معرفی و دانلود کتاب شبح شناور
برای دانلود قانونی کتاب شبح شناور و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شبح شناور
کتاب شبح شناور از آن داستانهاییست که از همان صفحهی اول معلوم است قرار نیست شبیه بقیهی داستانها باشد؛ قصهای که با تولد پسری پنجاهساله شروع میشود و خیلی زود خواننده را وارد دنیایی پر از جادو، هیولا، شوخیهای بامزه و اتفاقهای عجیب میکند. محمدرضا شمس در این رمان فانتزی، ماجرایی ساخته که هر لحظهاش میتواند غافلگیرکننده باشد و کنجکاوی و هیجان خواننده را برای ادامهی داستان بیشتر کند.
دربارهی کتاب شبح شناور
بعضی آدمها وقتی به دنیا میآیند، تازه قرار است از قانقانکردن شروع کنند و کمکم راه رفتن و حرفزدن را یاد بگیرند. اما اسماعیل در کتاب شبح شناور محمدرضا شمس از همان روز اولی که به دنیا آمد پنجاهساله بود... و هنوز درست و حسابی به دنیا نیامده، باید دربارهی یکی از مهمترین تصمیمهای زندگیاش فکر میکرد؛ آنهم اینکه همینطور جلو برود و هر روز پیرتر شود، یا مسیر زمان را برعکس کند و عقبکی به سمت کودکی برگردد؟

دنیای عجیب و جادویی در کتاب شبح شناور
ماجرای کتاب شبح شناور از همین دردسر عجیب شروع میشود و خیلی زود خواننده را پرت میکند وسط دنیایی که پر از چیزهای عجیب و ناشناخته و غیرعادی است. خانههایی که انگار تکهای از خورشیدند و از زمین بیرون زدهاند. کلیدهایی که هر بار در قفل میچرخند، قیافهی تازهای پیدا میکنند و عمهای که اگر او را در خاک بکارند، بعد از مدتی سبز میشود و یک درخت گیلاس تنومند میشود.
دنیای کتاب شبح شناور فقط حسابی شلوغ و درهمبرهم و خطرناک هم هست. یک طرف ماجرا خبوک ایستاده؛ هیولایی شبحی با هزار چهره که رؤیای بههمریختن دنیا را در سر میپروراند. طرف دیگر گرگاسب است؛ گرگینهای حقهباز که چشمش به خانهی ملکعمه افتاده. خانهای پر از انرژی جادویی که اگر دست موجودات دردسرساز بیفتد، اوضاع دنیا حسابی قروقاطی میشود.
هیولاها و دشمنان خطرناک در کتاب شبح شناور
اسماعیل هم وسط این همه هیولا، جادو و اتفاقات مخوفِ باورنکردنی باید راه خودش را پیدا کند. او در کتاب شبح شناور گاهی با نسخههای مختلف خودش روبهرو میشود، گاهی پای مصاحبهای عجیب با یک خبرنگار دندانتیز مینشیند و گاهی وسط ماجراهایی میافتد که هم موهای تنش را از ترس سیخ میکنند و هم حسابی او را میخندانند.
کتاب شبح شناور نشر هوپا از آن داستانهایی است که مدام غافلگیرتان میکند. در یک صفحه ممکن است با هیولاها سر و کار داشته باشید، و در صفحهی بعد با یک گفتوگوی بامزه یا موقعیتی که آدم را به خنده میاندازد روبهرو شوید. محمدرضا شمس در این رمان دنیایی پر از خیال، شوخی و ماجراجویی ساخته؛ جایی که هر بار در آن قدم میزنید، با اتفاقات عجیبی که در انتظارتان است، احتمال دارد بیفتید توی چاله یا به آسمان پرت شوید.
خرید کتاب شبح شناور میتواند انتخابی جذاب برای نوجوانانی باشد که دوست دارند وارد دنیایی پر از ماجراجویی، هیولاهای عجیب، جادو و موقعیتهای بامزه شوند. اگر از داستانهایی لذت میبرید که هم هیجان دارند، هم تخیل قوی و هم لحظههای خندهدار، این رمان فانتزی از نشر هوپا میتواند تجربهای متفاوت و سرگرمکننده برایتان باشد.
کتاب شبح شناور برای شما مناسب است اگر
- 12 تا 16 ساله هستید و به رمانهای فانتزی ایرانی با فضای رازآلود و متفاوت علاقه دارید.
- دنبال یک داستان فانتزی نوجوانانه با هیولاها و موجودات عجیب هستید.
- از رمانهای تخیلی با چاشنی طنز و ترس لذت میبرید.
- به داستانهای ماجراجویانه و پرهیجان با اتفاقات غیرقابلپیشبینی علاقه دارید.
- دوست دارید کتابهای فانتزی ایرانی با الهام از افسانهها و موجودات اسطورهای را بخوانید.
در بخشی از کتاب شبح شناور میخوانیم
سرگروهبان که فکر اینجایش را نکرده، نگاهی به تکتک ما میاندازد و پسِ کلهاش را میخاراند. آقام میگوید: «اینها رو ول کن برن. بهشون کار نداشته باش. اینها یه مشت زنو بچهن. به کارت نمیآن. فقط جلوی دستوپات رو میگیرن. من رو ببر. من باهات میآم.»
سرگروهبان دوباره پسِ کلهاش را میخاراند و میگوید: «باشه. تو و زنت بیایین.» و به بلقیسعمه اشاره میکند. فکر میکند بلقیسعمه، زنِ آقام است. خوب شد او را با خودمان آوردیم. بلقیسعمه ابراهیم را به اکرم میدهد و کنار آقام میایستد.
سرگروهبان میگوید: «بقیه هم میتونن برن. بهشرطی که مثل بچهی آدم سرشون رو بندازن پایین و کاری نکنن. منم ناسلامتی چی؟ شتر دیدی، ندیدی. کار امشبشون رو ندید میگیرم و گزارش نمیکنم. افتاد؟»
آقام میگوید: «باشه.» و به حشمت و توکل اشاره میکند کاری نداشته باشند. بعد با دو تا از سربازها که تفنگبهدست، او و بلقیسعمه را دوره کردهاند، بهطرف ماشین میروند و سوار میشوند. غضنفری کلتش را تکان میدهد و به ما که ماتومبهوت ایستادهایم، میگوید: «معطل چیاین؟ بزنین به چاک. هری!»
سرهایمان را پایین میاندازیم و مثل جوجهتیغیای که تیغهایش ریخته باشد، راه میافتیم. صدای هقهق آرام خواهرهایم به گوش میرسد. جیپ راه میافتد و نور چراغهایش را که مثل دو تا سگ زرد لهله میزنند و جلوجلو میروند، دنبال میکند.
صدای تاپتاپ پای گرگینهها قطع شده است. احساس میکنم در آن دورها ایستادهاند و ما را تماشا میکنند. در تمام طول راه ما را تعقیب کردهاند. هرجا بلقیسعمه باشد، آنها هم هستند.
فهرست مطالب کتاب
چند تا هیولای خفن
بخش اول
خواب سفید
دیوسالار
فرار
نایبآویزون
زامبیها
یه حال اساسی
قرینهدره
جشن سبیل
اِند عاشقی
جن بو میدیم
ملکعمه
شبی که بلقیسعمه مرد
بریم هیولا شکار کنیم
خمرهی پرنده
آدم بیجنبه
عمه میکاریم
یه منِ دیگه
سحران دریارونده
قربونِ آقا
غلامماهی
بابا ایول!
تمرینهای خفن
شانهبهسرها
حفرهی هیولا
لشکر چهارنفره
غلامماهی رو عشقه
بخش دوم
خواب سفید
بید مجنون
گرگ میپیچونیم
بیبینگار
نبرد آخر
چی از این بهتر؟!
مردهها بهپیش
عجب قولاخیه ها!
دخترهی کلهخر
جزیرهی پاچوبی
یه هدیهی توپ در حد لالیگا
اسی بدشانس
رقص جنها
خانهی نامرئی
یه هیچیه
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شبح شناور |
| نویسنده | محمدرضا شمس |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 288 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204-551-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان، کتابهای داستان و رمان ترسناک نوجوان، کتابهای داستان و رمان طنز نوجوان |






















