Theakston) فیلم آسیاب رودخانه فلاس را با الهام از این رمان کلاسیک تولید و کارگردانی کرده است.
بیبیسی در سال 1978 یک مجموعه تلویزیونی اقتباسی بر اساس این رمان تولید کرد و همچنین سال 2009 این داستان در قالب یک نمایش رادیویی پنج قسمتی از بیبیسی پخش شد.
کتاب آسیاب رودخانه فلاس برای شما مناسب است اگر
- از خواندن ادبیات کلاسیک جهان که از وجوه روانشناسی برخوردارند، لذت میبرید.
- به مطالعهی کتابهای جورج الیوت علاقه دارید و دلتان میخواهد با مطالعهی یک رمان زندگینامهای، با گوشههای زندگیاش آشنا شوید.
- خواندن داستانهای عاشقانهی کلاسیک برایتان جذاب است، بهخصوص اگر در دل یک رمان روانشناختی شکل گرفته باشد.
- ادبیات انگلستان بهویژه ادبیات ویکتوریایی نظرتان را جلب میکند.
در بخشی از کتاب آسیاب رودخانه فلاس میخوانیم
خانم تالیور دوست داشت با خواهر پولت به طبقهی بالا برود و کلاه لبهدار او را پیش از اینکه بر سرش بگذارد خوب تماشا کند و بهطور کلی دربارهی کلاههای زنانه حرف بزند. این جزئی از ضعف بسی بود که دلسوزی خواهرانهی خانم گلگ را برانگیخت: بسی رویهمرفته بسیار خوشلباس بود؛ و مغرورتر از آن بود که از پارچههای خوبی که خواهرش گلگ از لایههای قدیمی گنجهاش به او میداد لباس بدوزد و تن بچهاش کند؛ خریدن هر لباسی جز یک جفت کفش برای آن بچه گناه و مایهی خجالت بود.
با اینهمه در اینمورد خاص خانم گلگ نسبت به خواهرش بسی کمی بیانصافی میکرد چون خانم تالیور درواقع سعی بسیار کرده بود تا مگی را به گذاشتن کلاه حصیری و پوشیدن پیراهن ابریشمی رنگشده که از پیراهن خاله گلگ درآورده شده بود ترغیب کند، اما نتیجهاش چنان شده بود که خانم تالیور ناچار شد آن را در سینهی مادرانهاش دفن کند؛ زیرا مگی که میگفت پیراهن بوی زنندهی رنگ میدهد از فرصت استفاده کرده و درهمان اولین یکشنبهای که آن را بهتن کرده بود روغنی را که باید روی گوشت کبابی میریخت همزمان روی پیراهن و گوشت ریخته بود و چون این نقشه نتیجه داده بود بهدنبالش کلاه را با روبانهای سبزش زیر آب گرفته بود بهگونهای که در کل به پنیر مریمگلی که با کاهوی پلاسیده تزئین شده باشد شباهت پیدا کرده بود.
ناچارم از مگی دفاع کنم و بگویم که وقتی کلاه را سرش گذاشته بود تام به او خندیده و گفته بود شکل جودی پیر شده است. خاله پولت هم به او لباس هدیه میداد اما این لباسها آنقدر قشنگ بود که مگی و مادرش را خشنود کند. خانم تالیور از میان همهی خواهرهایش یقیناً خواهر پولت را ترجیح میداد، البته این ترجیح دوجانبه بود؛ اما خانم پولت تأسف میخورد که بسی چنین بچههای شیطان بدقلقی دارد؛ تا آنجا که میتوانست با آنها خوشرفتاری میکرد، اما حیف که به خوبی و قشنگی بچهی خواهر دین نبودند. مگی و تام هم خاله پولت را قابل تحمل میدانستند، پیش از هرچیز به ایندلیل که خاله گلگ نبود.
بله
























