کتاب صدای دانش، راهنمایی کاربردی برای رهایی از رنجهای عاطفی و بازگشت به آرامش درونی است. صدای دانش از نظر دون میگوئل روئیز و جنت میلز، همان ندای درونیِ دروغینی است که از دوران کودکی و با پذیرش باورهای اجتماعی در ذهن ما ریشه میدواند. این صدا مدام در حال قضاوت، مقایسه و سرزنش است. پس از مطالعه، روش تشخیص دروغهای ذهنی و شیوهی از بین بردن آنها را یاد میگیرید تا به آرامشی قلبی و درونی برسید.
دربارهی کتاب صدای دانش
کتاب صدای دانش (The voice of knowledge)، منبعی سودمند برای دوری از باورهای منفی است که در ذهن نهادینه شده و آرامش و شادیِ اصیل را از ما گرفتهاند. دون میگوئل روئیز (Don Miguel Ruiz) و جنت میلز (Janet Milz)، آموزههای رسیدن به آرامش را با الهام از مکتب باستانی تولتک نگاشتهاند.
بر اساس مکتب باستانی تولتک، انسانها از کودکی با پذیرش توافقهای اجتماعیِ مبتنی بر ترس و قضاوت، شادیِ اصیل را از خود میگیرند و در رویای جهنم زندگی میکنند. آشنایی با حکمت کهن تولتک، قراردادهای ذهنی نادرستی را که در باورها ریشه دواندهاند، در هم میشکند و راهی برای رسیدن به صلح و آرامش پیشروی شما قرار میدهد. مطالب کتاب صدای دانش با لحنی داستانگونه مطرح شدهاند.
در ابتدای کتاب صدای دانش با روایت دون میگوئل روئیز و جنت میلز از داستان آدم و حوا همراه میشوید. در این روایت، شاهزادهی دروغ در درخت دانش سکونت دارد. میوههای این درخت به دروغ آلوده بودند. شاهزاده با دروغهای بیشمار، انسان را به خوردن سیبِ ممنوعه ترغیب میکند. با خوردن سیب، دروغهایی که در درخت دانش بود به بدن انسان منتقل میشود. شاهزادهی دروغ، به شکل صدا در سرِ انسانها زندگی میکند. این آوا، صدای دانش نامیده شده است.
از صدای دانش تا صدای عشق؛ سفری به آرامش حقیقی
کتاب صدای دانش به شما قدرت میدهد تا به جای واکنش به محرکهای بیرونی، پاسخهایی آگاهانه و مبتنی بر آرامش انتخاب کنید و بهتدریج رویای جهنمِ ذهنی خود را به رویایی از جنس عشق، شادی و آزادی تبدیل کنید. پس از داستان آدم و حوا، از تجربههای شخصیِ دون میگوئل روئیز سخن به میان آمده است. این تجربهها نیز با لحنی داستانگونه و روایی مطرح شدهاند. در این زمینه میتوان به دیدار با پدربزرگ نودسالهای اشاره کرد که تمامی غمهای زندگی را ماحصل باورهای دروغ میداند.
این روشنبینی، حاکی از آن است که هرچند منشا رنجهای انسان در ذهن او شکل میگیرد، اما خود او نیز قدرتی بینهایت برای بازشناختن این دروغها و رهایی از آنها را دارد. پدربزرگ نودساله در واقع همان صدای حقیقت است که آرام و بیادعا، فراسوی هیاهوی صدای دانشِ دروغین زمزمه میکند: تو هرگز آن باورهای سمی نبودی، تو فقط باور کردی که آنها هستی.
اگر میخواهید به آرامش درونی برسید و صلحی پایدار با خودتان داشته باشید، خرید کتاب صدای دانش ترجمهی فرناز فرود از انتشارات کلک آزادگان میتواند گامی اساسی در این مسیر باشد. انتشارات لیوسا نیز پیشتر آموزههای دون میگوئل روئیز را با نام آوای دانش با ترجمهی فرزام حبیبی اصفهانی منتشر کرده است.
کتاب صدای دانش برای شما مناسب است اگر
- آوازهی دون میگوئل روئیز به گوش شما خورده و میخواهید اثر دیگری از نویسندهی کتاب چهار میثاق را مطالعه کنید.
- ذهن آشفتهای دارید و در پی کتابی با آموزههای آرامشبخش میگردید.
- در حوزهی توسعهی فردی فعالیت میکنید و قصد گسترش دانش خود را دارید.
در بخشی از کتاب صدای دانش: راهنمای عملی برای آرامش درونی میخوانیم
پیش از آن که حرف زدن یاد بگیرید، مغز شما مانند یک کامپیوتر بینقص اما برنامهریزینشده است. وقتی به دنیا میآیید، زبان نمیدانید. چند سال طول میکشد تا مغز شما برای دریافت برنامه رشد کافی پیدا کند. آن گاه به طور عمده از طرف پدر و مادر و اطرافیانتان برنامهریزی میشوید. آنها توجهتان را جلب میکنند و معنی واژهها را به شما میآموزند. یاد میگیرید که صحبت کنید و با پذیرش شما، برنامه کمکم وارد شما میشود. به این ترتیب شما میپذیرید و برنامهریزی میشوید.
اگر شما کامپیوتر باشید، پس دانش، برنامه است. هر چه میدانید - تمامی دانش موجود در سرتان - پیش از به دنیا آمدن شما در برنامه وجود داشته است. من به شما اطمینان میدهم که هیچ کدام از ما فکر بدیعی نداریم. یکایک حرفها، کلمات و مفاهیم موجود در دستگاه اعتقادی شما بخشی از برنامه میباشد که آن برنامه نیز با ویروسی به نام دروغ آلوده شده است.
لزومی ندارد که برنامه را خوب یا بد، درست یا نادرست تلقی کنیم. حتی اگر آن را دوست نداشته باشیم، نمیتوانیم کسی را برای انتقال این برنامه به خود مقصر بدانیم. همین است که هست و عالیست، زیرا ما با استفاده از این برنامه، داستان خود را خلق میکنیم. اما چه کسی زندگی ما را اداره میکند؟ همین برنامه! این برنامه دارای صداست و مدام به ما دروغ میگوید.
چگونه میتوانیم بفهمیم حقیقت چیست، در حالی که تقریباً هر چه آموختهایم، دروغ بوده است؟ چگونه میتوانیم آن چه را که واقعیست، در وجود خود تشخیص دهیم؟ البته مدتی طول کشید، اما سرانجام فهمیدم که عواطف ما حقیقی هستند.
بله






























