معرفی و دانلود کتاب خندیدن به افق محلی: پنجاه خاطره ادبی و غیر ادبی
برای دانلود قانونی کتاب خندیدن به افق محلی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب خندیدن به افق محلی: پنجاه خاطره ادبی و غیر ادبی
کتاب خندیدن به افق محلی، ماحصل تجربههای یک شاعر از دریچهی خاطرهنویسی است. اکبر اکسیر، نویسندهی کتاب، تجربههای شاعرانه و لحظات زیستهی خود را در قالب خاطرههایی خواندنی مطرح کرده است. در حین مطالعهی این کتاب، نحوهی مواجههی اکبر اکسیر با فراز و فرودهای زندگی را از زبان شیرین و گزندهی او میخوانید.
دربارهی کتاب خندیدن به افق محلی
کتاب خندیدن به افق محلی، مجموعهای از تجربههای اکبر اکسیر (Akbar Eksir) در مواجهه با شادیها و ناخوشیهای زندگی را در بر گرفته است. در کنار این تجربهها، نویسنده در این اثر به طرح خاطرههای ادبی پرداخته است. اکبر اکسیر با کالبدشکافیِ رویدادهای اطرافش، خاطرههایی خلق کرده که هدفشان قابل تحمل کردن زندگی با تمامی اشکها و لبخندهایش است. نویسندهی کتاب خندیدن به افق محلی، بیشتر از آنکه بهدنبال خنداندن محض باشد، به دنبال ایجاد تفکر است. او با استفاده از تضادهای موجود در جامعه، طنزی تلخ در این اثر خلق کرده است. این طنز در لایهی نخست، لبخند بر لب شما میآورد و در لایههای زیرین، درد مشترک انسان معاصر را واکاوی میکند.
اکبر اکسیر در کنار خاطرههای شخصی، به ذکر خاطرههایی از دیدار با قلههای ادبیات و هنر معاصر ایران پرداخته است. در این زمینه میتوان به خاطرههایی از دیدار و همنشینی با محمود دولتآبادی، رضا براهنی، احمد شاملو و بیژن کلکی اشاره کرد. این رویکرد، کتاب خندیدن به افق محلی را به منبعی تبدیل کرده که مطالعهی آن برای علاقهمندان بزرگان ادب و هنر فارسی نیز جذاب باشد. مجموعاً 50 خاطره در این اثر گنجانده شده است. این مجموعه خاطرات، با زبانی ساده و بیپیرایه نگاشته شدهاند و شما را به تماشای جهان از دریچهی چشمِ شاعری دعوت میکنند که تلخیهای روزگار را با چاشنی شوخطبعی تلطیف کرده است.
کتاب خاطرهنگاری و طنز خندیدن به افق محلی را انتشارات مروارید چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب خندیدن به افق محلی برای شما مناسب است اگر
- شعرهای اکبر اکسیر را خواندهاید و میخواهید با خاطرههای این شاعر معاصر آشنا شوید.
- قصد خواندن خاطرههایی از بزرگان ادب فارسی مانند شاملو، براهنی و کلکی را دارید.
در بخشی از کتاب خندیدن به افق محلی: پنجاه خاطره ادبی و غیر ادبی میخوانیم
به دعوتِ دوستِ شاعرم، آقای سید علی میرافضلی، مدیر روابط عمومی مس سرچشمه برای شعرخوانی همراه ملیحه به کرمان رفتم. در فرودگاه تهران طنزپرداز معروفی را دیدم که اتفاقاً از سفر کرمان برمیگشت آن هم با چند جعبه خرما و غیره. حین احوالپرسی، خرماها پخش زمین شد. کمک کردم یک جعبه هم بعد از جمعآوری بستهها نصیب من شد. آقای طنزپرداز برج زهرمار بود. از طنز و خنده و حاضرجوابی خبری نبود. ایشان با اندوهی چند لایه از اوضاع شاعران و طنزپردازان این مرز پرگهر گفتند و تفاوت شعر و شاعری با هنرپیشگی و با حسرت ادامه داد کاش هنرپیشه بودیم تا شاعر. به مجلسی در کرمان دعوت بودم. من یک ساعت تمام استنداپ کمدی اجرا کردم. شعر طنز خواندم، خنداندم، خاطرات بامزه تعریف کردم. کم مانده بود معلق بزنم تا بیشتر بخندند. موقع خداحافظی به من پنج بسته خرما دادند و یک کارت هدیۀ صد هزار تومانی اما در همین مجلس جوانک هنرپیشهای بالای سن رفت سلام و علیکی کرد و عرض ارادتی و برگشت سر جایش نشست و یک میلیون تومان گرفت و بسیار ستایش شد!
بعد از شنیدن ذکر مصیبت این دوستِ طنزپرداز، خواستم از فرودگاه برگردم آستارا که ملیحه مانع شد. به کرمان رسیدیم. رانندهای ما را به مس سرچشمه برد. این سفر بسیار خوش گذشت. مراسم شعرخوانی در دبیرستان و آمفیتئاتر و دیدار با دوستداران شعر فرانو فرصت خوبی بود. روز آخر راهنمای ما برای دیدار از مکانهای تاریخی و دیدنیِ شهر ما را به کرمان برد. ساعت چهار بعدازظهر به کرمان رسیدیم. کرمان را بسیار تاریک دیدم. به ملیحه گفتم شهر کریمان است یا کوران، گفت از آقای راننده بپرس. تا موضوع را با راننده در میان گذاشتم که چرا شهرداری برای روشنایی شهر کرمان کاری نکرده، پاسخ داد استاد! شهر کرمان تاریک نیست، شیشههای ماشین من دودی است! بسیار خندیدیم. تا پایان سفر لال ماندم و چیزی نپرسیدم.
فهرست مطالب کتاب
اشاره: لطفاً به داخل فشار دهید!
1. زمستان و شعر
2. تعقیب
3. چتر
4. پته
5. داییجان
6. ماکارونی
7. شاگرد تنبل
8. پِترُس بلالفروش
9. پدرنیامرز
10. شاعر گچکار
11. وصیت
12. نقص فنی
13. خفاش شب
14. گلچین روزگار
15. بر چشم بعد لعنت
16. شهر کوران یا شهر کریمان
17. جانگزا
18. انتخاب
19. چماقدار
20. پشتیبانی
21. رباعیساز
22. احضاریه
23. تاناکورا
24. پردۀ تسلیت
25. مهندس
26. کرامت
27. سادهلوحی
28. ترحیم
29. دربست
30. تصادف
31. فلکه
32. آکروبات
33. تیبیتی
34. گلاب
35. همشهری
36. مکاشفه
37. شبنشینی
38. سپاس
39. مرخصی
40. گمرک
41. ویرایش
42. شُعرا
43. بیژن کِلْکی
44. احمد شاملو
45. رضا براهنی
46. محمود دولتآبادی
47. جواد مجابی
48. عمران صلاحی
49. رحمت موسوی
50. بهاءالدین خرمشاهی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب خندیدن به افق محلی: پنجاه خاطره ادبی و غیر ادبی |
| نویسنده | اکبر اکسیر |
| ناشر چاپی | انتشارات مروارید |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 108 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-324-273-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای خاطرات، کتابهای داستان و رمان طنز ایرانی |
















