کتاب طوری که دروغ گفتم
برای دانلود قانونی کتاب طوری که دروغ گفتم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب طوری که دروغ گفتم
کتاب طوری که دروغ گفتم اثر هدر گودنکاف داستانی جنایی و معمایی است که ما را برای حل یک پروندهی قتل، به گذشته دعوت میکند؛ به 25 سال پیش؛ زمانی که دختری بهنام ایو، به شکل مشکوکی به قتل رسید و جسد او در یک غار پیدا شد. حالا با پیدا شدن مدرک تازهای دربارهی این قتل، پرونده دوباره به جریان افتاده و رازهای سربهمهر، به آرامی افشا خواهند شد. این رمان یکی از برترین داستانهای معمایی سایت آمازون است.
دربارهی کتاب طوری که دروغ گفتم
ایو کشته شده است. در این واقعیت هیچ شکی وجود ندارد. او درون غاری به قتل رسیده و همچنان مشخص نیست قاتلش چه کسی است. در سال 1995، زمانی که جسد ایو پیدا شد، فناوری و آزمایشهای دیانای پیشرفت قابلتوجهی نداشتند و کسی نتوانست با بررسی جسد او، اثری از قاتل پیدا کند؛ اما حالا همهچیز تغییر کرده است.
گاهی یک پروندهی فراموششده، فقط به یک نشانهی کوچک برای زنده شدن نیاز دارد. یک لنگه چکمهی قرمز ایو که بهتازگی در محل قتل پیدا شده، میتواند این پروندهی مختومه را دوباره به جریان بیندازد و عدالت را اجرا کند. کتاب طوری که دروغ گفتم (This Is How I Lied) یکی از رمانهای جنایی هدر گودنکاف (Heather Gudenkauf) است که ما را به سالها قبل میبرد؛ زمانی که جنایتی هولناک رخ داد.

رمان جنایی هدر گودنکاف؛ ماجرای قتل در غار
در پروندهی قتل ایو ناکس، که هنگام کشته شدن فقط پانزده سال داشت، چند مظنون وجود دارد: نولا ناکس، نیک بردی که دوستپسر سابق ایو بود و کارفرمای او. مگی کندی و نولا نخستین کسانی بودند که جسد ایو را در غار پیدا کردند. از همان روز تاکنون، مگی نتوانسته خاطرهی تلخ دیدن جسد صمیمیترین دوستش را فراموش کند. حالا مگی کارآگاه پروندهی ایو است و میخواهد پس از 25 سال، گره از این معمای قتل بگشاید.
نولا آدمی خشن و مرموز است. او در هشتسالگی یک سنجاب را با چاقو کشت و کمی قبل از آن نیز بالهای یک سنجاقک را کند. نولا چند روز پس از مراسم خاکسپاری ایو، با شیشهای نوکتیز به نیک بردی حمله کرد و به او آسیب زد. پرخاشگریهای خطرناک او باعث شده است همواره بهعنوان یک مظنون بالقوه در پروندهی قتل مطرح باشد و پلیس هیچگاه نتواند کاملاً به او اعتماد کند. هدر گودنکاف در رمان طوری که دروغ گفتم ترجمهی سودابه پاسلاری، ما را با گذشتهی ایو و زندگی او آشنا میکند.
قاتل ایو هنوز آزاد است!
نیک بردی، که یکی از مظنونان اصلی پروندهی قتل ایو در کتاب طوری که دروغ گفتم است، ادعا میکند ایو او را دوست داشته و قرار بوده با یکدیگر نامزد شوند؛ درصورتیکه ایو یک شب پیش از به قتل رسیدن، رابطهاش را با نیک پایان داده بود. نیک هنوز نتوانسته با این واقعیت کنار بیاید که مرد موردعلاقهی ایو نبوده است و به همین دلیل ممکن است از سر خشم یا حسادت، ایو را به قتل رسانده باشد.
هیچکس از راز این پرونده آگاه نیست. تنها کسی که میتواند با استفاده از مدرک جدید بهدستآمده از مقتول، ما را به قاتل نزدیک کند، مگی است؛ زنی که هنوز او را بهخوبی نمیشناسیم. با خرید کتاب طوری که دروغ گفتم انتشارات شالگردن دیگر به شواهد و سرنخها برای یافتن معماها اکتفا نخواهید کرد و خود برای یافتن واقعیت دست به کار خواهید شد.
نکوداشتهای کتاب طوری که دروغ گفتم
- در داستان دلهرهآور طوری که دروغ گفتم، هدر گودنکاف با بهرهمندی از زاویههای دید متناوب، میزان تنش روایت را در سطحی بالا نگه میدارد. مخاطبانی که به شخصیتهای کارآگاه زن توانمند و مصمم علاقه دارند، در تمامی مراحل داستان، مگی را تحسین و تشویق میکنند. (پابلیشرز ویکلی)
- رمان طوری که دروغ گفتم اثری پرپیچوخم و تأثیرگذار دربارهی خطر رازها و قدرت گذشته است؛ گذشتهای که انسان را به مسیرهای خطرناک میکشاند. این کتاب از بهترین رمانهای جنایی است که توانسته با فضاسازی عمیق، تعلیقی نفسگیر خلق کند و آن را با شخصیتهایی بیامیزد که تا ژرفای وجود مخاطب نفوذ میکنند. هدر گودنکاف تریلری هیجانانگیز را نگاشته که نشاندهندهی اوج توانایی او در نویسندگی است. (Christina McDonald، نویسنده)
کتاب طوری که دروغ گفتم برای شما مناسب است اگر
- از خواندن رمانهای پلیسی که شما را همراه با کارآگاهان، به صحنهی جرم میبرد تا حقیقت را کشف و عدالت را اجرا کنید، لذت میبرید.
- میخواهید با یکی از مهیجترین کتابهای معمایی هدر گودنکاف آشنا شوید که دهها مظنون و متهم را به شما معرفی میکند تا نتوانید قاتل را از میان آنها پیدا کنید!
در بخشی از کتاب طوری که دروغ گفتم میخوانیم
ایو وارد درگاه اتاق مگی شد؛ جایی که نسبت به هرجای دیگر جهان آن را پناهگاه میدانست. دیوارهایش به رنگ سبز نعنایی و تمامی وسایل هم با آن ست شده بود. وسیلههایی با چوب طبیعی داشت البته نه مثل وسایل آنها که مادرش با بیفکری رنگشان کرده باشد. یک کمد بزرگ و دو عدد میز کنار تختی دوقلو در اتاقش بود.
در آنجا یک قفسهی کتاب که تا سقف کشیده شده بود وجود داشت و یک میز که مگی میتوانست روی آن تکالیفش را انجام دهد. مگی که هنوز لباس خواب به تن داشت روی تخت پرید و لحاف گلداری که رویش طرح گل نعنا داشت را کنار زد و به ایو گفت که به او ملحق شود. ایو هم روی تخت پرید، به پشت دراز کشید و به سقف که بافتی شبیه به پففیل داشت زل زد. ایو زیرزیرکی به صورت اشکآلود دوستش نگاه کرد و پرسید: «برای مدرسه دیرت میشه، حالت خوبه؟»
مگی گفت: «آره برادر من یه احمقه عوضیه.» ایو گفت: «درکت میکنم نولا هم همینطوره.»
مگی برگشت و به پشت خوابید و گفت: «آره خواهرت دیوونهست، موافقم باهات.»
ایو ناگهان از دهنش پرید و گفت: «من با نیک بههم زدم. باور نکردنیه، ولی این کارو کردم.» مگی بلند شد و ناگهان نیشگونی از او گرفت و گفت: «چرا با این خبر شروع کردی؟ این خیلی اتفاق بزرگیه! اون موافقت کرد؟ چیزی نگفت؟ از خود بیخود نشد؟»
ایو سرش را تکان داد و گفت: «من فکر میکنم اصلاً باور نکرد که من جدیام. وقتی داشتم ترکش میکردم جوری برخورد کرد که انگار مثل قبل میتونیم همهچیز رو از سر بگیریم.»
مگی گفت: «تو همیشه میگی میخوای با نیک بههم بزنی ولی جرئتش رو نداری و برمیگردی بهش. تو لیاقتت خیلی بیشتر از اونه ایو.» این را خیلی محکم گفت.
فهرست مطالب کتاب
همه رازهایی دارند که برای پنهان کردنش هرکاری میکنند.
مقدمه: ایو ناکس | روز جمعه، 22 آگوست سال 1995
مگی کِنِدی اٌ کیف | دوشنبه 15 ژوئن سال 2020
نولا ناکس | دوشنبه، 15 ژوئن 2020
روزنامهی رسمی ویلو کریک | 24 دسامبر 1995
ایو ناکس | پنجشنبه 21 دسامبر 1995، ساعت 9:30 شب
مگی کندی اوکیف | دوشنبه، 15 ژوئن 2020
ایو ناکس | جمعه 22 دسامبر 1995 | ساعت 12:30 دقیقه بامداد
گزارش جلسات مشاوره
مگی کندی اوکیف | دوشنبه 15 ژوئن، 2020
نولا ناکس | دوشنبه 15 ژوئن 2020
مگی کندی اٌکیف | دوشنبه 15 ژوئن 2020
پرینت تماس با 911
ایو ناکس | جمعه 22 دسامبر 1995 | ساعت 7:05 عصر
مگی کندی | دوشنبه 15 ژوئن سال 2020
نولا ناکس | دوشنبه 15 ژوئن 2020
مگی کندی اٌکیف | دوشنبه 15 ژوئن 2020
گزارش جلسات مشاوره
ایو ناکس | جمعه 22 دسامبر 1995
روزنامهی محلی ویلو کریک | 15 دسامبر 2015 | نامهای به سردبیر
مگی کندی اٌکیف | سهشنبه 16 ژوئن 2020
نولا ناکس | سهشنبه 16 ژوئن 2020
گزارش جلسات مشاوره
ایو ناکس | جمعه، 22 دسامبر 1995 | ساعت 8:10 دقیقه صبح
مگی کندی اٌکیف | سهشنبه 16 ژوئن 2020
نولا ناکس | چهارشنبه 17 ژوئن 2020
مگی کندی اٌکیف | چهارشنبه 17 ژوئن 2020
نولا ناکس | جمعه 22 دسامبر 1996 | ساعت 11 صبح
روزنامهی ویلو کریک | 7 ژانویه 1996
نولا ناکس | چهارشنبه 17 ژوئن 2020
ایو ناکس | جمعه 22 دسامبر 1995 | ساعت 12:30 عصر
مگی کندی اٌکیف | چهارشنبه 17 ژوئن 2020
گزارش جلسات مشاوره
مگی کندی اٌکیف | چهارشنبه 17 ژوئن 2020
نولا ناکس | پنجشنبه 18 ژوئن 2020
ایو ناکس | جمعه، 22 دسامبر، 1995 | ساعت 1:45 عصر
نولا ناکس | پنجشنبه، 18 ژوئن 2020
مگی کندی اٌکیف | پنجشنبه، 18 ژوئن 2020
نولا ناکس | جمعه، 19 ژوئن 2020
مگی کندی اٌکیف | جمعه، 19 ژوئن 2020
ایو ناکس | جمعه، 22 دسامبر 1995 | ساعت 3:15
مگی کندی اٌکیف | شنبه، 20 ژئن 2020
مگی کندی اٌکیف | دوشنبه 22 ژوئن 2020
گزارش جلسات مشاوره
مگی کندی اٌکیف | دوشنبه 22 ژوئن 2020
نولا ناکس | دوشنبه، 22 ژوئن 2020
ایو ناکس | جمعه، 22 دسامبر 1995 | ساعت 3:20 عصر
نولا ناکس | جمعه، 22 دسامبر 1995 | ساعت 3:55 عصر
نولا ناکس | دوشنبه، 22 ژوئن 2020
ایو ناکس | جمعه، 22 دسامبر 1995 | ساعت 4:00 عصر
نولا ناکس | جمعه، 22 دسامبر 1995 | ساعت 4:20 عصر
ایو ناکس | جمعه، 22 دسامبر 1995 | ساعت: 4:22 عصر
مگی کندی اٌکیف | دوشنبه، 22 ژوئن 2020
شش ماه بعد مگی کندی اٌکیف | سهشنبه، 5 ژانویه 2021
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب طوری که دروغ گفتم |
| نویسنده | هدر گودنکاف |
| مترجم | سودابه پاس لاری |
| ناشر چاپی | انتشارات شالگردن |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 364 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5530-50-8 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |

















