نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی پس از تاریکی - هاروکی موراکامی
4.1
205 رای
H E
۱۴۰۴/۱۱/۰۶
10
موراکامی در پس از تاریکی خواننده را به دل یک شب شهری می برد؛ شبی که با رفتن آخرین قطارها آغاز می شود و در آن، توکیو چهره ی واقعی خود را آشکار می کند. شب در این رمان فقط یک بازه ی زمانی نیست، بلکه قلمرو ناخودآگاه جمعی انسان مدرن است؛ جایی که نقاب های روزانه کنار می رود و انسان ها ناچار می شوند با خودِ واقعی شان روبه رو شوند. موراکامی با نثری مینیمال و فضاسازی دقیق، فاصله ی میان آدم ها، میان خواب و بیداری و میان گفتن و نگفتن را روایت می کند. ماری، دختری که شب را بیدار مانده و کتاب می خواند، نماد انسان هایی است که می خواهند بفهمند اما قدرت مداخله ندارند؛ شاهدانی خاموش در جهانی بی تفاوت. در مقابل، اری که ماه هاست در خوابی عمیق فرو رفته، نماد کسانی است که از زندگی جدا شده اند؛ زنده اند اما حضور ندارند و حتی صدای خودشان را نمی شنوند. موراکامی این دو خواهر را کنار هم قرار می دهد تا نشان دهد برخی در بیداری خواب اند و برخی در خواب بیدار. روایت دوربین وار رمان، خواننده را به ناظری تبدیل می کند که می بیند اما دخالت نمی کند؛ تصویری دقیق از جهان امروز که رنج را تماشا می کند اما مسئولیتی نمی پذیرد. شخصیت های فرعی از کارمند خسته تا زن مهاجر و روسپی هر کدام قسمتی از تنهایی وفروپاشی های اجتماعی را نشان می دهند. پس از تاریکی پایانی ندارد، زیرا روایت یک شب از زندگی مدرن است؛ جایی که بسیاری از چیزها ناتمام می مانند اما تجربه می شوند. با طلوع صبح، شهر دوباره نقاب می زند، اما چیزی در ماری تغییر کرده است عشق، به عنوان تنها پیوند در این جهان چه نسبت به خواهرش و چه نسبت به تاکاهاشی!
داستان کشش مناسب رو داشت هرچند که شاید برای بعضی از سلایق روند داستان آهسته به نظر بیاد، من شرح تجربه شبانه ماری رو دوست دوست داشتم البته با اشراف بر، کاملاً خوشبینانه بودن این بخش داستان. و قسمتی که مربوط به اری بود رو نویسنده با بخشهای مبحم زیادی رها و معلق گذاشت مرد کارمند، جیرجیرک، دختر چینی و... همه و همه دردهای بیرحمانه این جهان هستند و هر روز افسوس میخورم که چرا بشریت به چنین مرحله ای از تهی شدن از وجدان و شرف رسیده، به رده بندی ارزش ادمها، همیشه به اون جمله معروف که میگه آدمی تا زمانی که دردهای خودش رو می فهمه زنده است اما وقتی که دردهای دیگران رو درک می کنه انسان است از تولستوی فکرمی کنم واقعاً حق گفته، حقی که در تاریکی گم شده و تاکشی شاید چون دستش به اری نرسید، ضمیر ناخودآگاهش قست بر جای گزینی ماری بجای اری داشته باشه و شایدم هم اری چیزی آرمانی که اومیخواسته بوده ولی ماری آن چیزیست که روحش به دنبال آن بوده باشد، شاید فهم حقیقت در واقع هیچوقت امکان پذیر نباشد
نمیدونم اونایی که از این نویسنده تعریف میکردن نیتشون چی بود. شاید میخواستن انتقام وقت تلف شده رو بگیرن... شایدم رمان بهتری قبلا نخوندن! بقیه آثار این نویسنده اینجوریه؟! واقعا چطور محبوب شده؟ کتاب که چاپ ۲۰۰۴ هست و خب نویسنده الان حدودا ۷۶ سالشه. برای زمانه ما زیادی کلیشه ای و سطحی محسوب میشه. انگار خیلی از پیرمردای این سنی تو آسیا دوست دارن داستان از کنار یه فاحشه خونه رد شه.... یه زن بی پناه و کتک خورده رو تو داستان چپونده که فقط تا اخر بگی خب بعدش؟؟؟... کلی مفصل محتویات کیفشو توضیح داد، بی ربط. اون کاراکتر کارمند متاهل که زنه رو کتک زده هم دیگه خیلی ژاپنی طور بود، عبوس، افسرده، ساکت.... چرا کتک خورده چینی و بی زبان؟! یه زمانی پایان باز و توصیفات این چنینی جالب بود.... عنوان هم گول زننده بود: پس از کدوم تاریکی؟ فقط صبح شد؟! همین! انگار نویسنده، شبی خوابش نبرده اینو نوشته و بعد نزدیکای صبح خوابش برده، دیگه شخصیتا رو رها کرده. . ولی بعد که بیدار شده گفته همین خوبه ببرم چاپ کنم🥸ترجمه هم خوب نبود (بعضی لغات گوگل ترنسلیتی بود یجورایی) فقط گوینده ها خوب بودن، دستشون درد نکنه. و از کتابراه هم ممنونم
بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر تمام کتاب راهی های عزیز 🖐️ مجموعه کتاب راه بار دیگر در این آخر هفته سرد و زمستانی، کتاب جذابی را برای ما رایگان کرده است. اسم این کتاب «پس از تاریکی» است. و نویسنده آن هاروکی خوراکی، یکی از معروف تمرین نویسنده ژاپنی است. نوشته ی کتاب پس از تاریکی بسیار روان و سلیس است. و خواننده را به اعماق این کتاب می برد. و نویسنده با تجربه آن خیلی خوب کتاب را باز کرده است. فضا و داستان و شخصیت های کتاب کمی مرموز و عجیب هستند. مترجم آن خیلی خوب کتاب را ترجمه کرده و از نوشته های غیر ضروری، جلوگیری کرده است. من بقیه را نمیدانم ولی خودم که سه فصل اول را گوش کردم از داستان لذت بردم. تشکر از مجموعه کتاب راه 💐
اولین امتیازم به این کتاب صوتی بابت صدای بسیار عالی و منطبق با اوضاع گوینده ها است همگی فوق العاده عالی صحبت کردند و کاملا تونستن شرایط داستان رو به شنونده منتقل کنند. صدایشان منطبق با شخصیت داستانی بود. دومین امتیاز مربوط به ترجمه بسیار سلیس و عالی آقای غبرایی است که کاملا مسلط و عالی ترجمه کرده بودند. اما در مورد خود داستان باید بگم موراکامی خیلی عالی ریزبه ریز جزییات رو بقدری قشنگ توصیف کرده که انگار شنونده داره میبینه. فقط از بخش مربوط به اری چندان لذت نبردم و برایم نامأنوس بود اما بخش های دیگر هرکدام داستان هایی جذاب از زندگی آدما بود که عالی در کنار هم قرار گرفته بودند. ممنون از کتابراه
شاید عنوان داستان رو بذاریم آن چه در شبی گذشت بهتر باشه. چون به قول یکی از دوستان ما فقط روشنایی بعد از تاریکی رو دیدیم. توصیفات خیلی خوب بودن ولی هیچکدوم به جایی نرسیدن. سرانجام مرد متجاوز، زن فاحشه چی میشه؟ مثلا داستان میخواد به هیچی و پوچی اشاره کنه؟ ما داستانهایی پراکنده از آدمها رو میشنویم و در فضا گم میشیم؟ چرا تاکاشی باید تلفن رو جواب بده؟ چه معنایی میتونه داشته باشه؟ این که شریک جرم هستیم؟ من حس میکنم این ابهام یه برگ برنده نیست. درسته فضا میده که تخیل کنیم اما آیا مگه نیومدیم داستان بشنویم؟ من حس میکنم ما خلاهای داستان رو داریم تبدیل میکنیم به چیزهای خوب.
نویسنده بلده آدم یدون هیچ زور و اغراقی به دره تنهایی پرتاب کنه. نه با حادثه، نه با درام پر از سر و صدا؛ با ضربه های کوچیک یک فکر نصف نیمه ، یک خاطره ی محو، یک صبر طولانی در آستانه ی تصمیم. من «پس از تاریکی» را دوست داشتم چون قهرمان نداشت و نیاز به وجود قهرمان القا نکرد. آدم هایش شبیه من و تو هستندخسته، مردد، و زنده فقط به این دلیل که هنوز نمرده اند. این کتاب به من نگفت امید داشته باش. گفتاگر زنده مانده ای، دلیلش را خودت باید پیدا کنی. و این صداقت، این نجات ندادن عمدی خواننده، برای من ارزشمندترین بخش کتاب بود. پس از تاریک یا آدم به جلو نمیبره به درون خودش میبره.
داستان جالبی بود در مورد یک دختر که یک شب در کنار مردم شهر سپری میکنه و با ابعاد جدیدی از زندگیها سرنوشتها رو به رو میشه و دراین شب میفهمه که چه جوری با ترس هاش و خود واقعیش روبه رو بشه به نظرم این مسئله که نویسنده ما خوانندگان به دوربینی که به همه چیز نگاه میکنه تشبیه کرده جالب میاد و این که چقدر زیبا مرگ و زندگی و افسردگی به تحریر در آورده وبه نظرم آری با مصرف قرصهای خیلی سنگین خواب آور ترجیح میداده که بخوابه یک جور خودکشی تدریجی و این که اون تلفن نقرهای نماد جالبی برای هشدار بود ممنون از کتابراه و گویندگان عزیز
کتاب خوب خوانش شده و جای سپاسگزاری داره، اما داستانی بی اتفاق رو پیش رو داریم، حتی اتفاقی کوچک که میافتند در حاشیه داستان است و ارتباط عمیقی با شخصیتهای اصلی داستان ندارد..
کاش کسی این داستان رو در همین فضا یک تحلیل کوتاه میکرد، من دریافت خاصی نتونستم از این داستان داشته باشم در حقیقت و مشتاقم که اگر چیزی در داستان نهفته بود و من متوجه آن نشدم را کسی به من توضیح دهد.
ولی در کل موراکامی استاد فضاسازی و توصیف فضاست.
کاش کسی این داستان رو در همین فضا یک تحلیل کوتاه میکرد، من دریافت خاصی نتونستم از این داستان داشته باشم در حقیقت و مشتاقم که اگر چیزی در داستان نهفته بود و من متوجه آن نشدم را کسی به من توضیح دهد.
ولی در کل موراکامی استاد فضاسازی و توصیف فضاست.
در حال حاضر زیاد کتاب نمیخونم یا کتاب صوتی گوش نمیدم، این کتاب رو اگر اشتباه نکنم یک سال پیش گوش دادم و این کتاب به سرعت به یکی از به یاد ماندنیترین کارهای موراکامی شد که خونده بودم، خیلی برام جالب بود که کل اتفاقات داستان فقط در یک شب اتفاق افتاد، کتاب اتمسفر و کاراکترهای خیلی دوست داشتنیی داشت و موراکامی واقعاً در تشبیه کردن احساسات و احوال درونی شخصیتها خیلی موفق بود، شاید داستان تم ناراحت کنندهای داشت ولی این رو هم بهمون نشون داد که در نهایت همیشه نور امیدی هم هست
سلام، در این کتاب نویسنده ماجرا رو از شب یک کلانشهر ژاپنی بیان میکنه، لایه هایی زیر شهر که زندگی جداگانه و کاملا مرموزی هم می تونه داشته باشه، عده ای که با سرنوشت های مختلف کنار هم جمع می شوند. همراه با آگاهی که از زیر پوست شهر، از باندهای یاکوزا، قاچاق بین چین و زاپن، تدریس بین دوکشور، دیدگاه های مختلف افراد در مورد زندگی و... به ما دست میده، به نوعی خودآگاهی هم شخصیت دختر داستان می رسه. اجرا و گویندگان عالی بودند، موسیقی هم فوق العاده بود. ممنون از کتابراه
روایتی از اتفاقات مختلف برای آدم های مختلف تنها در یک شب. نویسنده سعی میکنه فقط راوی باشه نه دنبال ایجاد هیجان هست و نه قهرمان سازی. چیزی که در ذهن من ایجاد کرد اینه که ما جسم هایی هستیم که به هر کدوم ژن های خاصی داده شده و در محیط های متفاوتی قرار داده شدیم و بر اساس این دو تصمیماتی می گیریم که مسیر زندگی ما رو مشخص می کنه و چیزی به اسم شانس یا اتفاقات خارج از اراده و کنترل ما هم بسیار تأثیرگذار هست در تعیین جهت مسیر زندگیمون. کلا برا من جذاب بود
با خواندن کتاب پس از تاریکی به سفری در دل شب میروی، تا در این سکوت و آرامش، چهره واقعی شهر را بهتر ببینی. این کتاب سفری به دل شهر توکیو را روایت میکند. سفری که دختری جوان آن را آغاز میکند و در طول یک شب به پایان میرساند. داستان او در این شب با زندگی گروههای گوناگونی از جمله مدلها، خلافکارها، موزیسینها و.......
گره میخورد. نویسنده در این رمان خواننده را بین رویا و واقعیت معلق میکند تا به او بگوید زندگی شهری چیزی جز این نیست...
گره میخورد. نویسنده در این رمان خواننده را بین رویا و واقعیت معلق میکند تا به او بگوید زندگی شهری چیزی جز این نیست...
خب برای من سبک نوشتاری جدیدی بود. از نظر من خلاقانه بود. من تا بحال از موراکامی کتاب نخونده بودم. اگر همیشه این سبک رو داشته باشه دوست دارم باز هم از کتابهاش بخونم. توصیفات عالی فضاها، تجسم را برای من کاملا ملموس میکرد. این حد از خوب نوشتن این کتاب رو منحصر به فرد کرده. البته شاید دلیل دیگه تاثیر عمیق این کتاب، بیان خیلی خوب گویندگان بود. دقیقا انگار داری فیلم تماشا میکنی یه فیلم صوتی، بینظیر بود.
برای من کمی مبهم و سنگین بودنیاز داره دیدگاه نویسنده رو برای اون شرایط درک کرد و دلیل اینکه چرا یک مطلبی با توضیحات کامل بیان میشه و مطلبی دیگه که ظاهرا میتونه توی داستان تاثیر گذار باشه اما در نهایت رها میشه درسته که زندگی سرشار از اتفاق هایی هست که گاها ارتباطی با هم ندارن اما توی یه داستان مجموعه اتفاق های مرتبطی رو برای هدف خاص کنار هم قرار میدن من ارتباطش رو خیلی قوی درک نکردم ولی ارزش خوندن داره
نویسنده استعداد عجیبی در ارائه جزئیات داره. موضوع داستان چندان تأمل برانگیز نبود ولی جزئیات صحنهها دلنشین بود. بخصوص که صداهای پس زمینه عالی هم داشت. مخصوصاً شنیدن آهنگهایی که نویسنده نام برده بود خیلی جذاب بود چون اسم آهنگها برای ما بیگانه بود و با شنیدنش میشد آدم کامل خودش رو توی اون حال و هوا تصور کنه. فصل آخرش خیلی زیبا تر و ادبی تر بود و از صدای دلنشین گوینده هم بسیاااااار لذت بردم.
داستان جوری بود که توقع داشتم پایانش درس مهمی بهم بده یا جوری دیگه تموم بشه ولی مفهوم خاصی نداشت خواهری که توی خواب مرموز بود و اخرش معلوم نشد چه معنی داشت اصلا! و اون دختر فاحشه که کتک خورده بود چه ربطی به اون داشت و کلی نکات بی ربط بهم و اینکه همه چی بی سرو ته تموم شد با اینکه تا اخرش گوش دادم که جواب همه سوالارو بگیرم ولی جواب هیچ کدوم اخر کتاب داده نشد و به نظرم جالب تموم نشد
با توجه به اسم کتاب ونویسنده والبته نظر دوستان کتاب و دانلود کردم اصلا چیزی نبود که قابل تحسین باشه. ماجرا کلا پر از فراز و نشیب وهر نقش داستان پیجیده ای داره منتها بدون نتیجه. فقط فراز و نشیب داستان زیاده هیچ کدام از شخصیتها سرانجام ندارن. دختری که کتک خورد چی شد یا مرد کارمندی که مقصر بود. فاحشه خانه ای که هتل عشق ترجمه شده بود. مشخص نشد اخر داستان به کجا رسید!!!؟؟؟
اینقدر این کتاب فوق العاده هستش که شگفت زده هستم از قدرت قلم نویسنده از اینکه اینقدر خلاقیت اینقدر عمق در دیدگاه داره،،، در کنار این همه کافی بودن صدای پس زمینه موسیقی Luigi Robinho اصلا آدم و از زمین بلند میکنه و میبره جای دیگه صدای گوینده فوق العاده هستش تا این کتاب تموم بشه من در دنیای خودم نبودم لذت به معنای واقعی بردم ممنونم
این اثر هم مثل آثار دیگهی نویسنده مایههای انتزاعی داره، چیزی شبیه رویا. اوایل کتاب داشتم ترغیب میشدم که رهاش کنم و خوشحالم که بهش غلبه کردم 🙂
اما چیزی که واقعا انتظارش رو نداشتم اجرای فوق العاده گویندهها بود. صدای همه گویندهها زیباست و کاملا مسلط اجرا میکنن، ولی صدای «ماری» حرف نداره. امیدوارم بتونم آثار بیشتری از این گوینده بشنوم 🌸
اما چیزی که واقعا انتظارش رو نداشتم اجرای فوق العاده گویندهها بود. صدای همه گویندهها زیباست و کاملا مسلط اجرا میکنن، ولی صدای «ماری» حرف نداره. امیدوارم بتونم آثار بیشتری از این گوینده بشنوم 🌸
سبک و سیاق تسوکوراى بى رنگ توى این کتاب هم ادامه داره و نوع دیگرى از نثر موراکامى رو به نمایش میذاره تنهایى و انزواى انسان خصوصاً انسان امروزى ژاپن و ناگزیرى این تنهایى و عدم چشم انداز روشن براى اون رو در ذره ذره کتاب حس میکنید و همزادپندارى میکنید انسان بیدارى که تنهاست و انسان دیگرى که از تنهایى خواب رو برگزیده اجرا هم خوب و روان بود همینطور افکتهاى صوتى
هدف از نوشتن داستان چی بود، چی رو دنبال میکرد، شبگردیها، شب بیداریها؟ دخترچینیه، خواهر ماری، اون مرد که نمیدونم چکار ه بود، درکنار خواهر ماری بود و دختر چینیه،؟ اصلا چی میخواد بگه، داستان بود یا پراکنده گویی، سه تا داستان از نویسنده شنیدم وهیچکدومو نفهمیدم، بعضی وقتها فکر میکنم این مردمند که یکی رو بزرگ میکنن، یا چون اونور آبیه، بزرگه،
داستان کوتاهی از یک شب که دختری به نام ماری خارج از خانه گذرانده. بنظرم نویسنده علت رابطهی بد ماری با خواهرش رو ناشی از کمبود توجه و عدم اعتماد به نفس ماری میدونه. که در آخر به سبب دوست داشته شدن توسط فردی کینه خودش رو نسبت به خواهرش نادیده میگیره. اما خیلی داستان به دلم ننشست. شاید سبک نویسنده مورد پسندم نبود
این کتاب یه نمونه کوتاه از آثار موراکامی در سبک رئالیسم جادویی جایی که مرز خیال و واقعیت انقدر باریکه که متوجه نمیشه کدوم سمتی واقعیت یا خیال کتاب شاید در نگاه اول داستان خاصی نداشته باشه ولی پر از نماد و استعارست از اون کتاب هاست که شروعش و پایانش همیشه یادت میمونه حتی با گذشت سالها
