نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی سیدارتا - هرمان هسه
4.5
525 رای
درود خدمت دوستان کتابراهی کتاب سیدارتا در مورد برهمن زاده جوانیست به نام سیدارتا که تحت تربیت پدری برهمن پرورش یافته و بزرگ میشود هرچه پسر بزرگتر میشود سوالات بیشتری در مورد شناخت خودش و خداوند برایش پیش می آید تا اینکه سیدارتا تصمیم میگیرد برای پیدا کردن جواب سوالاتش راهی سفر شود او ب سختی پدر را راضی میکند و راهی جنگل میشود و دوست صمیمی دارد که از کودکی با سیدارتا همراه بوده و این بار هم او را همراهی میکند سیدارتا در طی این سفر ابتدا به دسته ای از مرتاض ها میپیوندد و ریاضت های زیادی به خود میدهد اما در نهایت به این نتیجه میرسد ک باز هم جوابش را نیافته و سفر را ادامه میدهد و تجربیات جالبی را بدست می آورد تا راهی شهری میشود ک بودا در آن زندگی میکند اما باز هم تصمیم میگیرد ک ب سفر ادامه دهد تا ابنکه با قایقرانی برمیخورد که مسافرین را از رودخانه عبور میداده و پس از آن به شهری میرسد که در آن شهر ب زنی آشنا میشود و زندگی و لذتهای جدیدی جدیدی را تجربه میکند و سالهای زیادی سپری میشود و تجربه های جالبی را پشت سر میگذارد اما یک شب تصمیم میگرد دوباره راهی شود و از ان شهر میرود و در کنار رودخانه و با آن مرد قایقران زندگی جدیدی را شروع میکند و پس از طی کردن سالهای زیادی و اتفاقات جدیدی ک برایش رقم میخورد در نهایت در سالخوردگی به جوابی میرسد که رضایت قلبش را به همراه دارد داستان بسیار زیبا و جذابیست ک آموزه های معنوی خوبی را دارد و انسان را به تفکر وا میدارد کتاب را به دوستانی که گامی در خودشناسی و معرفت برداشته اند پیشنهاد میکنم سپاس از تیم خوب کتابراه
از مقامات تبتل تا فنا پله پله تا ملاقات خدا (مولانا). سیدارتا در پی حقیقت سرگشته و حیران است او اگر چه پس از ملاقات بودا از درون متحول میگردد اما منطق بیش از حدش حجابی ست در برابر حقیقت، او روحش گوویندا را در جوار بودا جا گذاشته به دنیای مادیات پا مینهد حال آغاز طی طریقی ست سخت و مسیری پیچیده در پیش رو از ثروت و شهوت و قدرت به ستوه میآید تا به رودخانه انسانیت نائل میشود آن جا که مکان نیست زمان نیست حال در این مقام گوویندا دوباره به سمتش باز میگردد و به یمن این پیوند ابدی عقل و روح، سیدارتا که حالا خود سیدارتا گوتاما بودا است و نماد انسانی کامل، فلسفه یین و یانگ را درک میکند اینکه زشت و زیبا، بالا و پایین، سیاه و سفید محصول برداشت ذهن کوته فکر بشر است که تمام کائنات بهم متصل است که همه چیز تنها و تنها روشنایی و نور حق است که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو (مولانا). کتابراه عزیز در پناه نور حق پیروز و پایدار باشید.
یک کتاب خوب و مفید که ارزش شنیدن را دارد. قوی ترین بخش داستان سیدارتا این هست که به زیبایی به ما یاد می ده که هر کس باید راه خودش را پیدا کنه و تقلید کافی نیست. پیام اصلی و قدرتمند کتاب این که زندگی را نمی توان آموخت یا یاد داد. بلکه باید آن را تجربه کرد. چون سفر شخصی هر کس برای رسیدن به آرامش منحصر به فرد است. سیدارتا مجبور میشه هر دو سوی زندگی را تجربه کنه. او نه تنها در مرحله ی ریاضت کشی شکست می خوره، بلکه در دنیای مادی نیز وارد میشه. این مسیر به او نشان می ده که انسان فقط با تجربه کردن لذت ها و گناهان می تونه درک کنه چرا باید آن ها را ترک کرد. نقدی که بر کتاب وارد است اینکه خودِ سیدارتا در طول داستان بسیار ایده آل و بی نقص باقی می ماند. او تقریباً همیشه راه درست را انتخاب می کنه یا از اشتباهاتش درس می گیره و این باعث میشه که سیدارتا شبیه یک انسان واقعی نباشه. بعضی جاها برای خواننده سخته با تمام مشکلات روزمره و تضادهای درونی یک انسان عادی کاملاً همذات پنداری کنه. او بیشتر شبیه معلم هایی است که حرف های مهم می زنند تا آدم های واقعی که همه جور احساسات دارند. داستان گاهی خیلی آرام و متفکرانه پیش میره و شاید برای کسی که دنبال هیجان است، کمی خسته کننده باشه. گاهی هم زیاد روی فکر کردن تمرکز می کنه و جزئیات زندگی روزمره کمتر دیده میشه. سپاس از کتابراه🙏
با سلام خدمت تیم کتابراه دوستان خلاصه ای مفید از داستان رو نوشتن و من فقط به نظر شخصی خودم اکتفا میکنم، اولا خوانش کتاب با صدای آقای سلطان زاده فوق العاده بود و ترجمه خوبی داشت، خط داستانی کتاب ساده و روان و نه چندان حرفه ای، اما معنای عمیق پشت داستان اونقدر ارزشمنده که بخاطر درک معنا پیشنهاد میدم گوش کنید، مسیر زندگی سیدارتا رو از تولد بیان می کنه، در ابتدا سیدارتا با باورهای قبیله و خانواده بزرگ میشه اما به مرور زمان سوالاتی در مورد تک تک اون باورها در اون شکل میگیره و همین اون رو به سمت سامانا ها میکشونه، اگه به یونگ و سفر قهرمانی علاقه مند باشید، این کتاب حکم راهنما رو در مسیر براتون داره،، در مجموع سیدارتا با آرکی تایپ جست و جو گر مسیرش رو شروع میکنه و در ادامه مسیر به پرورش آنیما و آنیموس میپردازه، اما هیچ یک از آن ها به تنهایی عطش روح سیدارتا. رو سیراب نمیکنه تا اینکه در کنار رودخانه به درک، کلمه «ام» میرسه همان چیزی که در عرفان شرقی میشه وحدت وجود و در عرفان غربی یگانگی با روح هستی، مشخصا میگم فصل آخر کتاب فوق العاده بود، و این کتاب رو به رهروان سفر قهرمانی و مسیر زندگی توصیه میکنم، البته در کنارش کتاب نیمه تاریک وجود، دبی فورد رو همراه خودتون داشته باشید تا مکمل این کتاب بشه و البته نیمه تاریک وجود، خیلی خیلی مهم تره، صدا گذاری و خوانش کتاب خوب بود و از تیم کتابراه بابت هدیه دادن این کتاب ارزشمند سپاسگزارم 🙏🏻🙏🏻 در نور و عشق الهی باشید
ابتدا تشکر ویژه دارم از آقای سلطان زاده که با صدای فوق العاده و بیان شیوا، لذت شنیدن این کتاب را چند برابر کردند و این اثر ارزشمند را در ذهن ماندگار ساختند. سیدارتا کتابی سرشار از مفاهیم فلسفی، عرفانی و تأمل برانگیز است و به مخاطبانی پیشنهاد میشود که به فلسفه، آیین بودا و عرفان شرق علاقه دارند. هرمان هسه، نویسندهی این اثر، از شناخته شدهترین نویسندگان آلمانی قرن بیستم است که در سال ۱۹۴۶ جایزهی نوبل ادبیات را دریافت کرد. سبک نوشتاری او از جهاتی یادآور آثار پائولو کوئلیو است؛ با این تفاوت که لایههای عمیق تری از تأمل فلسفی و خودشناسی در آن دیده میشود. اگر با مولانا و اشعارش آشنایی داشته باشید، میتوان شباهتهایی میان نگاه هسه و مولانا پیدا کرد. این اولین کتابی بود که از هسه خواندم و آن قدر جذب قلمش شدم که حتماً دیگر آثارش را هم دنبال خواهم کرد. هسه این کتاب را در زمان اقامتش در هند نوشت. «سیدارتا» در زبان سانسکریت به معنای «کسی که به هدف رسیده» است و داستان نیز حول محور خودشناسی، نیروی درونی انسان و یافتن مسیر شخصی زندگی میچرخد. کتاب بارها تأکید میکند که انسان باید مسیر خود را پیدا کند، حتی اگر خطا کند و صرفاً پیرو دیگران نباشد؛ چراکه هر فرد ترکیبی از خیر و شر است و نحوهی استفاده از این ویژگیها اهمیت دارد، حتی در مورد فرزانهترین انسان ها. از نکات بسیار زیبای کتاب، نگاه عمیق به رودخانه به عنوان نمادی از زندگی و خرد است. همچنین این مفهوم که هر چیز و هر کس در هستی میتواند معلم باشد، به خوبی در داستان دیده میشود. در نهایت، کتاب به این نکته میرسد که آنچه انسان به دنبالش میگردد، در درون خودش وجود دارد و خدا را میتوان در همهی پدیدهها دید.
کتاب در مورد پسری بود که به دنبال حقیقت وجودی خودش بود و میخواست خودش این حقیقت رو پیدا کنه و به نوعی پیرو دین و ایین کسی نباشه و دراین مسیر. از افرادی درسهایی میگیره به نظر من نمیشه همهی انسانها با دیدگاه خودشون برن جلو هرکدوم راه خودشونو پیش بگیرن بخاطر اینکه خیلی از افراد قدرت تشخیص راه و روش درست و ندارن یه نکته دیگه ایم که داشت یه فاحشه یا همون روسپی و استاد معرفی کرده بود و ادمی که خیلی قابل احترامه تن فروشی هنر نیست و افرادی که این کارو میکنن منفورترین افرادن هرچندمیخواست بگه معجزهی عشق تغییرش داد ولی خیلی در متن داستان بهش بها داده شده بود و همه خوانندههای کتاب اون درک و ندارن که بشینن تحلیل کنن و ببینن نویسنده اصلا منظورش چی بوده واونروسپی اصلا در زندگی نماد چی هست
کتاب عالی و زیبا و آرامش بخش که روشی از نوع زندگی انسانی و راهی از راه های شناخت و رسیدن به آگاهی رو بهمون به سادگی نشون میده، اگر به دور از هرگونه تعصب و جانبداری این کتاب زیبا رو رو بخونیم به گوشه ای از دریای حقیقت وجود و وحدانیت دست خواهیم یافت چنانچه در این کتاب زیبا و شیوا با داستانی ساده برایمان توصیف شده که در عین سادگی در خور فهم متعصبین نمیتونه باشه، به تمام عزیزانی که علاقه مند دست یافتن به روزنه های مختلف آگاهی هستند این کتاب رو توصیه میکنم تا شاید از تک تک این روزنه ها به درگاه اصلی نور و هدایت و آگاهی واقعی انسانی برسیم و جهانی شویم یکپارچه و واحد در درون و بیرونمان، از کتابراه عزیزم متشکرم بابت همراهی شون با خوانندگان و دوستداران کتاب.
گویندگی عالی آقای سلطان زاده که با لحنی که با متن کتاب سازگاری دارد شنیدنش را لذت بخش میکند. سیدارتا با دیگر آثار هرمان هسه بسیار متفاوت است چه در سبک چه در عقاید و شبیه هیچ یک از آثار دیگر این نویسنده نیست که این موضوع به مادر هرمان هسه برمیگردد که یک مبلغ مذهبی ادیان هندی بوده.. در مورد داستان نیز با یک داستان کاملا عرفانی مواجه میشویم. سیر داستان به شکلیست که خواننده را با فردی همراه میسازد که تجربیات متفاوتی از زندگیهای مختلف را تجربه میکند و همه را یک تجربه واحد میپندارد. البته شکل بهم پیوند دادن زندگیها و تغییر دادن سبک زندگی سیدارتا بشکلی منطقی و جالب و یا جذاب بیان نمیشوند.
سیر فلسفی یه انسان چیه؟ هر انسانی حقیقت وجود خودش رو در کجا پیدا میکنه؟ آرامشش رو چی؟ خدای یگانه اش رو چی؟ در حقیقت همه ی ما انسان ها در درون خودمون به دنبال حقیقت وجودی مون هستیم. کتاب میخونیم: روانشناسی، فلسفه، علم و... کار میکنیم و زندگی میکنیم تا خلا درونمون رو پر کنیم و به حقیقت وجودمون برسیم. یه نفر با مذهب آرامش میگیره یکی با کار، یکی با کمک به دیگران یا حیوانات و شاید یکی هم با طبیعت مثلا یه رودخونه. سیدارتا درباره انسان سرگردان حقیقت درونشه و وقتی پیداش میکنه به نوعی مقام خدایی میرسه. انا الحق. خدا میشه به خود آ. یا به قول این داستام ٱم. خیلی هم عمیق و زیبا. جای تعریف و تحسینی از هرمان هسه نیست چون مشخصا از بهترین هاست.
من این سبک از رمان که بدون پرداختن به مباحث خشک و سخت فلسفی نکتههای بسیار مهم و زیبای فلسفه را در قالبی ساده و جذاب بیرون میکشد و بیان میکند خیلی دوست دارم برای من خیلی تاثیرگذار بود آنقدر که باعث شد بیشتر و ساده تر بیندیشم و برای یافتن حقیقت دنبال پیچیدگیها نروم حقیقت در سادگی است
دوم این که من در صفحه اینستاگرام کتابراه که از خوانندگان خواسته شده بود بهترین کتابی که خواندهاند را معرفی کنند با این کتاب آشنا شدم که تقاضا میکنم کتابراه باز هم چنین نظرخواهی بکند تا از نظرات دوستان و کتابهایی که خواندهاند استفاده کنیم
ممنون دوست من کتابراه
دوم این که من در صفحه اینستاگرام کتابراه که از خوانندگان خواسته شده بود بهترین کتابی که خواندهاند را معرفی کنند با این کتاب آشنا شدم که تقاضا میکنم کتابراه باز هم چنین نظرخواهی بکند تا از نظرات دوستان و کتابهایی که خواندهاند استفاده کنیم
ممنون دوست من کتابراه
گوینده صدایی دلنشین و حرفهای دارد
اما در مورد خود کتاب
نام بودا، سیدارتا گوتاما است، درواقع منظور نویسنده این است که سیدارتا و گوتاما هردو دو وجه بودا هستند، در واقع هر دو آنها بودا هستند. کتاب روند زیبایی طب میکند و بسیار آموزنده و الهام بخش است، اما در آخر به نتیجه مطلوب نمیرسد اصلأ به نتیجه نمیرسد!!
نویسنده میتوانست آخر آن را نیر درست پیش ببرد اما در داستان چیزهایی مطرح کرد که در نهایت آنها را محمل گذاشت. این کتاب را بخوانید اما به آن کاملاً باور نکنید، واقعی نیست و دیدگاه خود نویسنده است.
اما در مورد خود کتاب
نام بودا، سیدارتا گوتاما است، درواقع منظور نویسنده این است که سیدارتا و گوتاما هردو دو وجه بودا هستند، در واقع هر دو آنها بودا هستند. کتاب روند زیبایی طب میکند و بسیار آموزنده و الهام بخش است، اما در آخر به نتیجه مطلوب نمیرسد اصلأ به نتیجه نمیرسد!!
نویسنده میتوانست آخر آن را نیر درست پیش ببرد اما در داستان چیزهایی مطرح کرد که در نهایت آنها را محمل گذاشت. این کتاب را بخوانید اما به آن کاملاً باور نکنید، واقعی نیست و دیدگاه خود نویسنده است.
یک اثر بسیار عالی، در مورد خودشناسی و خدا شناسی، اگر سرگذشت امام محمد عزالی را خوانده. باشید کمی مرا بیاد ایشان انداخت، برهمن زاده جوانی که برای یافتن جواب سوالهای خود راهی سفر به جاهای مختلف میشود و همه گونه خود را امتحان میکند با بودا هم صحبت میشود و به نظر من به این نتیجه میرسد که هرچه ساده تر و دور از هیاهو زندگی کند خدا را بیشتر میشناسد و حس میکندو اینکه شناختن خداوند آنقدر هم کار سختی نیست به قول دوستان هرچند بار خواندن این کتاب را منهم توصیه میکنم که بسیار آموزنده است سپاسگزار شما دوستان عزیز
هر آنچه کسی مثل بنده از یک رمان انتظار داشته باشه سیدارتای هرمان هسه انتظارش رو برآورده میکنه یک رمان که داستان مردی رو روایت میکنه که دنبال خداست اما برای رسیدن به این هدف خانواده را رها میکند و بدون مرشد میخواد راه سعادت رو پیدا کنه اما غافل از اینکه هوای نفس او مترصد یک فرصت است جهت به بند کشیدن این سالک، فرصتی که پیدا میشود و یک غفلت، عمری را تباه میکند. چون نیک بنگریم همهی انسانها زندگیشان چنین روندی داره ولی کسانی برنده خواهند بود که بلد باشند جلوی نفس پر خواهش خود بایستند
اگر حس میکنید چیزی در زندگیتون کم هست که نمیدانید چیه و چجوری پیداش کنید این کتاب میتونه راهنمای خوبی برای شروع سفرتون باشه، به ساده ترین حالت یعنی به صورت یک داستان شما رو وارد مسیری میکنه که هرکس مطابق با سطح درکش در اون شرایط، پیام مورد نیازش را دریافت میکنه. حتی در غیر این صورت، اگر صرفا میخواید یک کتاب حال خوب کن با خوانش خوب بشنوید، داستان زیبا و پر مغز هست و با خوانش زیبا و اهنگ های به جا، لحظات خوبی براتون رقم میزنه و باعث میشه از نظر روحی سبک بشید!
بنظرم این کتابهای عرفانی بیشتر تخیلی است و اگر در واقعیت زندگی کسی پیاده شده باشه شاید تعداد بسیار اندک هستند که با این رویه زندگی میکنند. بارها و بارها افراد پیرو مولانا رو دیدم که دارند برای ساده زیستی و فروتنی و نوع نگرش مولانا یقه درانی میکنند اما زندگی خودشون سراسر تجملات و غرور و پول اندوزی و..... است و در واقع اون نگرش در زندگی شخصی شأن تاثیری نداشته و بی اثر بوده بخصوص در دوران کنونی. شاید این جور زندگیها بیشتر افسانه است. در هر صورت ممنون از کتابراه.
سبک داستان نویسی هرمان هسه زیاد جذاب نیست ولی عقاید و آموزههای کتاب در مورد شناخت خود و خداوند باعث آرامش دل میشه. اگر دنبال کتاب مفهومی هستید این کتاب رو گوش بدید، ولی اگر قلم داستان نویسی و جذابیت داستان براتون بیشتر اهمیت داره، کتابهای پائولوکوئلیو رو گوش بهتون پیشنهاد میکنم. البته این رو هم باید در نظر گرفت که این کتاب برای 100 سال پیش هست، وشاید داستانش برای مردم زمان خودش جذاب تر بوده باشه. اگر این کتاب رو میخاید بفهمید که چی میگه حتما دو بخش آخر رو حداقل پنج بار گوش بدید
امتظار داشتم شبیه کیمیاگر باشه ولی نیست
به نظرم دو تا مسئله باید رعایت میشد و نقطه ضعف این کتاب صوتی هستش اول باید در مقدمه مترجم در مورد برهمنها و عقایدشون و بقیه چیزها مقداری توضیح میداد تا خواننده درک درستی ازشون داشته باشه و دوم اینکه ترجمه خیلی روان نیست و ارتباط برقرار کردن باهاش کمی سخته، کلمات و جملهها قصار و سنگینه
در کل؛ ابدا از شخصیت سیدرتا خوشم نیومد؛ کل عمرش رو نظر بگیری هیچ کار مهمی نکرده مفت خورده و خوابیده؛ هیچ خدمتی به بشریت نکرده؛ کل این مسایل
به نظرم دو تا مسئله باید رعایت میشد و نقطه ضعف این کتاب صوتی هستش اول باید در مقدمه مترجم در مورد برهمنها و عقایدشون و بقیه چیزها مقداری توضیح میداد تا خواننده درک درستی ازشون داشته باشه و دوم اینکه ترجمه خیلی روان نیست و ارتباط برقرار کردن باهاش کمی سخته، کلمات و جملهها قصار و سنگینه
در کل؛ ابدا از شخصیت سیدرتا خوشم نیومد؛ کل عمرش رو نظر بگیری هیچ کار مهمی نکرده مفت خورده و خوابیده؛ هیچ خدمتی به بشریت نکرده؛ کل این مسایل
اولین کتابی بود که از هرمان هسه میخوندم، دیدم که من با اینهمه ادعا نه رمان نویس معروف هرمان هسه رو می شناختم و نه اینکه نمی دانستم رمان های معروف بسیاری دا نیز به رشته تحریر در آورده است. البته به شما گوش دادن به کتاب صوتی سیگارها را با اطمینان کامل پیشنهاد میکنم و شما نیز امتیاز عالی را خواهید داد، بلکه به شما پیشنهاد خواندن رمان های دیگر این نویسنده رو پیشنهاد میکنم. امیدوارم نقد کامل کتابهای بنده مناسب طبع کتاب خواندن کتابخوان های عزیزمون باشه.
صدای جناب آرمان سلطان زاده دلنشین، و بسیار مسلط به متن و حال و هوای داستان است. سیذارتا یا همان سیدارتا، شرح حال جوانی است که در پی جستجوی حقیقت است. هرمان هسه در قالب داستان، سیر و سلوک عرفانی را به زیبایی به تصویر کشیده است. داستان از کششی عمیق برخوردار است و خواننده را با اشتیاق فراوان، تا انتهای سلوک سیذارتا، در تب و تابی عارفانه محصور خودش میکند. بعید میدانم سیدارتا، در یاد و خاطره شنونده، گرد و غبار فراموشی بگیرد.
سیدارتها تلاشی دیگر و دیگرگون است در راه خردمندی. سرکشی هسه علیه پارسایی خانوادگی این بار در صحنهای هندی، آن هم صحنهای افسانهای، نمود مییابد. این داستان شرحی است بر عقیدهای فردباور و ردّیهای بر هر گونه مکتب، حکم طرد جهان قدرت و ثروت و ستایشنامهی زندگی تاملمدار. هسه این داستان را با نثری ساده انشا کرده است. سادگی فرزانهوارش یادآور زبان کهن است. جوانان آن را همچون اثری انگیزهبخش در عرصهی ادب خواندهاند، همچون متنی مقدس.
کتاب سیدارتا از هرمان هسه یه سفر درونی و معنوی رو روایت میکنه که بیشتر شبیه دنبال کردن صدای دل آدمه تا یه داستان کلاسیک. هسه با زبانی شاعرانه و ساده، مسیر جستوجوی حقیقت و آرامش رو نشون میده؛ از تجربههای سخت گرفته تا لحظههای روشنِ کشف. حالوهوای کتاب خیلی آرام و تأملبرانگیزه، انگار همراه شخصیت اصلی داری قدمبهقدم سبکتر میشی. سبک نوشتنش هم ترکیبی از فلسفه و داستانه، که باعث میشه هم به فکر فرو بری، هم از روایت لذت ببری
سلام
این کتاب سیر تحول معنوی یک پسر برهمن که در عصر بودا زندگی میکند را به تصویر میکشه که پس از تجربیات بسیار در نهایت به درک وحدت در جهان هستی میرسد. برای افرادی که به موضوعات فلسفی و معنوی علاقمند هستند قطعا کتاب بسیار جذاب و تاثیرگذاری هست و گویندگی حرفهای جناب آقای سلطان زاده زیبایی این داستان تاثیرگذار رو چندین برابر کرده.
این کتاب سیر تحول معنوی یک پسر برهمن که در عصر بودا زندگی میکند را به تصویر میکشه که پس از تجربیات بسیار در نهایت به درک وحدت در جهان هستی میرسد. برای افرادی که به موضوعات فلسفی و معنوی علاقمند هستند قطعا کتاب بسیار جذاب و تاثیرگذاری هست و گویندگی حرفهای جناب آقای سلطان زاده زیبایی این داستان تاثیرگذار رو چندین برابر کرده.
کتاب بسیار آموزنده و مفیدی هست. نکته ای که من برداشت کردم اینه که، آرامش، نتیجه «درست زندگی کردن» نیست؛ نتیجه کامل زندگی کردن است. اینکه ما بخوایم طبق دیکته و تعالیم دیگران زندگی کنیم و تجربه زیستن رو از خودمون دریغ کنیم به ما آرامشی نمیده، صددرصد خدا برنامه ای برای هرکدوم از ما در سر داره که با بقیه متفاوته پس نباید خودمون و بقیه رو در بند بکشیم تا درست زندگی کنیم.
من زیاد اهل فلسفه نیستم ولی این که به اسم فلسفه هر چیزی را به خورد مخاطب بدهی و هر ناهنجاری را هنجار بنمایی هم فکر نمیکنم درست باشد. من تا بخش ۷ را گوش کردم و چون کتاب صوتی بود حوصله کردم ولی در نهایت فکر کردم گنجینه کتابهای ارائه شده از کتابراه برای من آن قدر غنی است که بهتر است بیش از این برای این کتاب وقت نگذارم. شخصا پیشنهادش نمیکنم ولی به نظر دیگران احترام میگذارم.
سیدارتا اثر هرمان هسه رمانی فلسفی و معنوی است که سفر درونی انسان برای رسیدن به شناخت، آرامش و حقیقت زندگی را روایت میکند. هسه نشان میدهد که خرد واقعی نه از تقلید آموزهها، بلکه از تجربهی شخصی، رنج، عشق و پذیرش زندگی به دست میآید. خوانش ساده اما عمیق کتاب، آن را به اثری ماندگار تبدیل کرده که شنونده را به تأمل درباره معنای زندگی و مسیر فردی خود دعوت میکند
اقای سلطان زاده به بهترین نحو این کتاب رواجرا کردند. سبک نوشتاری کتاب بسیارمورد پسندم بود داستانی بامعنی، آموزنده، واقع گرایانه از زندگی.
ممنون ازکتاب راه که منو با جناب هرمان هسه و اثر ماندگار ایشون (سیدارتا) آشناکرد. فقط فصل آخر کتاب بنظرم خیلی سنگین بود بنده چیز زیادی متوجه نشدم. اگر به داستانهای فلسفی علاقه دارید خواندن این کتاب توصیه میشود
ممنون ازکتاب راه که منو با جناب هرمان هسه و اثر ماندگار ایشون (سیدارتا) آشناکرد. فقط فصل آخر کتاب بنظرم خیلی سنگین بود بنده چیز زیادی متوجه نشدم. اگر به داستانهای فلسفی علاقه دارید خواندن این کتاب توصیه میشود
کتاب مفیدی بود طبق برداشت من نویسنده می خواهد دیدگاهی از وحدت وجود و پیوستگی و یگانگی موجودات عالم هستی را به خواننده معرفی کند دیدگاه عرفان شرقی و آموزش مراحل تکامل روح، عشق و محبت و تواضع نسبت به همه موجودات عالم در ضمن گوینده متن آقای آرمان سلطان زاده هم بسیار خوب از عهده روایت متن و صحبت به جای شخصیت های کتاب بر آمده اند
زیبا و دلنشین و آموزنده، قلم ایشان نکتهی بسیار ارزشمندی دارد که در آموزههای معنوی امروز ما کاملا پنهان شده و باعث شده راه سعادت را اشتباها یکطرفه ببینیم، آقای هسه به زیبایی مفهوم خیر و شر را برابر و لازم و ملزوم تعریف میکند. رسیدن به این مفهوم که لازمهی تجلی این جهان، تضادهاست و خدا و شیطان هم مستثنی از این قاعده نیستند!
شاید بتونیم بگیم که ندانم گرایی از ارکان اصلی بودیسم هست. فقط با این تفاوت که به در بودیسم این ایدئولوژی رو با تعریف کردن قوانینی برای زندگی بهتر (تحمل این جهان مبهم) به یک دین منطقی تبدیل کرده. درکل با جرآت میتونم بگم که با تحقیق در بودیسم انسان متوجه این میشه که در بین ادیان جز منطقی ترین دین ها هست.
کتابی است بدرد نخور سرنوشت مردی که به چیزهایی (بودا) معتقد است اما بعد از مدتی از آن هم دست میکشد و به هیچ چیزی معتقد نمیشه الا آنچه میبین اشیا معلمان زن روسپی و... در آخر پیر مرد قایق ران و رود است با دین و عقیده مسلمانان ۱۸۰ درجه متفاوت حتی میتواند نوجوانان را به گمراهی بکشاند اصلا توصیه نمیکنم
چیزی جالب در بر نداشت مثل همه کسانی که میخواهند به حقیقت برسند، تلاش میکنند ودر برخی مواقع اشتباه میپیچندو سر از ناکجا آباد در میآورند، همیشه فکر میکردم سیدارتا همان بودا ست، (شاید هم من درست میگویم)، ولی در این کتاب بودا فرق میکند، ترجمه خوب بود واگر راوی خوبی مثل آقای سلطان زاده نداشت، من هرگز کتاب را نمیخواندم.
یکی از کتابهای که درون گرایی رو بعد از کلی تجربههای متفاوت به خودشناسی در مقابل خدا شناسی میرساند و هرمان هسه این نویسنده آلمانی چقدر عمیق فلسفه خودشناسی رو با یک زبان گویا که خیلی از کتابهای دینی نتونستن به این دقت بیان کنن با شرحی گویا منطق یک عمر زندگی رو از زاویه دید نویسنده میشه فهمید و به نتیجه رسید
کتاب در مورد خودشناسی و عشق ورزیدن به کل دنیاست اما از طریق اینکه خودش تجربه کسب کرده بود به مقصد نهاییش رسید اما این دلیل نمیشه که انسان نخاد معلم داشته باشه و از تجربیات دیگران استفاده کنه در کل کتابیه که شمارو به فکر کردن وادار میکنه برای من که کتاب فلسفی زیاد نخونده بودم شروع خوبی بود
خواندن بعضی از کتاب ها راحت نیست که هیچ حتی گاهی هم خیلی سخته و بعضی وقتا شاید غیر ممکن ولی اگه آدم بتونه اونارو بهونه لابلای همین نثر حوصله بر و سخت خوانش چیزهایی رو یاد می گیره که اگه اون کتاب رو نمی خورد نمی تونست هیج جای دیگه یاد بگیره و این کتابام جزو اوناست که نمیش خوند ولی باید خوند
با سلام کتابهای هرمان هسه در کل سبک خاصی از سلیقه نویسندگی هستند و کتاب سیدارتا جز بهترینهاست داستان پسری که بدنبال هستی و دلایل پیدایش و وجودیت انسان با دقت گوش کنید رشته مطلب از دست نره. جذاب و اموزنده است. مطالعه کتاب و توصیه میکنم. صدای راوی خیلی مناسب موضوع داستان و باعث جذابیت بیشتر شده
ممنون از آقای سلطان زاده که با اجرای عالیشون بر تاثیرگذاری کتاب افزودن و اما خود کتاب: حرفی پرتکرار در این دنیایی که آدمی دنبال معنای بودنش میگردد؛ میفهمد که روشنیاش است و سایهاش میبیند همه اینهاست و فقط اینها نیست، میفهمد که باید برود تا برسد و شاید حرف کتاب این بود که برو، تجربه کن تا بیابی
کتاب روایت سالکیه که به آموزههای صرفاً آموزشی دینی شک میکنه و از مسیر تجربه درونی و زیستن در پستی بلندیهای زندگی و نه کناره گیری و مراقبه به شهود و بیداری میرسه و خودشو در وحدت با هستی و نه در جداییهای دور از مردم و ریاضت پیدا میکنه و میخواد بگه زندگی رو باید زندگی کرد نه تقلید.
سلام خدمت دوستان کتابراهی، واقعا جناب سلطان زاده، کتابی که روایت میکنن، انقدر زیبامسلط روایت میکنن، کتاب را هر بار که گوش میدی تکراری برات نمیشه، درسته موضوع کتاب و نویسنده بی تاثیر نیستن ولی، درمورد چندبار گوش کردن جذابیتشو اگه راوی خوب باشه ازدست نمیدهد، من اینو واقعا امتحان کردم، سپاسگزارم
کتاب بسیار خوبی بود روایتگر داستان نیز بر جذابیت و کشش آن افزوده بود، خواندن و یا گوش دادن این کتاب را توصیه میکنم. خودم به شخصه با گوش سپردن به داستان به فکر فرو رفتم آیا واقعا در دنیای کنونی میتوان اینگونه زیست و تفکر کرد و از امیال و ظواهر دنیوی دست شست و به آرامش رسید.
کتابی زیبا شنیدنی و سرگرم کننده است اندیشه و زندگی بودا را ارائه می کند و تفکر تناسخ را ترویج میکنه میتونید بعنوان یک محقق یا جستجوگر اونرا بشنوید موسیقی حس و حال خاصی بهش داده فراز و نشیب هایی که برایش داستان ساخته حساب شده است و تحت تاثیر شخصیت نویسنده است ممنونم از کتابراه
وای خدای من این بهترین آگاهی بود که تا الان تونسته بودم از هستی بدست بیارم کلام در اینجا جایی نداره جایگاهی که این کتاب من رو رسوند بینهایت شگفت انگیز و معجزه اساست من تا ابد مدیون و سپاسگزار کتابراه و نشر اوانامه و نویسنده و تمام اجزایی هستم که باعث بوجود امدن این اثر شد ❤️❤️❤️
خیلی لذتبخش بود و مخصوصا با صدای آرمان عزیز که سعی میکنم کتابهایی که میخوام رو با صدای دلنشین ایشون پیدا کنم!! بسیار سپاسگزارم ازتون و اینکه چقدر نعمت بزرگیه که شما میتونید اینطور دلنشین در هزاران مغز و روح اثر لذتبخش و معنادار ببخشید، چه برکت بزرگی به شما هدیه شده، 🌹🙏🏻

این کتاب بی نظیر را باید حداقل سالی یکبار با دقت گوش کرد و از ثانیه ثانیه آن لذت برد. برای من که تقریبا در سال بیشتر از ۶۰ کتاب میخوانم و فردی کتابخوان به حساب میآیم جزء ۱۰ کتاب برتری است که خواندهام و هربار که این کتاب را میخوانم انگار اولین بار است و با لذت و اشتیاق بیشتری نکات جدیدی در مییابم. به همهی انسانها چه علاقه مند به کتاب باشند یا نباشند توصیه میکنم این کتاب را حتما بخوانند.
داستان کتاب به نحوی بیان شده که آنرا به رمانی بی مانند دربارهی فراز و نشیب عواطف و احساسات و اندیشه و عشق در تمام انسانها تبدیل کرده است که در نهایت با توضیح بسیار شگفت انگیز راه رستگاری را برایتان شرح میدهد. خواندن این کتاب برای همه اجباری است.
صدای جناب سلطان زاده هم که دیگر نیازی به تعریف ندارد و بنده همیشه برای شنیدن کتاب صوتی ابتدا کتاب با روایت ایشان را جستجو میکنم. روز و روزگار به کام همهی مردم سرزمینم.