کتاب مقبره فراموش شده نوشتهی مونا زواشکیانی، جلد دوم مجموعه انتقام جویان تاریکی است. ارباب تاریکی و نیروهای مخوفش برخلاف تصور سوفیانا و همراهانش، پس از وقایع پایانی جلد نخست، نهتنها شکست نخوردهاند، بلکه قدرتمندتر از قبل، برای انتقام برگشتهاند تا باری دیگر برای تحقق اهداف شومشان، جهان را به آشوب بکشند. پس سوفیانا باری دیگر با استفاده از قدرتهای جادویی و قلب طلایی شگفتآورش، برای نجات دنیا، باید جوشن نبرد به تن کند.
دربارهی کتاب مقبره فراموش شده
سوفیانا و سارینا پس از بازگشت از سرزمین جادویی و شکست ارباب تاریکی، درست در لحظهای که تصور میکنند همهچیز عادی است و جهان به روال همیشگیاش برگشته، حفرهای زیر پایشان باز میشود و سوفیانا را در مقابل چشمان حیرتزدهی سارینا، به درون خود میبلعد. مونا زواشکیانی در رمان مقبره فراموش شده باری دیگر ما را به درون سرزمین جادویی میبرد، جایی که ماجراجوییها و قهرمانبازیهای بسیاری انتظارمان را میکشد.
حفرهای که شخصیت اصلی را به درون خود میکشد، گویی پایانی ندارد. سوفیانا به این فکر میکند که چه کسی در انتهای این تونل انتظار او را میکشد، ارباب تاریکی یا دستیارش، راحنه؟ ولی در کمال تعجب، دختر بر تشکی نرم از پر فرود میآید و با چهرهی صمیمی و آشنای بانو الهه روبهرو میشود. کتاب مقبره فراموش شده موسسه فرهنگی آرمان رشد، شخصیتهای دوستداشتنی قسمت پیشین را باری دیگر گرد هم میآورد تا برای نبردی هولناکتر، به مصاف نیروهای تاریکی بروند.

ماجراجوییهای جدید سوفیانا در انتقام جویان تاریکی 2
سوفیانا در کنار بانو الهه، متوجه حضور گاس، یگانهی تبر به دست، ایموجی و مینزی نیز میشود. چندی از یارانی که در ماجراجوییهای پیشینش به او در شکست ارباب تاریکی کمک کردند. قهرمان جلد دوم کتاب انتقام جویان تاریکی، با وجود خوشحالی از دیدن دوستانش، وقتی از بانو الهه علت احضارش را میپرسد، رنگ از رخسارش میپرد؛ ارباب تاریکی برگشته و دینا، جادوگر کوچولوی دوستداشتنی را هم دزدیده است.
حضور دوبارهی سوفیانا در سرزمین جادویی اینبار یک تفاوت دارد و آن، عدم حضور سارینا است که در جلد پیشین همراه او به این سرزمین فراخوانده شد. شخصیت اصلی کتاب انتقام جویان تاریکی جلد دوم از بانو الهه درخصوص علت غیبت سارینا میپرسد، پرسشی که آشکارا بانو الهه را ناراحت میکند. آیا سارینا به نیروهای دشمن پیوسته است؟ آیا دشمن قسم خوردهی روزهای عادی مدرسهی سوفیانا و همراه ترسویش در ماجراهای جلد نخست، اینبار در قشون مقابل قرار گرفته است؟
با خرید کتاب مقبرهی فراموش شده مونا زواشکیانی با اثری سرگرمکننده مواجه میشوید که پر از اتفاقات هیجانانگیز و چرخشهای داستانی غیرقابل پیشبینی است و اوقات مفرح و شیرینی را برایتان فراهم خواهد کرد.
کتاب مقبره فراموش شده برای شما مناسب است اگر
- از خوانندگان جلد اول مجموعه انتقام جویان تاریکی بودید و مشتاق مطالعهی دنبالهی قصه هستید.
- به داستانهای فانتزی و هیجانانگیز علاقه دارید.
- قصد خرید رمان فانتزی نوجوانی را دارید که حسابی شما را به رمز و رازش مشغول کند.
در بخشی از کتاب مقبره فراموش شده: کتاب دوم مجموعه انتقام جویان تاریکی میخوانیم
بااینکه صدا گفته بود وارد نشوم، در را باز میکنم و از پلههای تاریک و کهنهی اتاق پایین میروم. کمی که پیش میروم، راهپله بیش از حد تاریک میشود و پایم به چیزی گیر میکند و روی تمام پلهها قل میخورم و محکم روی سرامیک فرود میآیم.
صدایی مرا از جا میپراند و باعث میشود از زمین بلند شوم، صدایی مثل تایپ روی کیبورد.
لباسم را صاف میکنم و در راهروی عریضِ پیش رویم پیش میروم و به اتاقی بزرگ میرسم. کف اتاق با قطعات سرامیک ساختهشده از سنگ و خرده شیشه پوشیده شده است. در اتاق چیزی جز یک صندلی چوبی کهنه و یک میز کامپیوتر نیست که رویش کامپیوتر بزرگی قرار دارد و پسری با موهای نسبتاً بلند پشتش نشسته و سخت مشغول نوشتن است. البته سه دختر هم دستبهسینه کنار میز کامپیوتر ایستادهاند و آدامس باد میکنند و میترکانند. خجالت میکشم جلو بروم. میخواهم از راهرو بگذرم و از اتاق بیرون بروم که دختری که به نظر میآید از همه کوچکتر است چشمش به من میافتد و روی شانهی پسر میزند و میگوید: «سپر! مهمون داری.» و بعد دوباره مشغول بادکردن آدامسش میشود.
دیگر چارهای ندارم جز اینکه جلو بروم. همین کار را میکنم. منتظر میمانم. پسر صندلیاش را برگردانده و دارد به من نگاه میکند، ولی سکوتش خیلی طول میکشد. میخواهم بروم که پسر به صندلیاش تکیه میدهد و با جدیت میگوید: «سلام، من سپر هستم.»
هودی سیاهی پوشیده است. به کامپیوتر اشاره میکند و میگوید: «و اگه منتظر عذرخواهی هستی -که منتظر هم هستی- باید بگم از این خبرا نیست، چون کدهایی که دارم مینویسم از تو مهمترن.»
بله



















