معرفی و دانلود کتاب شبی که او را از دست دادیم
برای دانلود قانونی کتاب شبی که او را از دست دادیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شبی که او را از دست دادیم
همهی سرنخها در گذشته نهفته شده است. نورا سالیان درازی از وقایع مطلع نبوده و حالا باید تا جایی که میتواند حقیقت را از دروغ تشخیص دهد و معمای قتل پدرش را حل کند. کتاب شبی که او را از دست دادیم نوشتهی لورا دیو داستانی معمایی و جنایی است که خوانندگان خود را به پیچوخمهای یک پروندهی مرگ مشکوک یا بهعبارتی قتل وارد میکند؛ پروندهای که هیچکس نمیتواند از آن پرده بردارد جز نورا.
دربارهی شبی که او را از دست دادیم
لیام به چه میاندیشید؟ چه کسی میتواند حدس بزند؟ او بر بلندی، در لبهی پرتگاهی ایستاده و به ساحل کالیفرنیا مینگرد. صخرهها ناهموارند و امواج آرام و قرار ندارند. بهاحتمال زیاد، ذهن لیام درگیر اشتباهاتش در زندگی است؛ او به گذشته میاندیشد، به زمانی که اگر امکان بازگشت به آن را داشت، همهچیز را به گونهای دیگر رقم میزد. اما اکنون دیگر دیر شده است و او باید با مرگ روبهرو شود. کتاب شبی که او را از دست دادیم (The Night We Lost Him) نوشتهی لورا دیو (Laura Dave) مخاطبان را همراه با نورا، دختر لیام، وارد پیچوخم پروندهای معمایی و جنایی میکند؛ دختری که قرار است بهزودی با واقعیتهای تلخی دربارهی زندگی پدرش روبهرو شود.
شبی که او را از دست دادیم از یاد نخواهد رفت
نورا پس از چند سال با برادرش روبهرو میشود. او تنها فرزند حاصل از نخستین ازدواج پدرش است و سالهاست با دیگر فرزندان پدرش که در واقع خواهر و برادرانش هستند دیداری نداشته است. نورا معمار است و هرگز تصور نمیکرد زمانی که مشغول بازسازی خانهای برای زوجی جوان است، برادرش را ببیند و آن خبر هولناک را بشنود؛ خبری که گمان میکرد دیگر به پایان رسیده و قرار نیست بار دیگر درگیر آن ماجرا شود.

سام، فرزند پدر نورا از همسر دومش، این حقیقت را با او در میان میگذارد که پدرشان بر اثر مرگ طبیعی از دنیا نرفته و سقوط او در پرتگاه اتفاقی نبوده است. لورا دیو در رمان معمایی شبی که او را از دست دادیم ما را با سام آشنا میکند؛ یکی از مالکان شرکت املاک «نون» که از لیام ساموئل نون بهجا مانده است. سام و برادرش تامی هر دو این شرکت را اداره میکنند. رابطهی این دو برادر چندان خوب نیست و بیش از آنکه برادر باشند، شریک و رقیب تجاری یکدیگرند. تامی معتقد است کشمکشهای مالی و چالشهای حقوقی باعث به قتل رسیدن لیام شده است؛ موضوعی که نورا از آن بیخبر است.
تام اسناد، مدارک و نسخهی اولیهی وصیتنامهای را که لیام اندکی پیش از مرگش تغییر داده بود، به نورا تحویل میدهد. نورا از هیچچیز خبر ندارد؛ او سالهاست برادرانش را ندیده و اکنون نیز آن دو را بهخوبی نمیشناسد. مدارکی که از نظر پلیس هیچ ارزشی ندارند و کارآگاهان حاضر نیستند حتی فرضیهی قتل لیام را نیز بررسی کنند.
معمای شبی که او را از دست دادیم در گذشته نهفته شده است
لورا دیو ما را به پنجاه و یک سال پیش میبرد؛ زمانی که لیام عاشقانه دختری بهنام کوری را دوست دارد و حاضر است برای او هر کاری انجام دهد. اما کوری این رابطه را پایان میدهد، زیرا نمیخواهد محل زندگیاش را ترک کند و میداند که لیام نیز هرگز در آن منطقه نخواهد ماند. عشق لیام به کوری بخشی از رمان «شبی که او را از دست دادیم» است و در طول رمان بهطور پراکنده حضور دارد. علاقهی این دو نفر به یکدیگر در زندگی لیام بسیار تأثیرگذارتر از چیزی است که تام و نورا تصور میکنند و راز بزرگی در دل همین ماجرا نهفته است.
کتاب جنایی شبی که او را از دست دادیم برای قتل لیام چند مظنون معرفی میکند و برای هرکدام دلیل و مدرکی ارائه میدهد؛ بهعنوان مثال، سیس سالینجر، یکی از رقبای مهم تجاری، از مرگ و نبود لیام نفع زیادی میبرد. با این حال، نمیتوان احتمال مظنون بودن سام و تامی را نادیده گرفت. لورا دیو با ارائه سرنخها و نشانهها، به مخاطب کمک میکند تا رمز و راز داستان معمایی و جنایی شبی که او را از دست دادیم را کشف کرده و پرده از حقیقت قتل لیام ساموئل نون بردارد.
کتاب شبی که او را از دست دادیم با ترجمهی ایلناز و ترگل شیرعلیان در انتشارات گویا به چاپ رسیده است.
جوایز و افتخارات شبی که او را از دست دادیم
- از پرفروشترین داستانهای نیویورکتایمز
- نامزد جایزهی گودریدز در ژانر معمایی و جنایی در سال 2024
- کتاب برگزیدهی سال بارنز و نوبل
- قرار گرفتن در آثار اولیهی جایزهی قلم همینگوی
نکوداشتهای کتاب شبی که او را از دست دادیم
- داستان شبی که او را از دست دادیم اثر مجذوبکننده و مملو از عشق و اندوه است که با نگاهی عمیق، اثر ویرانگر یک تراژدی را بر یک خانواده بررسی میکند و مخاطب را به سفری احساسی و جاویدان میبرد. (E! New)
- لورا دیو در خلق تریلر چیرهدست و ماهر است؛ تریلری که محور اصلیاش عشق است، نه مرگ. این داستان اثری قدرتمند و غرق در احساسات است. (ربکا سرل)
کتاب شبی که او را از دست دادیم برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای معمایی که به مرگهای مشکوک و نحوهی کشف قتل میپردازند، علاقه دارید.
- میخواهید با رمانی معمایی مواجه شوید که بر رازی سربسته و سربهمهر را فاش میکند.
- از خواندن قصههای جنایی و مهیج که میکوشند تا ما را با سرنخها و مدارک گوناگون بهسوی حل راز جنایت هدایت کنند، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب شبی که او را از دست دادیم میخوانیم
آنها در دفتر بودند، اواخر شب بود؛ غذای چینی میخوردند و در کنار آن یک بطری از اتوپیاهای سام آدامز را که یک نفر برای لیام هدیه فرستاده بود باز کرده بودند. بقیۀ کارمندان مدتها بود که کارشان تمام شده بود و رفته بودند. جاناتان، تامی، دستیاران.
جو آن روز حتی وارد دفتر هم نشده بود. هنوز داشت تولدش را جشن میگرفت. سومین شب جشن تولدش بود: شب اول با دخترش، دیانا، شب دوم مهمانی پری سنت که لیام برای او ترتیب داده بود، و حالا (شب سوم) با خانمی که بهتازگی یکدیگر را میدیدند. اگرچه جو تمایلی به صحبت در مورد آن نداشت، اما او اولین زنی بود که در این دههها چنین احساسی را درونش زنده کرده بود. او بهتازگی از همسرش جدا شده بود. این زنی که جو نگرانش بود ممکن بود هیچوقت آمادۀ جدایی از شوهرش نباشد. لیام میدانست که او سیس است، حتی اگر جو هنوز نمیخواست به آن اشاره کند. شاید زمانی که احساس میکرد رابطهشان خیلی محکم شده به آن اشاره میکرد.
«چه گفتی؟»
«گفتم، این جا را به تو میسپارم. البته که میخواهم این کار را انجام دهم.»
کوری چاپستیکهایش را روی زمین گذاشت و به او نگاه کرد. «من این را نمیخواهم.»
لیام گفت: «چرا نمیخواهی؟ من همهاش را با تو ساختم. و فقط بهخاطر توست که به این شرکت تبدیل شده. به همان اندازه که به من تعلق دارد به تو هم تعلق دارد.»
«اوه خدایا، اگر این کار را انجام دهی...»
«این کار قبلاً انجام شده. تو مالک بیشتر سهمها خواهی بود و بهعنوان مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره معرفی میشوی. من فقط دارم اطلاع میدهم.»
«پسرانت از این کار ناراحت میشوند.»
«آنها با این موضوع کنار خواهند آمد. آنها مالک سهمهای کمتری خواهند بود و سر میز مدیران صندلی دارند. و بدیهی است که وقتی بازنشسته میشوی، امیدوارم در نظر داشته باشی که اجازه دهی آنها مسئولیت را بر عهده بگیرند. اما این به خودت بستگی خواهد داشت.»
کوری به او نگاه کرد تا حرفش را بادقت گوش دهد: «لیام اگر این کار را انجام دهی، رابطۀ ما علنی میشود. خودت میدانی. همه کنجکاو میشوند.»
فهرست مطالب کتاب
پیشدرآمد
فصل اول
خانههای باز
شما نمیتوانید خانواده (های) خود را انتخاب کنید
نت موسیقی
یک خروج زودهنگام
موفقیت بهاحتمال زیاد
پنجاه و یک سال پیش
قبل از ورود در بزنید
یک راه به سمت امید، یک راه به سمت خروج
پنجاه سال پیش
سه دروغ و یک حقیقت
لاس آلاموس، جایی نزدیک نیومکزیکو
چهل و هشت سال پیش
دوستهای قدیمی بهترین دوستها هستند
ویژهبرنامۀ شبانه در هالیدی این
فصل دوم
همۀ سفرهای جادهای تو را به خانه نمیرسانند
چهل و سه سال پیش
فریاد در خیابان یازدهم
همۀ راهها به سیس منتهی میشود
اگر در حال سقوط هستی، تا اعماق پیش برو
در پارک دیتماس، ماه بنفشرنگ میگردد
هکتارها
محوطههای بازی در ابعاد و اشکال متفاوت
سی و نه سال پیش
جادههای فرعی تنها راه رسیدن به خانه هستند
یک کار دیگر که باید انجام دهیم
سی و چهار سال پیش
کسی که قبلاً بودم
صد راه برای خداحافظی وجود دارد
تلفات سقوط
سی و دو سال پیش
یک میانپردۀ آهنگین
سیسال پیش
از کجا شروع میشود، به کجا میروی
همۀ خانهها خانه نیستند
نسبت تصویر
بیست و چهار سال پیش
مایلها پرواز مکرر، تو را به جایی که فکر میکنی نمیرساند
یک ساحل در زمستان داستانی را بازگو میکند
هجده سال پیش
خیلی زود و خیلی دیر
یازده سال پیش
هیچ زبانی وجود ندارد که بیمعنی باشد
فصل سوم
از زوایای مختلف، طلوع خورشید متفاوت به نظر میرسد
جادۀ سان سیدرا تو را به خانه هدایت میکند
پنج سال پیش
نیویورک دلتنگ توست
رودخانۀ شرقی همه چیز را به تو نشان میدهد
یک سال پیش
منوی بهار
قدردانی
مصاحبه با لورا دیو
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شبی که او را از دست دادیم |
| نویسنده | لورا دیو |
| مترجم | ترگل شیرعلیان، ایلناز شیرعلیان |
| ناشر چاپی | نشر گویا |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 360 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-312-305-4 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |





















