معرفی و دانلود کتاب خداحافظ بوداپست

عکس جلد کتاب خداحافظ بوداپست
قیمت:
۷۶,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب خداحافظ بوداپست و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب خداحافظ بوداپست و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب خداحافظ بوداپست

کیتلین سه روز است که از پدرش خبر ندارد. این دختر هیچ راهی برای کمک به پدرش نمی‌شناسد. دوستان پدر نیز حاضر نیستند با جان خود بازی و برای آزادی او کاری کنند. کیتلین باید چاره‌ای بیابد، اما چگونه؟ کتاب خداحافظ بوداپست نوشته‌ی مارگریتا موریس داستانی تاریخی و سیاسی است که ما را به اواسط قرن بیستم در مجارستان می‌برد؛ زمانی که سرکوب و خفقان اجازه‌ی انتقاد و عدالت‌خواهی را به مردم این سرزمین نمی‌داد و هر اعتراضی با سرکوب مواجه می‌شد.

درباره‌ی کتاب خداحافظ بوداپست

کیتلین از خواب می‌پرد. نیمه‌شب است و به جز صدای کوبیدن در، هیچ صدای دیگری در خانه شنیده نمی‌شود. او می‌تواند حدس بزند چه کسانی پشت در ایستاده‌اند؛ در این ساعت از شب، هیچ‌کس جز مأموران AVO به در خانه کسی نمی‌آیند. پدر کیتلین، مارتن باکو، به سمت در می‌رود. او استاد دانشگاه است و همیشه از حکومت مستقر انتقاد می‌کند. همین موضوع باعث شده مأموران، با مشت و لگد، به در بکوبند و خانه‌ی آن‌ها را به لرزه درآورند و وارد شوند. همه‌چیز باید مورد تجسس قرار بگیرد؛ از کتابخانه گرفته تا پیانو. تنها وسیله‌ای که از این یورش در امان می‌ماند، ویولن کیتلین است که اجازه نمی‌دهد مأموران آن را منهدم کنند یا درونش را واکاوی نمایند.

کتاب خداحافظ بوداپست (Goodbye to Budapest: A Novel of the Hungarian Uprising) نوشته‌ی مارگریتا موریس (Margarita Morris)، ما را به دهه‌ی 1950 میلادی در مجارستان می‌برد؛ دورانی که حکومتی ظالم و سرکوب‌گر بر این سرزمین حکم می‌راند.

معرفی و دانلود کتاب خداحافظ بوداپست

بوداپست و خداحافظی با ترس

مارتن باکو باید اعتراف کند. او چاره‌ای جز این کار ندارد. اگر همه‌ی جرایم خود را ننویسد و اتهاماتش را روشن نکند، حق ندارد بخوابد یا حتی لحظه‌ای آرامش پیدا کند. معمولاً او را گرسنه نگه می‌دارند تا بیشتر عذاب بکشد. یکی از افرادی که مأمور است تا از او در سلول مراقبت کند، تاماس کان است. او در شب گذشته به‌خاطر خواهش‌ها و مظلومیت کیتلین، تفتیش خانه و اتاق کیتلین را ناتمام گذاشت و خود می‌داند که اگر کسی این موضوع را به گوش مافوقش برساند، بدون هیچ تردیدی اخراج خواهد شد. رئیس او به او و همکارش مأموریت داده است که به حرف‌های مارتن باکو با دقت گوش دهند و اگر او سراغ دخترش را گرفت و خواست با او دیدار کند، بلافاصله به مافوقشان اطلاع دهند تا هیچ فرصتی از دست نرود.

کتاب خداحافظ بوداپست ما را با وضعیت زندگی کیتلین و پدرش آشنا می‌کند. این دختر معلم است و به واسطه‌ی شغلش، امکان دارد از شاگردان و خانواده‌های آن‌ها جاسوسی کند. حالا مدیر مدرسه فشار می‌آورد تا رفتارها و سخنان دانش‌آموزی به نام تیبور را زیر نظر بگیرد و هر رفتار مشکوکی را که مشاهده کرد، سریعاً به مدیر گزارش دهد. کیتلین نمی‌خواهد اعتماد دانش‌آموزان و خانواده‌ها خدشه‌دار شود، اما در چنین وضعیتی حق انتخاب چندانی ندارد و تنها زمانی می‌تواند از دستورات سرپیچی کند که آمادگی مواجهه با زندانی شدن را داشته باشد.

مارگریتا موریس ما را با وضعیت جامعه‌ای خفقان‌زده که تحت سرکوب و فشارهای سیاسی است، آشنا می‌کند و می‌کوشد تا شرایط زندگی منتقدان حکومت در چنین اجتماعی را بهتر درک کنیم. کتاب خداحافظ بوداپست ما را به درون زندان‌ها و مدارس یک سرزمین تحت حکومت دیکتاتوری می‌برد تا با تلاش و ازخودگذشتگی افراد در راه آزادی روبه‌رو شویم.

رمان تاریخی و سیاسی خداحافظ بوداپست با ترجمه‌ی گلناز رفیعی در انتشارات خیزران به چاپ رسیده است.

کتاب خداحافظ بوداپست برای شما مناسب است اگر

  • به داستان‌های سیاسی و تاریخی علاقه‌مندید و می‌خواهید با وضعیت کشور مجارستان در سال‌های ابتدایی جنگ سرد، آشنا شوید.
  • می‌خواهید با داستانی مواجه شوید که نشان‌دهنده‌ی درگیری درونی و کشمکش‌های روحی و روانی افراد یک اجتماع سرکوب شده است.
  • دوست دارید با اثری روبه‌رو شوید که شما را به فضای قیام‌های اجتماعی و خروش یک ملت دعوت می‌کند.

در بخشی از کتاب خداحافظ بوداپست می‌خوانیم

با وجودیکه دو هفته بیشتر از ماندنشان در آن کمپ نگذشته بود اما انگار دو ماه برای آن‌ها گذشته بود. روزی‌که نگهبان‌ها در محوطه جمع شدند و از همه خواستند که خارج شوند، مارتن متوجه شد خوابگاه آن‌ها فقط یکی از اتاق‌های پر از زندانی ا‌ست و صدها زندانی در این ساختمان هستند.

آندریاس با نگرانی پرسید: "به نظرتان ما را به جای دیگری منتقل می‌کنند؟ "

مارتن گفت: "نمی‌دانم. "

"اگر بدانم دارند ما را به سیبری می‌برند، خودم را از قطار به بیرون پرت می‌کنم. "

بلا گفت: "آرام باش آندریاس! بگذار ببینیم چه می‌شود؟ "

نگهبانان همه‌ی آن‌ها را سوار کامیونی کردند و به طرف ایستگاه قطار بردند. وقتی به آن جا رسیدند قطاری با ده واگن خالی منتظر آن‌ها بود. ورودی سکوها پر بود از نیروهای نظامی، قطار آن‌ها پنجره نداشت. وقتی مارتن به صورت هروه و بلا نگاه کرد، ترس را در چهره‌ی آن‌ها دید. آندریاس از ترس زهره ترک شده بود و به‌شدت مضطرب بود. آن‌ها را مانند حیوانات به سمت قطار هل دادند وتا جایی‌که هر واگن جاداشت آن‌ها در آن جا دادند. اگرچه واگن بوی مواد تمیزکننده می‌داد، اما بوی خون دربعضی جاها حس می‌شد. وقتی درها بسته شد، جایی برای سوزن انداختن در واگن‌ها نبود. قطار به آرامی شروع به حرکت کرد. مارتن از فکر اینکه دیگر مجارستان را نمی‌بیند دلش به درد آمد. از فکر این‌که دیگر کیتلین را نبیند، دیوانه می‌شد. مدت کوتاهی در راه بودند که قطار توقف کرد. آندریاس پرسید: "ما الان کجاییم؟ می‌خواهند ما را این‌جا پیاده کنند؟ "

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب خداحافظ بوداپست
نویسنده
مترجمگلناز رفیعی
ناشر چاپیانتشارات خیزران
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات180
زبانفارسی
شابک978-964-8597-94-3
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان تاریخی خارجی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب خداحافظ بوداپست

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب خداحافظ بوداپست

برای دریافت کتاب خداحافظ بوداپست و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟