کتاب درد عاشقی - جلد دوم نوشتهی ثریا همت آزاد ادامهی خوانش و تفسیر او از حکایتهای مثنوی معنوی مولانا است؛ اثری که در آن، حکایتهای دفترهای چهارم، پنجم و ششم مثنوی برگزیده شده و در کنار ابیات مولانا، با روایت و توضیحهای مفهومی، عرفانی و اخلاقی نویسنده همراه میشوند. همت آزاد میکوشد از ظاهر قصهها عبور کند و معنایی را که مولانا در پسِ شخصیتها، رخدادها و گفتوگوها پنهان کرده است، برای خواننده آشکارتر سازد.
دربارهی کتاب درد عاشقی - جلد دوم
در کتاب درد عاشقی - جلد دوم، ثریا همت آزاد سراغ بخشهایی از دفتر چهارم تا ششم مثنوی میرود؛ دفترهایی که در آنها نیز حکایتهای ساده و گاه طنزآمیز، بستری برای طرح پرسشهایی عمیق دربارهی انسان، نفس، عشق، رنج، آگاهی و حقیقت هستند. نویسنده با نقل ابیات و بازگویی و تحلیل حکایتها، مخاطب را از سطح روایات به لایههای درونیتر و عمیقتر سخنان مولانا هدایت میکند.
در شرح حکایتهای دفتر چهارم مثنوی، کتاب درد عاشقی - جلد دوم ثریا همت آزاد به داستانهایی مانند عاشقی که از عسس میگریزد، واعظ و دعای او برای ظالمان، دباغ در بازار عطاران، هجرت ابراهیم ادهم و صوفی در گلستان میپردازد و از خلال آنها مفاهیمی چون عادت، دلبستگی، رنج، دنیاطلبی، مراقبه و دگرگونی درونی انسان را بررسی میکند.
عشق، ایمان و بیداری در دفتر پنجم و ششم مثنوی
دفتر پنجم با حکایتهایی دربارهی توبه، تضرع، توکل، عشق، آزمون الهی و بیداری انسان ادامه پیدا میکند؛ از قصهی طاووس و اعرابی تا داستان قوم یونس، توبهی نصوح، راهبی که با چراغ در بازار میگشت و حکایتهایی دربارهی ایمان و کفر.
در دفتر ششم نیز داستانهایی چون ایاز و پادشاه، صیاد و پرندگان، بلال و عشق او به پیامبر، مرید شیخ حسن خرقانی، سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود، موش و چغز و حکایت پادشاه و سه پسرش زمینهای برای تامل دربارهی عشق، تعلق، ایمان، اختیار، حقیقت و نسبت «من» و «ما» فراهم میکنند و کتاب درد عاشقی - جلد دوم انتشارات گویا را به اثری برای شناخت عمیقتر مفاهیم عرفانی و انسانی مثنوی تبدیل میکند.
خرید کتاب درد عاشقی - جلد دوم برای خوانندهای مناسب است که میخواهد مثنوی را بهعنوان آینهای برای شناخت نفس و جهان درون انسان بخواند. همراهی متن مولانا با شرح و تحلیل ثریا همت آزاد، فهم مفاهیم دشوار حکایتها را آسانتر کرده و راهی برای تامل در معنای عشق، رهایی، توبه و بیداری پیش روی خواننده میگذارد.
کتاب درد عاشقی - جلد دوم برای شما مناسب است اگر
- به حکایتهای مثنوی معنوی و شرح و تفسیر ابیات مولانا علاقهمندید.
- میخواهید با مفاهیم عرفانی و معنوی دفترهای چهارم، پنجم و ششم مثنوی آشنا شوید.
- ترجیح میدهید حکایتهای مثنوی را همراه با روایت ساده و تحلیل مفهومی بخوانید.
- به دنبال کتابی برای آشنایی با اندیشه و جهانبینی مولانا بدون ورود به شرحهای بسیار تخصصی هستید.
در بخشی از کتاب درد عاشقی - جلد دوم: گزینش، تلخیص، مقابله، تفاسیر و تحلیل مثنوی معنوی میخوانیم
(استاد فروزانفر مأخذ این حکایت را یکی از حکایات عوفی در جوامع الحکایات میداند: «شقیق، در قحط سالی غلامی را خندان دید، او را گفت چه جای نشاط است، مگر اندوه مردم نمیبینی؟ غلام گفت خواجه من دو انبار غله دارد، مرا ضایع نگذارد.» مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، ص 150)417
مولانا در این حکایت، از مقام «رضا» سخن میگوید که خاص اصحاب ارادت و یقین در درگاه حقاند. پروردگار عالمیان، خود، جهان هستی را به ظهور پدیدهها و ایجاد خَلائق مزیّن فرموده است. پس آنچه در آن میگذرد براساس حکمت و اراده اوست. از ابتدا قرار بر این بوده است که زندگی آدمیان در مجموعهای از اضداد باشد. آنچه ساختی، میتواند به سادگی ویران شود. آنچه امروز نوشِ توست، میتواند نیشِ فردای تو باشد. اما چه سخت و ناگوار است که تمام این تلخیها و شیرینیها را به عنوان یک واقعیت، یک تنبیه، یک اراده الهی یا هر گونه علل دیگر، پذیرفته به توکل و رضا گردن نهاد.
روح حیوانی، عقل جزوی و وهم و خیال بر اساس امیال خویش به هر وصلی رضا میدهند، و همه موجودات در نزد عقل کل، چون طفلی ناتوان، نیازمند نوازش دامان مادرند. ناگفته نماند که جباریت خداوند، هرگز نافی اختیار، تعهد و مسئولیتپذیری انسان در سیر تاریخ نیست.
سال قحطی بود. زاهدی در شهر قوم و خویش خود، همچنان خندان بود و دیگر مردمان، همگی گریان. پس او را گفتند: این چه جای خنده است؟ مگر نمیبینی که قحطی، بنیاد مؤمنان را زیر و زبر کرده است؟ نمیبینی رحمت الهی از ما روی برگردانده، صحرا، خشک و سوخته و بی بر شده است؟ کشتزار و باغ و تاکستان انگور، از بی بارانی، خشک و سوخته شده، حتی کوچک نَمی هم نمیبینی که سبزه را دلخوش کند. چه صحنه دلخراشی است که از این قحطی و عذاب، به مردم رسیده است. ده ده و صد صد، به مانند ماهی که از آب دور بماند، مردم در حال جان دادن هستند. آیا از دیدن این منظره دردناک، دل تو به رحم نمیآید که بر اندوه آنان غم خوری؟ مؤمنان از گوشت و پوست یکدیگرند. رنج یک نفر از آنان، رنج همه آنهاست. افراد یک قوم در زمان صلح و آرامش و نیز در هنگام جنگ و بلا، باید یار و یاور یکدیگر باشند.
بله

















