کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم، اثری خواندنی و راهگشا برای آشنایی با جهان شعریِ شمس لنگرودی است. رحمان کاظمی، نویسندهی کتاب، تاثیر عمیق مکتب سوررئالیسم بر شعرهای لنگرودی را در این اثر واکاوی کرده است. پس از مطالعهی کتاب حاضر با مولفههای مکتب سوررئالیسم و زیباییشناسیِ شعر مدرن فارسی آشنا میشوید.
دربارهی کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم
کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم، منبعی ارزشمند برای آشنایی با شعرهای شمس لنگرودی است. رحمان کاظمی، نویسندهی کتاب، به واکاوی این موضوع پرداخته که چگونه شمس لنگرودی از مولفههای بنیادین سوررئالیسم در شعرهایش استفاده کرده است.
کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم در شش فصل تدوین شده است. مولف، در نخستین فصل به بررسی زیستِ شخصی و هنری شاعر توجه نشان داده است. شمس لنگرودی سیر تطور ادبی خود را با کالبدشکافی زبان شاعرانی چون نادرپور و شاملو آغاز کرد. او با وداع از آرمانگراییِ ایدئولوژیک، فضایی سوررئالیستی و لبریز از طنز و عشق را در شعر سپیدِ معاصر بنا نهاد که بازتابدهندهی گذارِ شاعر از تکلفِ زبانی به ایجاز و صراحتِ معنایی است.
پس از آشنایی با زیست شخصی شمس لنگرودی، مطالبی دربارهی چیستیِ سوررئالیسم و زیباییشناسی را مطالعه میکنید. سوررئالیسم جریانی انقلابی و طغیانگر است که در میان دو جنگ جهانی در فرانسه ریشه گرفت تا با درهمشکستن قواعد خشک زیباییشناسی کلاسیک، واقعیت برتر را از دلِ ضمیر ناخودآگاه و جهانِ رویا بیرون بکشد.

در اشعار شمس لنگرودی، سوررئالیسم نقشی کلیدی در کالبدشکافی دنیای اشیا و مفاهیم ایفا میکند. او با بهرهگیری از این رویکرد، لایههایِ منطقیِ زبان را کنار زده تا به طبیعتِ شاعرانهیِ اصیل دست یابد. به گفتهی رحمان کاظمی در کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم، اشیای سادهی زندگی روزمره در شعرهای لنگرودی از پیلهیِ تکرار خارج شدهاند و در فضایی رویاگونه، پیوندهایی تازه و شگفتانگیز ایجاد کردهاند. این مکتب به لنگرودی کمک کرده تا علیه ابتذال واقعیت، قیام کند و با استفاده از ایجاز و تصاویر برخاسته از ناخودآگاه، فضایی را خلق نماید که در آن، مرز میانِ بیداری و خواب از بین میرود و شعر به ابزاری برای کشف دوبارهی جهان تبدیل میشود.
شمس لنگرودی در آینهی سوررئالیسم: روایت رحمان کاظمی
نمونههایی از کاربرد سوررئالیسم در شعر معاصر را در چهارمین بخش کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم مطالعه میکنید. آگاهی از این اطلاعات باعث میشود تا درک عمیقی از پیوند میان خیال و واقعیت در شعر امروز به دست آورید و دریابید که چگونه یک شاعر میتواند با بهرهگیری از جادوی سوررئالیسم، اشیای بیجان را به سخن وادارد و منطق خشک روزمرگی را به چالش بکشد. چنین شناختی به شما کمک میکند تا رمزگشایی تصاویر مبهم و کشف لایههای پنهانِ معنا در شعرِ سپید را با نگاهی حرفهایتر دنبال کنید و لذت مواجهه با دنیای رؤیاگونِ شمس لنگرودی را دوچندان سازید.
تحلیلی کامل از زیباشناسیِ سوررئالیسم در شعر لنگرودی را در ادامهی این اثر مطالعه میکنید. این مفاهیم با منتخبی از سرودههای شاعر و تحلیل آنها خاتمه پیدا میکند تا دیدگاه کاملی از نقش سوررئالیسم در شعرهای این شاعر برجسته به دست آورید.
کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم را انتشارات مروارید چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم برای شما مناسب است اگر
- از طرفداران شمس لنگرودی هستید و میخواهید با جهان فکری این شاعر برجسته و محبوب آشنا شوید.
- در رشتهی ادبیات تحصیل یا تدریس میکنید و بهدنبال منبعی برای آشنایی با نقش مکتب سورئالیسم در شعر معاصر فارسی میگردید.
- پژوهشگر یا علاقهمند به شعر و شاعری هستید و قصد مطالعهی منبعی برای تحلیل شعرهای شمس لنگرودی را دارید.
در بخشی از کتاب جنون، خرد و سوررئالیسم: شناختی از شعر شمس لنگرودی میخوانیم
برای نوسازی و هماهنگی بیشتر شعر موج نو و مخاطبانی که در فضای ملتهب دهۀ پنجاه اقبالی به گونههای مختلف شعر غیرایدئولوژیک و موجهای گوناگون آن نشان نداده بودند، هوشنگ چالنگی (1320-1400)، منوچهر آتشی (1310-1384) و برخی دوستانشان، که از طرفداران شعر موج نو بودند، گرایش جدیدی به نام شعر ناب و ادامۀ آن شعر دیگر را مطرح کردند که با انتشار دو مجموعۀ گروهی، سعی در تثبیت آن داشتند. مشخصههای مهم این نوع شعر، درهمریختن اصول و قواعد شعری و تخیلی بودن اشعار است. محاورهای بودن زبان، بهکارگیری واژگان روزمره، عدم ساخت و موسیقی شعر از ویژگیهای عمدۀ این اشعار است که اقبالی نیافت. واقعیت این است که در فضای ملتهب سیاسی و شعر سیاسی چریکی اواخر دهۀ چهل و دهۀ پنجاه، هنگامی که هزاران نفر برای شنیدن شعر شاعران جامعهگرای روزگار در شب شعر انستیتو گوته در سال 1356 از سراسر ایران گرد میآمدند، شعر غیرایدئولوژیک اقبالی نداشت. شاعران اینگونه سبکها، با تغییر در شیوهها به نوعی مخاطبگرایی میکردند. رهایی از این موج بیاعتنایی به شعر غیرایدئولوژیک، از شعر آزاد هوشنگ ایرانی تا شعر ناب هوشنگ چالنگی، با تئوری و بیانیه میسر نمیشد بلکه نیازمند گذر زمان بود تا التهابی که در دلوجان خوانندگان لانه کرده بود، فرونشیند و در آرامشی دوباره، به بازاندیشی در هنر، شعر و ادبیات بپردازند و بنابراین جریانات شعر غیرایدئولوژیک و موجگرا، بیست سال آینده را تا دهۀ هفتاد، در حاشیه، روزگار گذراندند.
از سال 1357، شعر آیینی که پیش از آن در آثار شاعران سنتگرا مثل مشفق کاشانی و حمید سبزواری و دیگران، و برخی نوگرایان مثل صفارزاده، گرمارودی، م. آزرم و دیگران جریان داشت، به جریان غالب تبدیل شد و با غلبه فضای انقلابی و فرهنگ جبهه و جنگ بر فضای جامعه، سراسر دهۀ شصت، از نظر سبک متکی به نوسازی محتوایی قالبهای سنتی یا شعر نیمایی با محتوای آیینی بود و اغلب شاعران نامدار نیمایی نیز به حاشیه رانده شده بودند و شاعران جوان، فضای نوقدمایی یا نیمایی شعر معاصر را به عرصۀ جلوهگری خود تبدیل کرده بودند.
بله
















