کتاب حضور حافظ نوشتهی سید عطاءالله مهاجرانی پژوهشی در باب جهان شعری حافظ است که با نگاهی ادبی، عرفانی و زیباییشناختی به غزلهای او میپردازد. نویسنده تلاش کرده است از خلال مطالعهی دیوان حافظ، پنج منظومهی اصلی شعر او را بررسی کند: منظومهی معانی، منظومهی بیانی، منظومهی آوایی، منظومهی تصویری و منظومهی روایی. از دید نویسنده، این پنجگانه کلیدی برای فهم لایههای مختلف غزلهای عارفانه، عاشقانه و رندانهی حافظ به شمار میآیند.
دربارهی کتاب حضور حافظ
سید عطاءالله مهاجرانی در کتاب حضور حافظ، حافظ را غزلسرایی صاحب جهانی منسجم از اندیشه، موسیقی، تصویر و روایت معرفی میکند. نویسنده با تکیه بر دو غزل مشهور «الا یا ایها الساقی» و «سالها دل طلب جام جم از ما میکرد»، ساختار فکری و هنری دیوان حافظ را واکاوی کرده و پیوندهای آن را با متون عرفانی، ادبیات عرب، آثار مولانا، تفسیر قرآن و آرای پژوهشگران برجستهای چون غلامحسین یوسفی و هانری کربن نشان میدهد.
از ویژگیهای کتاب حضور حافظ سید عطاءالله مهاجرانی، تلفیق پژوهش ادبی با تجربیات شخصی نویسنده است. مهاجرانی در دیباچهی کتاب، از تجربهی غربت و زندگی در خارج از ایران سخن میگوید و آن را با مفهوم «غریب» در سنت عرفانی و ادبی پیوند میزند و همین رویکرد، کتاب را به اثری تأملی، تحلیلی و در عین حال شخصی تبدیل میکند.
حضور حافظ؛ تلفیقی از پژوهش، ادبیات و عرفان
از مهمترین نقاط قوت کتاب حضور حافظ انتشارات امید ایرانیان، نگاهی نو و منسجم به ساختار هنری و معنایی غزلهای حافظ است؛ نگاهی که با تکیه بر منابع معتبر ادبی، عرفانی و قرآنی، لایههای مختلف اندیشه و هنر او را واکاوی میکند. سید عطاءالله مهاجرانی در این اثر با مقایسهی اشعار حافظ و آثار شاعران برجستهی فارسی و عربی، جایگاه حافظ را در سنت ادبی و عرفانی روشنتر میسازد و پیوندهای میان متون را بهخوبی نشان میدهد.
افزون بر این، نثر روان، ادیبانه و در عین حال پژوهشمحور کتاب، مطالعهی آن را برای علاقهمندان به ادبیات کلاسیک، حافظپژوهان و خوانندگان جدی شعر فارسی دلپذیر و جذاب کرده است.
اگر به دنبال اثری پژوهشی، روان و در عین حال خواندنی دربارهی جهان فکری و هنری حافظ هستید، خرید کتاب حضور حافظ انتخابی ارزشمند برای کتابخانهی شخصی شما خواهد بود. این کتاب با نگاهی تحلیلی و مستند، دریچهای تازه به غزلهای حافظ میگشاید و میتواند منبعی مفید برای مطالعه، پژوهش و درک عمیقتر اندیشه و هنر این شاعر بزرگ باشد.
کتاب حضور حافظ برای شما مناسب است اگر
- به شعر و غزلهای حافظ علاقهمند هستید و میخواهید با مفاهیم و لایههای عمیقتر اشعار او آشنا شوید.
- دانشجو یا پژوهشگر ادبیات فارسی هستید و به دنبال یک منبع تحلیلی درباره جهان شعری حافظ میگردید.
- به عرفان اسلامی و ادبیات عرفانی ایران علاقه دارید و میخواهید پیوند اندیشههای عرفانی با غزلهای حافظ را بهتر درک کنید.
- به پژوهش نقد ادبی علاقهمندید و میخواهید ساختار معنایی، بیانی و هنری دیوان حافظ را از منظری پژوهشی بررسی کنید.
در بخشی از کتاب حضور حافظ میخوانیم
غزل «سالها دل طلب جام جم از ما میکرد»، غزل کانونی و کلیدی در شناخت زاویه دید حافظ و تعریف و تفسیر او از جام جم است. منوچهر مرتضوی در «مکتب حافظ» نکتهی نابی نوشته است: «برای اینکه جام جم حافظ را بشناسیم، باید دست در دامان جام جم همو بزنیم.»
بدیهیست که برای شناخت حافظ و فهم غزلیّات او، میبایست به حافظ رجوع کنیم. مثل درخشش ستارگان در آسمان بلند و درخشنده، در غزلهای متعدّدی از غزلستان حافظ، شاهد تابش ستاره جام جم هستیم. این ستارهها با هم نسبت دارند. پراکنده و پریشان به نظر میرسند، اما همگی در هندسهای آسمانی و تقدیری الهی سامان یافتهاند. غزلِ «سالها دل طلب جام جم از ما میکرد» مثل آفتاب است؛ آفتابی که گویی تمامی آن ستارگان در مدارهای مختلف و با فاصلههای متفاوت گِردِ او میگردند. نخست ضرورت دارد به غزل بپردازیم. سپس نسبت ستارگان با آفتاب غزل را شناسایی کنیم.
علامه طباطبایی، در تفسیر قرآن مجید، برخی آیات را آیات محوری و کانونی در شناخت قرآن تفسیر کرده و به آن آیات عنوان «غُرَر آیات» دادهاند. غرر آیات مثل آفتابیاند، که به ماه دیگر آیات که متشابه مینمایند، روشنایی میتابانند. به عنوان نمونه، آیه «لَیس کَمِثلِه شَیئی» (الشوری، 11) از جمله غرر آیات است. شعاع آفتاب این آیه بر آیه متشابه «وَ قالَت الْیَهودُ یَدُاللهِ مَغْلُولَة» (المائدة، 64) نور میتاباند. خداوندی که مانندی ندارد، یا لطیف تر، مانندِ مانندی ندارد، در این صورت نمیتواند «دست» داشته باشد. پس ترکیب «یدالله» مجاز است.
غزل را از دیوان حافظ قدسی انتخاب کردهام. چرا؟ این دیوان را نخستین بار در دوره نوجوانی دیدم. چاپ سنگی و با خط خوش نستعلیق و حاشیههای شکسته - نستعلیق رمز آلود. سالها بعد در خانهی حاجآقا رحیم ارباب در اصفهان هم همین حافظ را دیدم. با آیتالله محیالدین حائری شیرازی نیز در سال 1360 همین نسخه را میخواندیم. نمیدانم چگونه بگویم، اما گویی این حافظ برای من آشناتر و دلنشینتر بوده و هست. به عنوان نمونه، همین غزل که در دیوان قدسی به شماره 205، در دیوان حافظ قزوینی - غنی شماره 142، حافظ خانلری شماره 136، حافظ به سعی سایه شماره 137 منتشر شده است، تفاوتهایی دارد.
بله
















