معرفی و دانلود کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد
برای دانلود قانونی کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد
کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد نوشتهی الی میلینگتون رمانی فانتزی و رازآلود است که برای مخاطبان نوجوان داستانی دربارهی خاطرات، فقدان و قدرت کلمات تعریف میکند. نویسنده یک ماشین تحریر را در جایگاه راوی قرار میدهد تا با شرح رازهای یک خانواده، گره معمای مهمی را باز کند. اثری که کودکان و نوجوانان را به یک سفر جستجوگرانه دعوت میکند.
دربارهی کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد
الی میلینگتون (Allie Millington) رمان فکر کنم ماشین تحریر حرف زد (Olivetti) را با صحبتهای اولیوِتی آغاز میکند. اولیوتی یک ماشین تحریر قدیمی است که بعد از سالها کار، با یک کامپیوتر جایگزین شده است. او از خانوادهی بریندل میگوید و خاطراتش از دورانی را بازگو میکند که بئاتریس، مادر خانواده او را به خانه آورد و تمام حرفهایش را با تایپ کلمات، به درون اولیوتی جاری کرد. اولیوتی باور دارد که ماشینهای تحریر رازدارهای بزرگیاند و خودش هم تمام رازها و حرفهای خانوادهی بریندل و بهخصوص بئاتریس را در خود نهفته است.
اولیوتی برایمان از اوضاع خانوادهی بریندل تعریف میکند؛ اینکه مدتهاست این خانواده غرق در ملال و روزمرگی به سر میبرند و روزهای خوششان در گذشته جا مانده است. تا اینکه یک روز بئاتریس با چشمان غمزده به ماشین تحریر نگاه میکند و در حالی که اشکهایش کلیدهای دستگاه را تر میکند، تمام کاغذهای یادداشتش را توی کیسه زباله میریزد، اولیوتی را درون جعبه میگذارد و خودش ناپدید میشود.
معمایی که با کلمات حل میشود
در رمان فانتزی فکر کنم ماشین تحریر حرف زد، الی میلینگتون روایت بخشهایی از داستان را بر عهدهی ارنست پسر خانوادهی بریندل میگذارد. ارنستِ دوازدهساله، پسری گوشهگیر است که هیچ دوستی ندارد و تنها دلخوشی و سرگرمیاش مرور فرهنگ لغت آکسفورد است. او یک روز به طور اتفاقی با اولیوتی روبهرو میشود و به این موضوع پی میبرد که ممکن است با کمک این ماشین تحریر و کلمات و خاطراتی که در خود پنهان کرده، بتواند معمای ناپدید شدن مادرش را حل کند.

الی میلینگتون با بهرهگیری از تخیل و سبک رئالیسم جادویی، یک رمان نوجوان منحصربهفرد میآفریند که با نثری روان و طنزی لطیف و هوشمندانه، خوانندگانش را به ماجراجویی و جستجوگری دعوت میکند. به این ترتیب با رجوع به ابزاری نوستالژیک به مخاطب کمک میکند لذت آهستگی، تأمل و مرور خاطرات را به یاد آورد و در دل داستانی رازآلود به حل معمای یک خانواده مشغول شود.
کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد، این رمان کودک و نوجوان خواندنی را مریم رئیسی به فارسی برگردانده و نشر پرتقال آن را به چاپ رسانده است.
جوایز و افتخارات کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز و یو اس ای تودی
- کتاب منتخب سال از نگاه بوکلیست
- کتاب برگزیدهی Indies Introduce
- نامزد جایزهی خوانندگان جوان پنسیلوانیا
- نامزد جایزهی گنبد طلایی ورمونت
نکوداشتهای کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد
- نوشتهی الی میلینگتون، لطف بزرگی در حق ما خوانندگان محسوب میشود. (تام هنکس، بازیگر آمریکایی و نویسندهی کتاب ماشین تحریر عجیب)
- میلینگتون در اولین رمان خود، به شکلی ماهرانه یک ماجرای پیچیده را روایت میکند و در خلال آن به موضوعاتی عمیق میپردازد. رمانی سرشار از جملههای ماندگار با زبانی غنی و برخوردار از طنز که حال و هوای آثار کلاسیک را دارد. یک سفر هیجانانگیز که به مرورِ قبل و بعد رویداد متحولکنندهی زندگی یک خانواده میپردازد. (بوکلیست)
کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد برای شما مناسب است اگر
- نوجوان هستید و به خواندن داستان و رمان فانتزی علاقه دارید.
- بهعنوان والد یا معلم در پی یک رمان فانتزی جذاب میگردید که کودکان و نوجوانان را به مطالعه ترغیب کند.
- 12 تا 16 ساله هستید و از خواندن رمانهایی که تخیل، راز و طنز را به هم میآمیزند لذت میبرید.
در بخشی از کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد میخوانیم
در پیادهرو، هر آدمی از کنارم رد میشد بهم لبخند میزد. ظاهراً غریبههای بلوار آرگوئلو فکر میکردند پسری که ماشینتحریری بغلش گرفته صحنهی شادیآوری است. هیچکدامشان حتی فکرش را هم نمیکردند چه احساسی دارم. هیچکس نمیتوانست فکرش را بکند. اولیوتی در حلقهی دستانم فرورفته بود. مثل این بود که از عمد این کار را کرده باشد. انگار میدانست داریم کجا میرویم. زیر لب گفتم: «متأسفم...» لبهی خیابان منتظر ایستاده بودم تا چراغ سبز شود. «من فقط...»
جملهام را تمام نکردم، چون هرچه میگفتم فایدهای نداشت. او فقط یک ماشینتحریر بود. حتی دیگر ماشینتحریر مامان هم نبود. دیگر دلیلش را میدانستم.
اولیوتی یادآور خاطراتی بود که به یاد آوردنشان زیادی دردناک محسوب میشد. گذشتهای که دیگر وجود نداشت.
وقتی میدانی دیگر هیچچیز مثل قبل نخواهد شد، یادآوری گذشته چه سودی دارد؟ فراموشی درد خیلی کمتری دارد. وقتی فراموش میکنی، دیگر حتی به خاطر نمیآوری که دلت برای چی تنگ شده. آسانترین کار همین است که وانمود کنی اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده. در کوچهی کناری مغازهی گروفروشی هارتلند ایستادم و از سر کوچه یواشکی نگاهی به دور و بَر انداختم. جلوی ویترین مغازه چمباتمه زدم تا به هیچ قیمتی کوئین را نبینم. کفشهایم روی زمین کشیده شد.
اولیوتی دیگر کوئین را داشت. بدون من حال هر دویشان خوب بود. با دستانی لرزان اولیوتی را جلوی در مغازه گذاشتم. حتی بیشتر از وقتی که سنگینیاش را روی دستانم حس میکردم، درد داشتم. حبابی درون سینهام باد شد. مثل بادکنکی حریص بین دندههایم بزرگ و بزرگتر میشد. هوای درون ریههایم را دزدید. نادیده گرفتمش و رویم را برگرداندم. از اینکه اولیوتی را از همان اول، از اینجا با خودم بردم پشیمان بودم. قسم میخورم در تمام مسیر تا خانه، صدای تایپ کردن کلیدهایش را توی مغزم میشنیدم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب فکر کنم ماشین تحریر حرف زد |
| نویسنده | الی میلینگتون |
| مترجم | مریم رئیسی |
| ناشر چاپی | انتشارات پرتقال |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 216 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-274-868-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان، کتابهای داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان |






















