کتاب صوتی در برابر قانون اثر فرانتس کافکا، داستان مرد روستایی است که با یک دربان قانونمند جدال دارد. قانون او را سر پستش گذاشته است و نباید به لیاقت دربان شک کرد. این داستان تمثیلی است که در بخشی از فصل نهم رمان محاکمه آورده شده است.
فرانتس کافکا (Franz Kafka)، یکی از بزرگترین نویسندگان آلمانیزبان در قرن بیستم است. آثار وی با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند که در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار میآیند. مشهورترین آثار کافکا، رمان کوتاه مسخ و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند.
در قسمت آغازین کتاب صوتی در برابر قانون میشنویم:
مرد فکر میکند و میپرسد: آیا کمی بعد راهش خواهد داد؟ دربان میگوید ممکن است. اما حالا نمیشود. چون در تالار قانون مثل همیشه باز است و دربان هم کنار میرود، مرد خم میشود تا از در ورودی داخل را دید بزند. دربان که چنین میبیند، میخندد و میگوید: اگر وسوسه ورود در تو آنقدر قوی است، سعی کن بیرخصت من داخل شوی...
بله























کافکا یه وکیل آلمانی بود و که بسیار ساده روان مینوشت. در داستان ‘دربرابر قانون’ فکر میکنم کافکا وضعیت امروز بشر رو به صورت اکسپرسیونیستی به تصویر کشیده… درواقع ذهن انسان رو به شیوه غیرخطی و رویاگونه توی داستان معرفی میکنه. دوشخصیت توی این داستان داریم؛ مرد روستایی که اینجا میتونه سمبل یک آدم ناآگاه و یا یه کودکی باشه که به شدت در حصار قوانین زندگی هستش، و انسان زندانبان که در اصل همین قوانین زندگی هست که ما خودمون اونها رو تارعنکبوت وار، به دور خودمون تنیدیم!! این داستان، داستان زندگی ماست و آیندهای که یا میتونیم با وارد شدن به قانون و یادگرفتن اون (پیدا کردن خود واقعی و شناخت خودمون) برای خودمون بسازیم، و یا اونقدر دربرابرش، پشت درهای اون منتظر بمونیم تا همهی هستی مون رو از دست بدیم!
ممنون دوست عزیزم کتابراه.. ☘️