عاشقان آثار ژانر فانتزی کتاب سوگندستان - قسمت اول را با ولع بیشتری به پایان خواهند رساند. برندون سندرسون، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز در سومین قسمت این مجموعه، روایت خود را به بوی جنون میآمیزد. دالینار کولین همزمان با غلبه بر خاطرات تاریک گذشتهاش، تلاش میکند تا پادشاهان روشار را به اتحاد برساند. این تنها راه برای ایستادگی مقابل طوفان ابدی است؛ راهی بسیار طولانی و خطرناکتر از آن چه که در نگاه اول به نظر میرسد.
دربارهی کتاب سوگندستان - قسمت اول
بقا، کشف رازها و شکلگیری اتحادها؛ این سه رکن اصلی مجموعه کتاب فانتزی حماسی برندون سندرسون (Brandon Sanderson) است، با این تفاوت که در جلد سوم مجموعه استورم لایت، رکن دیگری نیز به آن اضافه میشود: نبرد با گذشته. در کتاب سوگندستان قسمت اول (Oathbringer) ماجرای پیکارهای خونین سرزمین خیالی روشار را در گسترهای عمیق و انسانیتر دنبال خواهیم کرد.
حتی بزرگترین قهرمانان نیز از زخمهای گذشته، اشتباهات و تردیدهای خود در امان نیستند. اکنون در جلد سوم مجموعه استورم لایت زمان آن فرا رسیده که «دالینار کولین» نیز با سایههای پنهان درون خود روبهرو شود. دالینار که تا پیش از این تمام توان خود را صرف متحد کردن ملتهای روشار در برابر دشمنی باستانی کرده بود، این بار با چالشی دشوارتر مواجه میشود: نبردی درونی که سرنوشت او را بیش از هر میدان جنگی به آزمون میکشد.
کتاب سوگندستان برندون سندرسون تلفیقی از نبردهای نفسگیر، رازهای شگفتانگیز و شخصیتهایی است که برای غلبه بر تاریکی، پیش از هر چیز باید با خودشان روبهرو شوند.

سوگندستان؛ در قلهی بهترین رمانهای فانتزی دنیا
بسیاری از علاقهمندان ادبیات، رمان فانتزی سوگندستان را فراتر از یک حماسهی پرشکوه میدانند. برندن سندرسون با تلفیق جهانسازی عظیم، تعلیق داستانی و واکاوی عمیق روان شخصیتها، تجربهای متفاوت برای هواداران خود خلق میکند. شخصیتپردازی چندلایه و تحول تدریجی قهرمانان، مخاطب را نهتنها با سرنوشت جهان داستان، بلکه با کشمکشهای درونی شخصیتها همراه میکند. شاید به همین دلیل این اثر در لیست پرفروشترین کتابهای فانتزی قرار دارد.
نیروهای آلثی به سرکردگی دالینار کولین، به پیروزی دست پیدا کردهاند، هرچند که باید گفت بها و سنگینی این موفقیت بسیار بیشتر از شیرینی آن است و البته نباید انتظار داشت که چنین وضعی پایدار بماند. به زودی پارشِندیها با نیروهای اهریمنی و طوفانهای تاریک و نابودگر خود از راه میرسند، این پیروزی کوتاه را در هم میشکنند و بخش اول کتاب سوگندستان را وارد هیاهویی تازه میکنند.
در چنین اوضاعی است که رازهای گذشته یکییکی برملا میشوند و دالینار را در مصیبتی بسیار سهمگینتر از ورود قریبالوقوع دشمن قرار میدهند. برای پی بردن به عاقبت این کشاکش درونی و بیرونی خرید کتاب سوگندستان قسمت 1 را به شما پیشنهاد میکنیم.
این مجموعه فانتزی حماسی با تلاش انتشارات آذرباد روانهی بازار شده است و ترجمهی آن کاری از یاسمن میرزاپور است.
جوایز و افتخارات کتاب سوگندستان اثر برندون سندرسون
- نامزد جایزهی منتخب کاربران گودریدز در بخش داستانهای فانتزی
- برنده جایزهی دیوید جمِل برای بهترین رمان فانتزی
- نامزد جایزهی ادبی بوکنست
- کتاب منتخب ویراستاران آمازون
در نکوداشت کتاب سوگندستان - قسمت اول
- من عاشق این کتاب شدم. دیگر چه چیزی برای گفتن باقی میماند؟ (پاتریک راتفوس، نویسندهی پرفروش)
کتاب سوگندستان - قسمت اول برای شما مناسب است اگر
- میخواهید یکی از بهترین کتابهای تخیلی و فانتزی سالهای اخیر را به فهرست کتابهای خواندهشدهی خود اضافه کنید.
- از طرفداران فانتزیهای کوبنده و پرتنش با وقایع سریعالسیر و ماجراجویانه هستید.
- به رمانهای تخیلی با شخصیتپردازی عمیق و جهانسازی گسترده علاقه دارید.
در بخشی از کتاب سوگندستان - قسمت اول: کتاب سوم مجموعه استورم لایت میخوانیم
جنگی در راه بود. با بیدار کردن هدم، دشمن بار دیگر شعلههای نزاعی به قدمت هزار سال میان انسانها و موجوداتی باستانی با نیت نابودی و قدرتهایی ناشناخته را برافروخته بود. منادیان قرار بود ظاهر شوند و رهبری جنگ در برابر خلأسازان را در دست بگیرند. شوالیههای تابناک باید آماده و آموزشدیده میبودند تا با دشمن مقابله کنند. قرار بود انسانها بتوانند به رهنمودهای قادر مطلق اتکا کنند.
در عوض، دالینار فقط چند تابناک جدید داشت و هیچ نشانی از کمک منادیان دیده نمیشد؛ و مهمتر از آن قادر مطلق، خدای آنها مُرده بود.
بااینحال، قرار بود دالینار به طریقی دنیا را نجات بدهد.
زمین به لرزه افتاد؛ رؤیا با درهم شکستن زمین به پایان میرسید. بالای صخره قادر مطلق باید سخنرانیاش را به پایان رسانده باشد.
موج نابودی نهایی همانند یک ابرطوفان در سرزمین پیش آمد. یک تشبیه طراحیشده توسط قادر مطلق برای نشان دادن تاریکی و نابودی که بر سر نسل بشر آوار خواهد شد.
او گفته بود افسانههای شما میگویند که پیروز شدید؛ اما حقیقت این است که ما شکست خوردیم؛ و درحال شکست خوردن هستیم...
پدر طوفان غرید زمان رفتن است.
دالینار بالای آوار ایستاد و گفت: «نه. تنهام بذار.»
بله

























