رقیه بیک محمدیان در کتاب شکوفایی در میانسالی تلاش کرده میانسالی را نه دوران افول، بلکه مرحلهای از رشد و تکامل در نظر بگیرد، زمانی که انسان فرصت مییابد که با خود واقعیاش ملاقات کند. نویسنده بحرانها و دشواریهای این دوران را نادیده نمیگیرد، اتفاقا بیان میکند که در دل همین بحرانهاست که امکان آشتی با خود، بازتعریف زندگی و خلق معنایی تازه پدید میآید.
دربارهی کتاب شکوفایی در میانسالی
کتاب شکوفایی در میانسالی نوشتهی رقیه بیک محمدیان بیان میکند که بنا بر تصور رایج، میانسالی دورهای از افول است، جایی که فرد با تغییرات جسمانی، روانی و اجتماعی قابل توجهی روبهرو میشود. ولی نویسنده باور دارد که برخلاف تصور رایج، میانسالی مرحلهای برای پختگی، کمال و بازآفرینی زندگی است.
کتاب شکوفایی در میانسالی، این دوره را زمانی ارزشمند برای بهرهگیری از تجربه ها، ساختن زندگی بامعنا و بازنگری در اولویتها میداند. او فرد میانسال را بهرهمند از سرمایهای گرانبها میداند: تجربهی سالها تلاش، شکست و موفقیت که چراغ راهی پرنور و ارزشمند برای آینده است. صدالبته که این مسیر چالشها و دردسرهای مختص به خود را نیز دارد؛ تغییرات زیستی، مثل کاهش تدریجی توان جسمانی، افزایش نیاز به معنا و وقوع بحران میانسالی و مواجهه با تغییرات اجتماعی و دگرگونی در نقش خانوادگی و شغلی نیز از این دست چالشهاست.
میانسالی بهمثابهی سکوی پیشرفت
کتاب شکوفایی در میانسالی انتشارات شمع آوید، چالشهای عدیدهی پیش روی افراد میانسال را اتفاقا سکو و فرصتی برای شکوفایی میبیند و مطرح میکند که میتوان با ایجاد تعادل بین خواستههای فردی و مسئولیتهای بیرونی، توجه به معنا و هدفمندی و پرورش روابط مثبت، میانسالی را بدل به یکی از زیباترین فصلهای زندگی کرد.
با خرید کتاب شکوفایی در میانسالی رقیه بیک محمدیان با اثری مواجه میشوید که سعی دارد با ارائهی دیدی نو به این مرحلهی اثرگذار از زیست بشری، به شما در مواجههی مثبت و عبور از بحران میانسالی، کمک کند تا بتوانید شادی و سعادت را در زندگی خود جاری کنید و اجازه ندهید که چالشهای پیش رو، سد راه موفقیت و رضایت خاطر شما در زندگی شود.
کتاب شکوفایی در میانسالی برای شما مناسب است اگر
- خود را درگیر با تجربهی میانسالی میبینید.
- مشاور و درمانگر افراد میانسال هستید و میخواهید دانش خود در این حوزه را افزایش دهید.
- از فردی میانسال در خانواده مراقبت میکنید و میخواهید به او در پیشبرد زندگی و حفظ روحیهاش کمک کنید.
در بخشی از کتاب شکوفایی در میانسالی میخوانیم
حمید 54 ساله بود؛ مردی که سالها زندگی خود را وقف کار و تأمین خانواده کرده بود. روزهایش پر از جلسات، تماسهای تلفنی، پاسخ به ایمیلها و مسئولیتهای سنگین میگذشت. اما اخیراً وقتی جلوی آینه میایستاد، مردی را میدید که دیگر با او آشنا نبود، مردی که سالها از شور و اشتیاقش خبری نداشت. هر صبح با بدنی خسته و حسی سنگین از بیهدفی از خواب بیدار میشد. خانه از فرزندانش خالی بود و هر یک پی زندگی خود رفته بودند. نرگس، همسر مهربانش، بارها پیشنهاد کرده بود با هم به کوهنوردی بروند یا سفرهای کوتاه داشته باشند، اما حمید همیشه میگفت که کار دارد، سرش شلوغ است و وقت ندارد.
یک شب، در حالی که نمنم باران زمین را با طراوت کرده بود، ذهن حمید در اتاق کارش به سوالهای بیپاسخی که در سرش میپیچیدند، مشغول شد: «من چه کار میکنم؟ آیا تمام زندگی همین است؟ آیا هنوز فرصتی برای تغییر دارم؟»
روز بعد، وقتی در ترافیکی سنگین گیر کرده بود و به رادیو گوش میداد، جملهای توجهش را جلب کرد: «هر روز فرصتی است برای شروع دوباره.» ناگهان تلنگری خوشایند، جرقهای را در ذهنش روشن کرد. پس از این همه سال، تصمیم به تغییر، چراغ راه تازهای برای او شد.
در گام اول، حمید به مطالعه کتابهای روانشناسی و خودشناسی روی آورد تا بتواند خود را بهتر بشناسد و بفهمد. او دریافت که احساس بیهدفی و دلشورهها، بخشی طبیعی از گذار میانسالی هستند و میتوان با آگاهی و بینش، آنها را به فرصتی طلایی برای رشد و تحول تبدیل کرد.
بله
















