کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر نوشتهی برژانت جزنی، مخاطب را به مواجههای متفاوت با روانکاوی دعوت میکند؛ مواجههای که از فضای بالینی آغاز میشود و به سینما، هنر، فناوری و تحولات اجتماعی میرسد. کتاب با کنار هم گذاشتن روایتهای شخصی، نمونههای بالینی و تحلیلهای فرهنگی، مفاهیم لکانی را در موقعیتهایی ملموس قرار میدهد و پرسشهایی دربارهی هویت، میل، حافظه و زندگی انسان معاصر پیش میکشد.
دربارهی کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر
کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر نوشتهی برژانت جزنی، روایتی شخصی و روانکاوانه از مسیر نویسنده در مواجهه با روانکاوی، پزشکی، زندگی و جهان معاصر است. جزنی از تجربیات خود در ایران پس از انقلاب، مسیر پزشکی و فعالیت بالینی و سپس مهاجرت و زندگی در انگلستان میگوید و در این مسیر، مفاهیم روانکاوی لکانی را با تجربههای شخصی، نمونههای بالینی و مسائل فرهنگی پیوند میدهد.
یکی از بخشهای قابلتوجه کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر برژانت جزنی، پیوند روانکاوی با سینما و ادبیات است. جزنی در فصلهایی مانند «قوی سیاه» و «یادگاری»، از آثار هنری و روایتهای سینمایی در کنار تجربههای شخصی و بالینی خود استفاده میکند. در «قوی سیاه»، داستان ویرکور و شخصیت کاپیتان وان ابرناک با دغدغهی نویسنده دربارهی سکوت و عشق مادرانه پیوند میخورد و «یادگاری» نیز از تجربهی او در مواجهه با بیماران سایکوتیک و تغییر نگاهش به سایکوز شکل گرفته است.

مفاهیم روانکاوی لکانی و مسائل انسان امروز
کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر ترجمهی مهدی بنی اسدی در کنار روایتهای شخصی و بالینی، به مفاهیمی مانند رویا، مرحلهی آینهای، روانپریشی، هیستری، نشانه، نظارت و جایگاه روانکاو میپردازد. این مفاهیم در کنار موضوعاتی مانند فناوری، هوش مصنوعی، جامعهی بازارمحور و رادیکالشدن قرار میگیرند تا پرسشهای روانکاوانه به شرایط زندگی انسان امروز گره بخورند.
یکی از محورهای مهم کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر انتشارات کتاب ارجمند، مسئلهی سوژگی است؛ اینکه انسان چگونه در نسبت با گذشته، دیگری، زبان، فرهنگ و تاریخ خود شکل میگیرد و چگونه روایتهای زیسته میتوانند در مسیر زندگی و روان او معنای تازهای پیدا کنند. از این منظر، جزنی روانکاوی را از فضای صرفا نظری بیرون میآورد و آن را با تجربیات شخصی و پرسشهایی دربارهی انسان معاصر پیوند میدهد.
خرید کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر برای خوانندهای مناسب است که علاوه بر آشنایی با روانکاوی لکانی، به روایتهای شخصی، تجربیات بالینی و پیوند روانکاوی با سینما، ادبیات، موسیقی و مسائل فرهنگی علاقه دارد. این کتاب دعوتی است به بازخوانی تجربهی انسان، پرسش کردن از دانستههای تثبیتشده و فکر کردن دوباره به میل، رنج، ناخودآگاه و مسیر شکلگیری سوژه.
در نکوداشت کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر
- تحلیل برژانت جزنی از نمونههای روانکاوی میتواند برای کسانی که میخواهند بفهمند ایدئولوژی نئولیبرالِ موفقیت چگونه عمل میکند و فشار برای کامل و بینقص بودن چه نشانهها و مشکلات روانیای در افراد ایجاد میکند، بسیار سودمند باشد. جزنی در این کتاب مسیری را از زندگی خودش در ایرانِ پس از انقلاب تا زندگی در جهانی دنبال میکند که هوش مصنوعی، آزمایشهای ژنتیکی و تلفنهای همراه بخش مهمی از آن را شکل دادهاند. او همچنین نشان میدهد که فناوریهای جدید چگونه در حال تغییر دادن شیوهای هستند که انسان امروز خودش را تجربه و تعریف میکند و روانکاوی چگونه میتواند به افرادی کمک کند که در جهانِ وابسته به فناوری، نشانهها و مشکلات روانیشان نیز شکلهای تازهای پیدا کردهاند. (رناتا سالکل، فیلسوف، جامعهشناس و نظریهپرداز حقوق)
کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر برای شما مناسب است اگر
- به روانکاوی و نظریههای ژاک لکان علاقه دارید و میخواهید مفاهیم لکانی را در ارتباط با مسائل انسانی و تجربیات واقعی دنبال کنید.
- به پیوند روانکاوی با سینما، هنر و فرهنگ علاقهمندید و دوست دارید فیلمها و روایتهای فرهنگی را از زاویهای روانکاوانه بررسی کنید.
- در حوزههای روانشناسی، روانکاوی و علوم انسانی مطالعه یا فعالیت میکنید و به نمونههای بالینی و کاربرد مفاهیم لکانی در تحلیل مسائل معاصر علاقه دارید.
- دغدغهی تأثیر فناوری و جامعهی معاصر بر روان انسان را دارید و میخواهید دربارهی تغییر سوژگی، فشار برای موفقیت، کمالگرایی و شکلهای تازهی نشانههای روانی بیشتر بدانید.
در بخشی از کتاب روانکاوی لکانی از بالین تا فرهنگ و هنر میخوانیم
هنگامه عصر یکی از روزهای پایانی اکتبر مشغول رانندگی در یک اتوبان شلوغ بودم و به آلبوم لاخودریا از یاسمین لوی گوش میدادم. صدای آسمانی و دلنشینش گویی مرا در خلسه فروبرده بود که ناگهان بوق دلخراش رانندهای بیتاب، حال و هوایم را دگرگون کرد. گویی از عرش به فرش فرود آمده باشم. متوجه نشده بودم که خروجی معمولی که از شلوغی صف طولانی ترافیک نجاتم میداد را رد کردهام. خروجی با یک پیچ تند که نوید رسیدن به منزل را میداد. صدای لبریز از احساس یاسمین لوی برای من ابتدای سفر روانکاویام را تداعی میکند.
از آن خروجی که مرا به دنیای رهایی از آن مسیر پرهیاهو میرساند رد شده و حال گویی در بزرگراهی بیپایان گیج و گم شده بودم. در آن زمان، قسمت انتهایی آن بزرگراه بهمانند ذهن گیج و منگ من در حال احداث بود. حسی که موسیقی داخل اتومبیل برایم به همراه داشت هیچ به پیدا کردن راه برگشت به خانه کمکی نمیکرد. انگار که از من دعوت میکرد همچنان در همان حال سرگشتگی باقی بمانم. راه برگشتی وجود نداشت و حالا یقین دارم که حقیقتاً از آن حس و حال لذت میبردم. دقیقهای بعد درست در همان لحظهای که در جستجوی مسیری برای خروج از آن مخمصه بودم، موتور اتومبیل دچار اشکال شد و ادامه سفر غیرممکن.
اوایل همان روز، تمام فکر و ذکر من بر موضوع پرونده بیمارم متمرکز شده بود که برای اولین بار قرار بود در خارج از بخش روانپزشکی در خصوص آن با سوپروایزر تحلیلیام گفتگو کنم. او یک گروه سوپرویزیون خصوصی برای معدود بالینگرانی داشت که تمایل داشتند بهجای آنکه فقط دارو برای بیماران تجویز کنند شیوه «صحبت درمانی» را هم آموخته و بکار گیرند.
بله

















