تعصب با مغز شما چه میکند؟ لیور ازمگراد نگارندهی کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک اثرات و پیامدهای سوگیری شناختی و افراطگرایی ذهنی را بیش از آن میداند که در ظاهر به نظر میرسد. بیراه نیست اگر تمام جنگها، تباهیها و مصیبتهای تاریخ را فرزند ناپاک جزماندیشیها و تندرویها بدانیم. در کتاب برندهی سال گاردین سال 2025، پیوند عمیق و ناگسستنی علوم سیاسی و علوم شناختی روشن خواهد شد، دانشی که امروزه با نام روانشناسی سیاسی میشناسیم.
دربارهی کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک
حتماً شما هم باورها و عقاید مخصوص خود را دارید. شما میتوانید خود را فردی معنویتگرا بدانید یا آن که علوم تجربی را ملاک درک و شناخت از جهان قرار دهید. شاید خود را یک فمینیست بدانید یا بیش از هر چیز برای محیط زیست تعصب به خرج دهید. اما آیا تا به حال اندیشیدهاید چرا هر شخصی عقاید ایدئولوژیک مخصوص خود را دارد؟ لیور ازمگراد، نویسندهی کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک پیشنهاد میدهد برای درک ماهیت تفکر ایدئولوژیک ابتدا سری به جهان پیچیدهی مغز بزنیم.
شاید در نگاه اول، ارتباط چندانی بین علم زیستشناسی مغز و علوم سیاسی پیدا نکنید. در این صورت اگر از تعامل و پیوند عجیب میان رشتههای عصبی و باورهای سیاسی خبردار شوید، احتمالاً تمام عقاید و اندیشههای خود را یکبار دیگر از نظر بگذرانید، حتی آن دسته باورهایی که برایشان سوگند میخوردید! در سرفصلهای کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک لیور ازمگراد به پژوهشهای مختلفی دربارهی رابطهی مغز و باورهای ایدئولوژیک برخورد میکنید.

کتاب مغز ایدئولوژیک: نگاهی به روانشناسی ایدئولوژی
چرا مغز برخی افراد قابلیت و توانایی بیشتری در انعطافپذیری ذهنی دارد؟ و چرا دستهی دیگری از افراد با وجود پیدا شدن شواهد و دلایل تازه همچنان بر عقاید قدیم خود اصرار میکنند؟ لیور ازمگراد، همین تفاوتهای عصبی را عامل اصلی اختلافنظرها و تعارض و تضاد میان افراد میداند. احتمالاً تصور میکنیم که مغز ما کارخانهی تولید افکار و عقاید ماست. در کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک نشر صوتی فراهم، به نقش محیط بیرونی در این سازوکار بیشتر توجه میکنیم.
رابطهی میان مغز و عقاید ما ارتباطی دوسویه است؛ همانطور که مغز ما باورهای تازه را ثبت و پذیرش میکند، افکار و عقاید نیز میتوانند به مرور زمان به چینش ساختار مغز ما سروشکل بدهند. به گفتهی نویسندهی کتاب هرچه یک عقیده بیشتر در مغز ما جا خوش کند، مغز نیز نسبت به پذیرش عقاید جدید مقاومت نشان میدهد. به عبارتی باورهای محدود و بسته میتوانند به مرور زمان دور سیستم اعصاب ما حصار بکشند.
پیشبهسوی انعطافپذیری شناختی همراه با لیور ازمگراد
جهان، بدون جزماندیشی و افراطگرایی جای زیباتری خواهد بود! افرادی که انعطافپذیری شناختی بیشتری دارند همیشه با آغوش باز به سراغ ایدههای نو میروند، آنها سازشگری بیشتری با تغییر شرایط دارند و البته در مهارت حل مسئله نیز به راهکارهای متنوعتری میرسند.
با این همه آیا میتوان مهارت انعطافپذیری را آموخت و آن را تقویت کرد؟ یا ما همیشه محصور در حصار تنگ عقاید پیشین خود میمانیم؟ پیشنهاد میکنیم پاسخ این سوال را با خرید کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک دنبال کنید.
این کتاب حاصل تلاش انتشارات فراهم است و با ترجمهای از اسماعیل یزدانپور به دست شما میرسد. همچنین گویندگی اثر نیز کاری از سید محمد فاطمی فیروزآبادی است. آنگاه خواهیم دید که باورها نیز میتوانند به چینش ساختار مغز ما سروشکل بدهند.
جوایز و افتخارات کتاب مغز ایدئولوژیک
- عنوان بهترین کتاب سال به انتخاب نشریهی گاردین
- عنوان بهترین کتاب سال به انتخاب نشریهی تلگراف
- فهرست نامزدهای جایزه کتاب کسبوکار پورچلایت 2025
- فهرست نامزدهای جایزه کتاب ناناوبیویِس
- جایزه کتاب علمی سال 2025 آلمان
- کتاب تحسینشدهی نشریههای لسآنجلس تایمز، نیو ساینتیست و...
نکوداشتهای کتاب مغز ایدئولوژیک
- نخستین کتاب لیور ازمگراد با تکیه بر پژوهشهای علمی نشان میدهد تفکر متعصبانه و اندیشههای دوقطبی موضوعی منحصر به ذهن نیستند و بلکه حتی در ساختار عصبی بدن ما نیز تاثیر میگذارند. (روزنامه تلگراف)
- این کتاب پشت پردهی جزماندیشیهای ذهنی را آشکار میکند و به ما نشان میدهد چگونه میتوان بهجای آن، انعطافپذیری شناختی را پرورش داد. (گاردین)
کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک برای شما مناسب است اگر
- در حال گردش میان فهرست بهترین کتابها دربارهی روانشناسی سیاسی هستید و همچنین به روانشناسی شناختی علاقه دارید.
- دربارهی مهارت انعطافپذیری شناختی کنجکاو هستید و میخواهید توانایی پذیرش ذهنی و تفکر آزاد را در خود تقویت کنید.
- دربارهی موضوع افراطگرایی و رادیکالیسم کنجکاوید و میخواهید ریشههای زیستشناختی تعصب و تندرویهای فکری را بهتر بشناسید.
در بخشی از کتاب صوتی مغز ایدئولوژیک: علم بنیادین تفکر منعطف میشنویم
کودکی یازدهساله به سؤالی که استاد مطرح کرده میاندیشد: «بزرگترین مشکل کشورت امروز چیست؟» کودک روی صندلی پلاستیکی جابهجا میشود. چشمانش روی ضبط صوت وسط میز میماند: «مالیان، روی همهچیز و هزینهی زندگی.» استاد زیر لب میگوید: «مالیات» و با حرکات سریع مداد پاسخ را یادداشت میکند: «بسیار خب، متشکرم. سؤال بعدی من: کشورت را چگونه تغییر میدادی؟»
چشمان بیحالت کودک در حالی که به چرخهای چرخان ضبط صوت خیره شده چیزی را بروز نمیدهد. سپس مردمکهایش شروع به گشاد شدن و درخشیدن میکنند؛ گویی مکاشفهای به او دست داده یا خاطرهای زنده در ذهنش جا گرفته و بالا میآیند تا به نگاه استاد دوخته شوند. کودک با اطمینان فریاد میزند: «خیابانها را تمیز کنید! همهی این زبالهها که اینجا و آنجا ریخته...» چهرهی کودک از انزجار در هم میرود: «کاری کنید که همه چیز منظم باشد.»
کلمات کودک یازده ساله پژواک ملایمی در اتاق خالی ایجاد میکند. استاد تلاش میکند تماس چشمی خود را با نگاه خیرهی کودک که اکنون تهدیدآمیزتر از قبل شده حفظ کند. به نظر میرسد قدرت جابهجا شده است. کودک یازده ساله بیآن که نگاهش را برگرداند دستش را بالا میبرد تا تارهای موی سرگردان را مرتب کند و آنها را دوباره به صف اکثریت ژلزده برگرداند. سرانجام مصاحبهگر سرش را پایین میآورد و دوباره در دفترچه خم میشود. استاد مینویسد: «پاکی و انضباط، ترس از هرجومرج.» و سپس تقریباً به عنوان یک فکر بعدی: «فاشیست بالقوه؟»
بله


















