کتاب صوتی آوای گرسنگی یک رمان تاریخی از ادبیات فرانسه، به قلم نویسندهی برندهی جایزهی نوبل، ژان ماری گوستاو لو کلزیو است. زندگی «اتل» به بیشتر زنان جوان شباهتی ندارد. او در آستانهی یک فروپاشی عظیم است و به جای لذت بردن از طراوت جوانی، انرژی محدودش را بابت نجات جان خود و خانوادهاش خرج میکند. این داستان ضدجنگ در پاریسِ دههی 1930 میگذرد، در یکی از خوفناکترین گلوگاههای تاریخ: سالهای جنگ جهانی دوم.
دربارهی کتاب صوتی آوای گرسنگی
تا به حال طعم گرسنگی را تجربه کردهاید؟ گرسنگی به یک ترانه میماند؛ یک ترانهی تکراری با ترجیعبندی آزاردهنده که همواره در گوش زمزمه میشود. لحظهای صدایش را نمیشنوید و تصور میکنید آوای آن برای همیشه به پایان رسیده، اما دوباره ترانهی گرسنگی از نو خوانده میشود و انسان را در ضعف و رنج فرو میبرد. وقتی از کتاب صوتی آوای گرسنگی صحبت میکنیم در واقع از یکی از بهترین رمانهای ضدجنگ سالهای گذشته حرف میزنیم، کتابی از ژان ماری گوستاو لو کلزیو، برندهی جایزهی نوبل ادبیات.
وقتی شنیدن کتاب صوتی آوای گرسنگی را آغاز کنید، احتمالاً بارها این سؤال را از خود میپرسید: راوی چه کسی است؟ «اتل» در زندگی واقعی نویسنده چه نقشی دارد؟ آیا او شخصیتی واقعی در زندگی ژان ماری گوستاو لو کلزیو است؟ یا کاراکتری زادهی خیالات او؟ بعید است نویسندهی یک رمان دربارهی جنگ جهانی دوم، آن را اینچنین کوبنده و واقعی به تصویر دربیاورد، مگر آن که خود نویسنده هم در آن صحنههای عجیب روزی حضور داشته باشد.
جنگ شبیه به طوفان است؛ پیش از رسیدن، با گردوغبار رخنمایی میکند. غبار جنگ جهانی دوم هم از سالها قبل آغاز شده بود. در بین نقاط پرالتهاب اروپا، شهر پاریس بیش از همه سروصدا میکرد. آوای گوشخراش فقر و گرسنگی کمکم از دور شنیده میشد و گرمای خانهها را در خود میبلعید. خاطرات «اتل» از میانهی این گردوغبار روایت میشود، با جزئیاتی عجیب که مهمترین عامل گیرایی کتاب آوای گرسنگی ژان ماری گوستاو لو کلزیو هستند.

از ادبیات ضدجنگ چه انتخاب کنیم؟ رمان آوای گرسنگی
میان قفسهی کتابهای ادبیات ضدجنگ کتابهای مختلفی دیده میشود، اما اگر از میان آنها به آثار ژان ماری گوستاو لو کلزیو برخورد کنید قطعا چند ویژگی توجهتان را جلب خواهد کرد: ویژگیهایی که نام این نویسنده را در صدر بهترین نویسندگان معاصر فرانسه قرار داده است.
کتاب آوای گرسنگی انتشارات افراز مرز میان یک رمان تاریخی و خاطرات جنگ جهانی دوم است. بنمایهی اصلی وقایع ریشه در خاطراتی دارد که نویسنده از مادر خود شنیده و آنچه که شنیدن این خاطرات را لذتبخشتر کرده قلم قصهپرداز خود نویسنده و ضربآهنگی موسیقایی داستان اوست.
ساختار موزیکال و ریتمیک داستان و روند اوجگیرندهی ماجرا، هدف نویسنده از انتخاب عنوان کتاب را مشخص میکند. کتاب صوتی آوای گرسنگی، تکرار مداوم یک حس تلخ و آزاردهنده است، حس قحطی و نبودن غذا برای سیر کردن شکم. ژان ماری گوستاو لو کلزیو، تصویر این رنج را از طریق توصیفات زنده و ملموس سروسامان میدهد و اندکاندک به ابعاد آن میافزاید. درواقع، حواس پنجگانهی راوی مهمترین ابزار مخاطب برای درک این خاطرات تاریخی هستند.
رمان آوای گرسنگی؛ داستانی به عطر نانِ کهنه
پاریس سرانجام به دست نیروهای نازی اشغال میشود. این آغاز مصیبتهایی است که «اتل» باید در آستانهی جوانی به جان بخرد. البته، مصیبت جنگ اولین رنجی نبود که راوی داستان به چشم میدید. در این اثر، شاهد زندگی زنی هستیم که زندگیاش سالها پیش فروپاشیده بود: از تجربهی مرگ و از دست دادن اطرافیان گرفته تا ورشکستگی و نابسامانی خانوادگی و حالا، آتش جنگ.
گرسنگی در زندگی اتل ابتدا فقط یکجور نیاز جسمی و رنج بدنی است. اما با پیش رفتن داستان میبینیم که چطور مفهوم گرسنگی از یک واقعیت ساده به مفهومی نمادین و استعاری تبدیل میشود.
ژان ماری گوستاو لو کلزیو، با گسترش دادن معنای گرسنگی درواقع از آن یک ترانهی پرافتوخیز میسازد. ترانهای که هنگام شنیده شدن در جسم و جان آدم رخنه میکند و نوای گرسنگی را به ملموسترین حالت بازمیآفریند. پیشنهاد میکنیم با خرید کتاب صوتی آوای گرسنگی، به جمع علاقهمندان رمانهای ضدجنگ وارد شوید.
این داستان پراحساس را انتشارات افراز به دست شما میرساند. ترجمهی اثر کاری از مهتاب صبوری و روایت تأثیرگذار آن کاری از حسین زهدی است.
کتاب صوتی آوای گرسنگی برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای تاریخی علاقه دارید و میخواهید تأثیر جنگ جهانی دوم بر زندگی روزمره را در دل یک داستان زنانه و شخصیتمحور دنبال کنید.
- به روایتهای آرام، عمیق و شخصیتمحور بیشتر از داستانهای پرحادثه علاقه دارید.
- مشتاق آشنایی با کتابهای ژان ماری گوستاو لو کلزیو هستید و میخواهید با جهان ادبی یکی از برندگان نوبل ادبیات آشنا شوید.
- ادبیات فرانسه را فرصتی برای آشنایی با فرهنگ، جامعه و تحولات تاریخی اروپا میدانید و میخواهید کار خود را با یک رمان دربارهی جنگ جهانی دوم آغاز کنید.
در بخشی از کتاب صوتی آوای گرسنگی میشنویم
انگار همهچیز را پنهان کرده بودند. اتل این سرگیجه، این درد را احساس میکرد. وقتی دهساله بود، یک بعدازظهر از مدرسه برمیگشت. سالن بر خلاف همیشه، خالی و ساکت بود. پردههای مخمل بنفشرنگ کشیده شده بودند و او در سایهروشن، صندلی گهوارهای پدرش را، که بعدازناهار توی آن روزنامهاش را میخواند و چرت میزد، تشخیص داد. یک هیکل تاریک، که کت بزرگی را برتن داشت و کلاه خاکستری بر سر، که کمی به جلو، تا پایین چشم، خم شده بود، مثل کسی که خواب است. اتل بیهیچ حرفی، پاورچینپاورچین جلو رفت. صندلی گهوارهای مانع ورود نوری میشد که از لابهلای پرده به درون میتابید. شبحِ بهخوابرفته هیچ حرکتی نمیکرد. نفس اتل بالا نمیآمد. برای اینکه آرامتر راه برود، کیف مدرسهاش را به آرامی زمین گذاشت.
چرا هیچ سروصدایی در خانه نبود؟ اتل کت بزرگ را شناخته بود، همان کت مسیوسلیمان بود که دیگر مدتها بود آن را نمیپوشید؛ از آن زمان که دیگر برای پیادهروی به باغ لوگزامبورک نمیرفت. اما مسیوسلیمان در صندلی گهوارهای نبود. قیافهای از هم پاشیده، لاغر و پنهان در لباسی که برایش گشاد بود. پس چه کسی جرأت کرده بود؟ اتل نزدیکتر آمد، به جلو خم شد و ناگهان او را دید. چهرهای خسته و رنگپریده، پر از چینوچروکهای عمیق، دماغ وحشتناک قوزدار با سوراخهای بزرگ. زیر کلاه، ماسکی با چشمهایی تهی در میان حلقهی قرمز، به او دهنکجی میکرد. اتل بهخاطر داشت، فریاد زده و در راهرو دویده و خودش را به اتاقش رسانده بود. موهای بدنش راست شده بوده، سرما بر تنش نشسته بوده و قلبش به شدت میتپیده. در آغوش مادرش اشک ریخته بود. چند لحظه بعد، صدای شکستهی پدرش را میشنید که به گلایههای مادرش جواب میداد. میخواست ژوستین را آرام کند. صدایی که اتل دیگر نمیشناخت، غمگین و متهم. اتل ترجیح میداد که با هم مثل قدیم دعوا کنند، که پدرش با همان لهجهی جزیره حرف بزند. آنوقت بود که فهمید چه در بینشان میگذرد و چه چیزی آنقدر پدرش را بدبخت و مادرش را متأثر میکند. و این جنگ که هر روز برای یک بله یا نه، در میانشان درمیگرفت.
بله
























