معرفی و دانلود کتاب بیخوابی
برای دانلود قانونی کتاب بیخوابی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب بیخوابی
کتاب بیخوابی نوشتهی روداشفسکی اوگنی داستانی فلسفی است که ما را با رنجها و سرگشتگیهای یک انسان مانده در کشمکشها و چالشها روبهرو میکند. راوی این داستان دختری دانشجو است که به اصرار و اجبار خانواده در رشتهی حقوق درس میخواند و میخواهد هر طور که شده خود را از قید و بند این اجبارها رها کند.
دربارهی کتاب بیخوابی
او نمیخواهد بخوابد. میخواهد «تا ته بیخوابی» پیش رود تا مقاومت خود در برابر ویرانشدن و نابودی را بسنجد. نامش را نمیدانیم و باید او را به نام راوی صدا بزنیم. راوی دختری دانشجو است که به اصرار خانوادهاش در رشتهٔ حقوق تحصیل میکند. نسبت به هیچچیز در زندگی خود احساس خوبی ندارد. تمام ابعاد زندگیاش، از انتخاب رشته و دانشگاه گرفته تا آیندهٔ پیشرو، توسط او انتخاب نشده و به اصرار خانوادهاش در مسیری از پیش تعیینشده قدم برمیدارد. کتاب بیخوابی (Insomnia) نوشتهٔ روداشفسکی اوگنی (Evgeny Rudashevsky) ما را با شرایطی که راوی این داستان در آن قرار گرفته و نمیداند چگونه باید خود را از رنج روحی و کشمکش فلسفی برهاند، آشنا میکند.
بیخوابی، راهی برای ستیز با اجبارها
از نظر او همهچیز و همهٔ آدمها پوچ هستند. هیچکس را در اطراف خود نمیشناسد که بتواند با او دربارهٔ آتشی که روح و ذهنش را میسوزاند و زندگیاش را به یغما میبرد سخن بگوید. دیگران پر از دغدغههای مادی هستند. حس میکند میان همخوابگاهیهایش در دانشگاه شیکاگو یک غریبه است و مشکلاتش هیچ شباهتی به دغدغههای کماهمیت آنها ندارد.
داستان بیخوابی روداشفسکی اوگنی ما را با چند نفر از همکلاسیهای راوی آشنا میکند. متیو یکی از آنهاست. دانشجویی که تمام رویاهایش در خرید یک پیانو خلاصه میشود. دیگری سیندی است. او آرزوهای بزرگی دارد، مثل عضویت در باشگاه بدنسازی، داشتن کادیلاک و خانهای در ساحل، اما پول کافی برای هیچکدام از این کارها را ندارد.
راوی کتاب بیخوابی مشکل مادی ندارد اما نمیتواند بیهدف زندگی کند. او از این پوچی خسته شده و حس میکند در تنگنایی که خانواده، جامعه و قوانین ترسیم کردهاند، گرفتار شده است. او نظریاتی عجیب دارد و این موضوع باعث میشود در دانشگاه مورد تمسخر قرار بگیرد؛ اما حالا با دختری عجیبتر از خودش آشنا شده که ابتدا فکر میکرد دختری محکم و مقاوم است. بعد که متوجه شد او نیز همچون خودش از زندگی واهمه دارد و مدتی قبل خود را از ماشین به بیرون پرتاب کرده است تا از زندگی خلاص شود، توانست با او دوست شود.
راوی میترسد، نگران است و میداند که تا چه اندازه در برابر زندگی نخواستنی و رنجآور خود ناتوان است. کتاب بیخوابی انتشارات آناپل از زبان راوی و از زاویهٔ نگاه اولشخص بازگو شده است. روداشفسکی اوگنی داستان خود را به گونهای بازگو کرده است که گویی مشغول خواندن دفترچهٔ خاطرات انسانی سرگشته و ناامید هستیم.
بیخوابی پس از 72 ساعت
راوی تصمیم گرفته است تا نخوابد. او میل شدیدی به خود ویرانگری و نابودی خویشتن را در درونش احساس میکند. مواد مخدر با خود همراه دارد و میخواهد تا انتهای بیخوابی، تا جایی که دیگر نمیتواند بیدار بماند، را تحمل کند. کتاب بیخوابی ترجمهی موسی عبداللهی ما را با احساسات راوی که در اوج بیخوابی از حالت عادی خارج شده است، مواجه میکند.
روداشفسکی اوگنی به ما نشان میدهد که چگونه میتوان از هرچیزی متن تولید کرد و نظرات راوی دربارهی «متن بودن همهچیز» را برای ما شرح میدهد. دانلود کتاب بیخوابی انتشارات آناپل ما را با وضعیتی روبهرو میکند که چندان برای ما عجیب و بیگانه نیست. بسیاری از ما رنج و ناامیدی را تجربه کردهایم و میدانیم که در این موقعیت آدمها به هر بیراههای میروند و راوی نیز که میکوشد تا از راه و روشی عجیب در زندگی خود نور امید و گشایشی ایجاد کند، ما را با خود همراه میکند.
خرید کتاب بیخوابی شما را به یک پیله دعوت میکند تا چگونه رها شدن از آن را نشانتان دهد؛ راهی که میتواند شما را نیز از حس خفقان و کشمکش درونی نجات دهد.
کتاب بیخوابی برای شما مناسب است اگر
- به داستانهایی که شما را با سرگشتگیهای بشر و کشمکشهای روحی و روانی او مواجه میکنند، علاقهمندید.
- احساس پوچی و بیانگیزگی رهایتان نمیکند و میخواهید با شخصیتی آشنا شوید که به حس خلاء و ناامیدی دچار شده است.
- به دنبال رمانهایی هستید که شما را با وضعیت یک جامعهی نابهسامان و شهروندانی سرگردان روبهرو میکنند.
در بخشی از کتاب بیخوابی میخوانیم
بنبست خیابان بزرگترین ناامیدی زندگیام بود. کوله را انداختم، زیپش را کشیدم. بسته را بیرون کشیدم و با تمام قدرت به میان برفهای سفید پرتابش کردم. ترسیدم. همانجا کنار کولهی بازمانده ایستادم، سعی میکردم بفهمم چه کردهام. بعد با نالهای از دلتنگی، به جلو دویدم. فوراً تا زانو در برف فرو رفتم. با دستهایم برف را کنار میزدم و به سمت نقطهای که بسته افتاده بود پیش میرفتم، و حس میکردم یک عمر طول میکشد. سعی میکردم حتی یک فکر واضح در سرم پیدا کنم، بفهمم چه بر سر من آمده، اما تمام افکارم دیوانهوار جیغ میزدند و به نظر میرسید جمجمهام از این فشار میترکد، فورانی از خون، شعلههای زرد، و آنوقت تمام این شهرِ مزخرف فقط یک جرقه آبی میبینند و فریاد میزنند: وای!
اما جمجمهام نمیترکید. افکار آرام میشدند، و وقتی به گودال برف رسیدم، تمام تنم در آن سقوط کرد، گویی میخواستم با یک جهش به اعماق همان بیخوابی بروم که همه این روزها آرزویش را داشتم. بلافاصله بسته را پیدا نکردم. وقتی پیدا شد، به سینهام چسباندم. بلند شدم. با قدمهای لرزان به جاده پشت سرم نگاه کردم. ترسیدم کسی مرا دیده باشد. اما هیچکس آن جا نبود. و یخِ تنم. و درونم، تاریکی، گرما، گندیدگی، خفقان، بوی تعفن و هزاران پل سوخته که جرأت عبور از آنها را ندارم. دوده صورت مرا میپوشاند. و اگرچه میتوان ماسک را برداشت، اما این دوده برای همیشه در پوستم نفوذ میکند. هر نفس، بوی سوختگی و ترس خواهد داشت. ترسوییِ همیشگی. فرارِ همیشگی. همیشه با نگاه به پشت سر.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب بیخوابی |
| نویسنده | روداشفسکی اوگنی |
| مترجم | موسی عبداللهی |
| ناشر چاپی | انتشارات آناپل |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 202 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5142-08-4 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان فلسفی خارجی |

















