بریژیت ژیرو در کتاب سریع زندگی کن به شرح دوران پر درد و غمی میپردازد که در میان رویاپردازی برای آیندهای خوش یمن، مرگ ناگهانی همسر، زمین زیر پایش را خالی میکند و او و افکار و احساسات و خانهی رویاییشان را با خود میبلعد. ولی زندگی ادامه دارد، پسرشان در اتاق تازهاش خوابیده و مادر میبایست برای او هم که شده، خود را از مغاک بیرون بکشد و به زندگی ادامه دهد. این کتاب نامزد جایزهی ادبی دوبلین سال 2026 شده و روایتی احساسی از دوران سوگ است.
دربارهی کتاب سریع زندگی کن
امروزه بهواسطهی بالا رفتن استانداردهای زیستی و پزشکی، کمتر پیش میآید که زخمی ساده یا حادثهای عادی، سبب مرگ افراد شود و همین امر، مرگ را از تجربهی روزمرهی ما دور ساخته و آن را بدل به رخدادی شوم در آیندهای دور کرده. حادثهای که تا رسیدنش فرصت به قدر کافی است. ولی برای بریژیت ژیرو (Brigitte Giraud)، نویسندهی کتاب سریع زندگی کن (Choix Goncourt UK)، مرگ شبیه به موتور هوندایی که همسرش سوارش بود، با سرعت و بیخبر از راه رسید.
در کتاب سریع زندگی کن، بریژیت ژیرو به گذشته میرود و رخدادهایی که در نهایت منجر به مرگ همسرش شد را مرور میکند. وقایعی که هرکدام اگر طور دیگری رغم میخوردند، شاید کلود هنوز زنده بود و خانهی بزرگی که اسبابکشیاش هنوز به پایان نرسیده بود، خالی و سرد پیش روی زن قد علم نمیکرد.
روایت اگرها و حسرتهای پایانناپذیر
دوران سوگ بریژیت ژیرو در کتاب سریع زندگی کن، اگرهای بیشماری را پیش رویش قرار داد؛ اگر برادر بریژیت، موتور هوندا 900 فایربلید سیبیآر را به کلود نمیداد و اگر همسرش پولش را در باجهی بانک جا نمیگذاشت، اگر هوا آن روز آفتابی و مطبوع نبود، اگر گاراژ خانهی برادرش به مشکل نمیخورد، اگر چراغ چهارراهْ قرمز نشده بود، اگر وزن موتور بیشتر بود و هزاران هزار اگر دیگر که یکایک آنها لحظهبهلحظه در ذهن رنجور زن، رژه میروند و او را از درون میخورند.

در مواجهه با سوگ عزیزان، بسیاری از خود میپرسیم که چرا من؟ به چه علت، این بلای آسمانی بدین شکل ناگهانی، بر سر من نازل شد؟ هرچقدر هم که برای یافتن پاسخ این سوال بیشتر به جستوجو بپردازیم، بیشتر سر از ناکجاآباد در میآوریم. کتاب اتوبیوگرافی سریع زندگی کن، سیاحتی است در گذشته و حال، در تکبهتک وقایعی که منجر به آن رخداد هولناک شدند و یکبهیک احساساتی که بهواسطهی رخداد آن، سر بلند کردند و بهسان طوفانی زندگی را در خود بلعیدند.
مواجهه با سوگ و ترمیم آرام جهانِ ازدسترفته
خرید کتاب سریع زندگی کن شما را با کتاب خودزندگینامهی احساسبرانگیزی روبهرو میکند از زنی که پیش از چیدن خانهی تازهشان، میبایست همسرش را خاک کند. از زنی که میان وظایفش بهعنوان یک فرد بالغ و یک والد، و غمگساری برای عزیز از دست رفتهاش، از درون کش میآید و تهی میشود. از زنی که بهواسطهی نوشتن و حضور عزیزانش، توانست قدمبهقدم، این روزهای سخت را بگذراند و دمی، آرام بگیرد. مرضیه قره گزلی این کتاب را به فارسی ترجمه کرده و انتشارات شالگردن آن را منتشر کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب سریع زندگی کن
- نامزد جایزهی ادبی دوبلین 2026
- برندهی جایزهی Choix Goncourt UK در سال 2023
- برندهی جایزهی گنکور در سال 2022
نکوداشتهای کتاب سریع زندگی کن
- یک اتوفیکشن که تصویری فراموشنشدنی از سوگ ارائه میکند. (پابلیشرز ویکلی)
- تاملی درخشان دربارهی عشق و سوگ. (People)
- کتاب سریع زندگی کن شاهکاری کوچک و خردکننده پیرامون سوگ است. بریژیت ژیرو همان کاری را میکند که بهترین نویسندگان زندگینامهنویس همیشه انجام دادهاند: او از خلال چشمانداز مصیبت شخصی خود، شما را وامیدارد جهان خودتان را با تازگی و شور سرشاری ببینید که نمیدانستید وجود دارد. (واشنگتن پست)
کتاب سریع زندگی کن برای شما مناسب است اگر
- قصد مطالعهی یک کتاب دربارهی فقدان را دارید که به شما در عبور از روزهای سخت سوگ، کمک کند.
- به داستان روانشناختی علاقه دارید و دوست دارید از دل تجربیات زیستهی افراد، نکاتی تازه بیاموزید.
- ادبیات معاصر فرانسه برایتان جالب توجه است.
- به دنبال کتابی هستید که با نثری بیپیرایه، به دوران سوگ و غم جانکاهش بپردازد.
در بخشی از کتاب سریع زندگی کن میخوانیم
درست جلوی پنجرههای خانهیمان یک درخت گیلاس بزرگ داشتیم و یک درخت افرا که وقتی به سفر الجزایر رفته بودم، طوفان از ریشه درش آورد.
یک درخت سدر هم در حیاط بود که به تازگی فهمیدهام از صمغش برای خوشبو کردن مومیاییها استفاده میکردهاند.
بقیه درختها را هم، یا من خودم کاشته بودم و یا خودشان به صورت خودرو، رشد کرده بودند.
مانند درخت انجیرمان که سالها تکیهاش را به دیوار پشتی حیاط داده بود. میدانم که هر کدام از این درختان، قصهای برای گفتن داشتند.
اما کلود هیچکدام از این چیزها را ندید.
او فقط فرصت کرد، درحالیکه از ذوق و خوشحالی سوت میکشید، نظری گذرا به درختان حیاط بیندازد.
فقط فرصت کرد کارهای زیادی را که برای اسبابکشی باید انجام میدادیم، مرور کند.
فقط فرصت کرد محلی را که قرار بود از آن به بعد موتورش را آنجا پارک کند، آماده سازد.
او فقط فرصت کرد خانه را متر کند، فقط توانست به فضاها نگاه کند و با حرکات دستانش، در هوا چیزهایی بکشد و برای تغییرات اتاقها، طرحهایی را در سر بپروراند؛ بدون اینکه عمرش کفاف دهد هیچکدام از آنها را عملی کند!
فقط فرصت کرد در دفتر اسناد رسمی، سندِ خانه را امضا کند.
فقط وقت داشت در دفتر اخذ وام مسکن، بر سر سهم هر کداممان، برای ضمانت برگرداندن اصل وام و سودش، با من شوخی کند و بخندد.
بله

















