کتاب مغز رفیق باز
۱۲۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
کتاب مغز رفیق باز

کتاب مغز رفیق باز: عصب شناسی پیوندهای اجتماعی

کتاب الکترونیک
256 صفحه
EPUB
نشر نوین

برای خواندن کتاب مغز رفیق باز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب مغز رفیق باز: عصب شناسی پیوندهای اجتماعی

در هر لحظه میلیون‌ها نفر در شبکه‌های اجتماعی آنلاین هستند و می‌توانیم با آن‌ها گفت‌وگو کنیم، اما انزوا مثل چاهی بی‌انتها، ما را بلعیده است. این حس تنهایی فلاکت‌بار در چه معضلی ریشه دارد؟ کتاب مغز رفیق باز نوشته‌ی بن راین به ما نشان می‌دهد نیاز انسان به معاشرت تا چه اندازه حیاتی است و اگر تنهایی، همیشگی و ادامه‌دار شود، چطور می‌تواند ما را به افسردگی، اضطراب و اندوهی غیرقابل توصیف دچار کند.

درباره‌ی کتاب مغز رفیق باز

هیچ موجودی در جهان تنها بودن را ترجیح نمی‌دهد. حیواناتی مانند ببر و خرس قهوه‌ای هم احتمالاً به این علت انزواطلب هستند که تا به حال دورهم بودن با دوستانشان و در کنار یک ببر یا خرس دیگر، تخمه شکستن در پارک را تجربه نکرده‌اند؛ وگرنه تاکنون به موجودی اجتماعی تبدیل شده بودند. موش‌ها حاضرند برای پانزده ثانیه معاشرت با هم‌نوعان خود، بیست بار روی زنگ ضربه بزنند و حتی جان خود را به خطر بیندازند. تنهایی صرفاً وضعیتی خسته‌کننده و کسالت‌بار نیست، بلکه فلاکت‌بار است. انسان نیز همچون موش، زنبور و... نمی‌تواند تنها باشد و به حضور در جمع نیاز دارد.

معرفی و دانلود کتاب مغز رفیق باز

تنها ماندن موجب افسردگی می‌شود و افسردگی نیز ریسک خودکشی و مرگ را بالا می‌برد؛ به‌طور خلاصه انزوا ما را به‌سمت نابودی می‌کشاند؛ به‌همین دلیل بشر از زمانی که متوجه شد کسانی همچون خودش در گوشه‌ی دیگری از دنیا حضور دارند، به او پیوست و با این کار وضعیت روحی و جسمی خود را بهبود بخشید و طول عمر خود را افزایش داد. انسان‌ها نجات‌دهنده‌ی همدیگرند. معاشرت و گفت‌وگو زندگی را قابل‌تحمل می‌کند. ما به خندیدن، اندیشیدن، دوست داشتن، همدلی و... نیاز داریم و هیچ‌کدام از این پدیده‌ها در تنهایی صورت نمی‌گیرد. کتاب مغز رفیق باز (Why Brains Need Friends) نوشته‌ی بن راین (Ben Rein) به ما نشان می‌دهد صحبت کردن با یک رفیق، حضور در جمع خانواده، معاشرت با همسایه، تعامل با همکاران و... تا چه اندازه می‌تواند در سلامت و بقای ما تأثیر بگذارد و بدون این موارد تا چه حد جان و حیاتمان را به خطر می‌اندازیم.

ترس از طرد شدن، عامل تنهایی است

بسیاری از ما آدم‌ها از تنها بودن نفرت داریم. دوست داریم کسی در کنارمان باشد تا با او گفت‌وگو کنیم. اغلبِ خاطرات خوب ما در میان جمع شکل گرفته و آلبوم عکس‌ها نشان‌دهنده‌ی این حقیقت هستند که ما انسان‌ها لحظاتی را که در جمع سپری می‌شوند، ارزشمند به‌شمار می‌آوریم و آن‌ها را ثبت می‌کنیم؛ اما با این وجود، اغلب روزهای ماه و سال را در تنهایی و انزوا به سر می‌بریم. بسیاری اوقات این انزوا آن‌قدر طولانی می‌شود که تصور می‌کنیم تنها ماندن انتخاب خودمان است، درصورتی‌که موانع موجب شده‌اند تا ناچار به تحمل تنهایی شویم. کتاب مغز رفیق باز بزرگ‌ترین و خانمان‌سوزترین مانع در برقراری ارتباط را ترس و وحشت ناشی از احتمالِ طرد شدن می‌داند. ما از اینکه به کسی پیام دهیم و او نخواهد با ما حرف بزند واهمه داریم. می‌ترسیم با کسی سر صحبت را باز کنیم و او سرد برخورد کند یا مستقیم و صریح از ما بخواهد که او را ترک کنیم.

نکته‌ی جالب اینجاست که بن راین نتیجه‌ی یک آزمایش اجتماعی را به ما ارائه می‌دهد که طبق این آزمایش اکثریت افراد (حتی غریبه‌هایی که هیچ شناختی از طرف مقابلشان ندارند.) از صحبت کردن و معاشرت با فردی غریبه و ناشناس استقبال می‌کنند. هیچ‌کس در این آزمایش، شخصی را که خواستار گفت‌وگو است، طرد نکرده و ترس از رانده شدن، چیزی جز یک وحشت پوچ و توهم سیاه نیست. کتاب مغز رفیق باز راهکارهایی را برای از بین بردن این احساس منفی به مخاطبان خود پیشنهاد می‌دهد. این کتاب روانشناسی به ما یاد داده که چطور در مقابل حس خجالت و شرمی که هنگام برقراری ارتباط به‌سراغمان می‌آید بایستیم و برای معاشرت و رفاقت پیش‌قدم شویم.

هیولای تنهایی ما را تسخیر خواهد کرد

بسیاری از ما که اکنون این متن را می‌خوانیم، در سنین نوجوانی، جوانی یا میان‌سالی هستیم و هرقدر هم که آدم تنهایی باشیم، بالاخره دوستی، فامیلی، خانواده‌ای، کسی پیدا می‌شود که هرازگاه با او معاشرت کنیم، اما پیری و کهنسالی دورانی است که به‌سادگی نمی‌توانیم با کسی رفیق شویم. اگر همسر و فرزند داشته باشیم، باید با این حقیقت که عزیزانمان به‌دلیل ازدواج، مهاجرت و... یکی پس از دیگری از خانه می‌روند و ما را تنها می‌گذارند، کنار بیاییم. دوستانمان نیز در تلاطم زندگی در مشکلات خود غرق می‌شوند و فرصتی ندارند تا با ما معاشرت کنند. یکی از شایع‌ترین بحران‌ها که افراد در کهنسالی به آن دچار می‌شوند و واقعاً نمی‌دانند برای خلاصی از آن باید چه کنند، بحران تنهایی است. بن راین در کتاب مغز رفیق باز به مخاطبان خود نشان می‌دهد چگونه می‌توانند بر تنهایی و انزوا غلبه کنند و دوران پیری خود را نیز با شادی و در میان جمع بگذرانند.

کتاب مغز رفیق باز با ترجمه‌ی پویا پاک‌نژاد در نشر نوین به‌چاپ رسیده است.

نکوداشت‌های کتاب مغز رفیق باز

  • کتاب مغز رفیق باز، کاوشی دوستانه در حوزه‌ی روان‌شناسی و عصب‌شناسی است و به ما نشان می‌دهد که چرا در کنار هم بودن و حضور در میان دوستان حال ما را بهتر می‌کند. (لیزا جنوا)
  • این کتاب به مخاطبان خود کمک می‌کند تا احساسی بهتر و عمری طولانی‌تر را تجربه کنند. (کاران راجان)
  • این اثر شگفت‌انگیز است و به ما نشان می‌دهد ذهن ما نوازنده‌ای تک‌نواز نیست؛ بلکه قسمتی از یک سمفونی است و برای بهترین شدن به جمع نیاز دارد. به‌صورت کلی ما برای ارتباط برقرار کردن ساخته شده‌ایم. (دیوید ایگلمن)

کتاب مغز رفیق باز برای شما مناسب است اگر

  • آدمی برون‌گرا و اجتماعی هستید، دوست دارید همیشه در کنار عزیزان و دوستان خود باشید اما از این امکان و شرایط محرومید.
  • نمی‌دانید چرا انسان‌ها به معاشرت نیاز دارند و انزوا چه آسیبی به بشر می‌رساند.
  • به کتاب‌هایی که درباره‌ی روان‌شناسی ارتباطات و چگونگی تعامل با دیگران است، علاقه‌مندید.

در بخشی از کتاب مغز رفیق باز: عصب شناسی پیوندهای اجتماعی می‌خوانیم

این روزها، پلتفرم‌های ارتباطی مبتنی بر ویدئو به امری عادی بدل شده‌اند و زوم و فیس‌تایم بخشی جدایی‌ناپذیر از فعالیت‌های روزمرۀ ما هستند. سرانجام، به مقصد نهاییِ سیلابی رسیده‌ایم که ملکه آتوسا به راه انداخت. شاید هم دگرگونی‌های بیشتری در سال‌های آینده در انتظارمان باشد. با نگاهی به گذشته می‌بینیم که این گام‌های بلند برای بشر اجتناب‌ناپذیر بود. چرا نباید از نامه‌های دست‌نویس روی پاپیروس به پخش زندۀ ویدئویی با کیفیت عالی روی نمایشگرهای بسیار عریض برسیم؟ پیشرفت در ذات ماست. اما آیا مغز انسان برای این‌همه تحول آمادگی داشت؟ آیا امروز آماده است؟

گفتیم که مغز ما برای زندگی اجتماعی تکامل یافته است، زیرا زندگی گروهی بقای ما را تضمین می‌کرد. شواهد فسیلی نشان می‌دهد که نیاکانِ شبه‌انسانِ ما دست‌کم از دو میلیون سال پیش روی زمین می‌زیسته‌اند، اما تا پیش از نامۀ ملکه آتوسا، تقریباً همۀ تعاملات انسانی چهره‌به‌چهره بود. این یعنی در 99.9 درصدِ نخستِ تاریخ بشریت، دست‌های تکاملْ مغز ما را برای تعامل رودررو شکل داده و بهینه کرده است. ما در فهم یکدیگر در دنیای واقعی به مهارتی استثنایی دست یافتیم، نه ازطریق تماس‌های ویدئویی یا صفحه‌های رسانه‌های اجتماعی. شواهد آن در جای‌جای بدن ما حک شده است. تکامل، ما را به انواع ابزارها و سیستم‌های کارآمد برای تعامل چهره‌به‌چهره مجهز کرده است. اگر حرفم را باور ندارید، کافی است نگاهی به آینه بیندازید. می‌بینید که بخش بیشتر کرۀ چشمتان سفید است؟ این بخش سفیدرنگ صلبیه86 نام دارد و سفید‌بودن آن ما را منحصر‌به‌فرد می‌کند. صلبیه در بیشتر حیوانات تیره است، اما در انسان‌ها رنگ سفید صلبیه طبیعی است. علتش چیست؟

این شاهکار تکامل است. اینکه چشم‌های ما با نشانگر‌های سفید و درخشان قاب گرفته شده است، تشخیص جهت نگاه دیگران را آسان‌تر می‌کند و به ما کمک می‌کند ذهن یکدیگر را بخوانیم. اگر خواهر یا برادرتان بعد از خوردن چیپس با انگشت‌های چرب به‌سمتتان بیاید و به تی‌شرتتان زل بزند، ممکن است بگویید: «حتی فکرش را هم نکن انگشت‌های چربت را به من بمالی!» فقط با نگاه به چشم‌هایش می‌توانید فکر او را بخوانید. تحقیقی جدید نشان داده است که هم انسان‌ها و هم شامپانزه‌ها جهت نگاهِ چشم انسان (با صلبیۀ سفید) را بهتر تشخیص می‌دهند تا جهت نگاه چشم‌ شامپانزه‌ها را (با صلبیۀ تیره). وقتی محققان با ویرایش عکس‌ چشم‌های شامپانزه‌ها صلبیه‌شان را سفید کردند، هم انسان‌ها و هم شامپانزه‌ها با سهولت بیشتری جهت نگاهشان را تشخیص دادند.

فهرست مطالب کتاب

پیشگفتار
قانون ساده‌گویی
مقدمه
بخش اول: تأثیر تعامل و انزوا بر سلامت مغز
فصل 1: خجالتی نباشید
فصل 2: تنها اندامی که احساس تنهایی می‌کند
بخش دوم: تقویت کارکرد مغز در عصر پساتعامل
فصل 3: ساختن عادت‌های اجتماعی
فصل 4: همدلی و بی‌تفاوتی
فصل 5: هر کاری تو بتوانی انجام دهی، من بهترش را می‌توانم
فصل 6: دنیای مجازی
فصل 7: سیم‌های درهم‌تنیده
فصل 8: تعامل بهتر
فصل 9: گرفتار
فصل 10: بهترین دوست انسان
باهم، به‌سوی آینده
روزنگار اجتماعی
پیوست

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب مغز رفیق باز: عصب شناسی پیوندهای اجتماعی
نویسندهبن راین
مترجمپویا پاک نژاد
ناشر چاپی نشر نوین
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات256
زبانفارسی
شابک978-622-5213-95-1
قیمت کتاب الکترونیک
۱۲۵,۰۰۰ تومان

€2.99

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
دسته‌هاکتاب‌های روابط اجتماعی
کتاب‌های عصب شناسی

کتاب مغز رفیق باز: عصب شناسی پیوندهای اجتماعی بر اساس قرارداد رسمی با نشر نوین در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب مغز رفیق باز

Pari
۱۴۰۵/۰۳/۳۰
کتاب می گوید "روح" یا همان "منِ" درونتان، چیزی جدا از مغز نیست؛ خودِ مغز است. اگر یک قرص بخورید که یک ماده شیمیایی را در مغز کم کند، ناگهان افسرده می شوید و دنیا را سیاه می بینید (روحتان غمگین می شود). اگر یک جراحی کوچک روی مغزتان انجام شود، ممکن است دیگر عاشق همسرتان نباشید یا حتی اعتقادات را از و مذهبیتان دست بدهید (روحتان عوض می شود). در کل مغز ما همان روح ماست که اگر مغز تغییر کند روح هم تغییر می کند مغز جدا از روح نیست و برای بقا تلاش میکند. تعامل با دیگران برای این است که مغزتان آپدیت شود (اشتباهات دیگران را یاد بگیرید و احساس امنیت کنید) و تنهایی برای این است که این آپدیت ها را در مغزتان ذخیره و پردازش کنید. نه جمعِ همیشگی خوب است، نه تنهاییِ همیشگی. مغز ما برای بقا، به "تعادل" بین این دو نیاز دارد؛ یعنی هم رفیق داشته باشیم تا مغزمان به روز بماند، هم خلوت داشته باشیم تا مغزمان اطلاعات را دسته بندی کند. مانند یک رستوران: غذا خوردن (تعامل) انرژی می دهد، ولی اگر مدام غذا بخورید بدون هضم، دل درد می گیرید. هضم (تنهایی) هم لازم است، اما اگر همیشه فقط تنها هضم کنید و غذا نخورید، از گرسنگی می میرید! تعاملِ بیش از حد، مثل خوردنِ مداومِ شیرینی است؛ اول انرژی می دهد، اما اگر توقف نکنی، قند خونت می پرد، کسل میشی و دیگر حتی مزه شیرینی نمیفهمی. تعامل با دیگران مثل خوردن است (انرژی می دهد)، ولی تنهایی مثل هضم است. حالا اگر زیادی گرسنه باشی (تنها بمانی) هر غذایی را می خوری چون گرسنه ای حتی غذای تلخ و بدمزه (به هر آدم سمی وابسته میشی چون زیادی تنهایی).
زینب پورکلهر
۱۴۰۵/۰۳/۳۰
سلام و درود در کتاب مغز رفیق باز؛ آقای بن راین می خواهد به ما بگوید مغز انسان ذاتا رفیق باز است و لا غیر، او می گوید مشخص شده کسانی که روابط اجتماعی ضعیف تری داشتند، ۵۰درصد بیشتر احتمال داشت در طول مطالعه از دنیا بروند. به عقیده نویسنده، این به آن معناست که انزوای اجتماعی تقریباً دو برابر چاقی و از چهار برابر بیشتر زندگی در منطقه ای بسیار آلوده مضر است. پیوند اجتماعی برای سلامت روان و جسم حیاتی است. ارتباط اجتماعی فقط گزینه ای دل خواه نیست، بلکه به اندازۀ ورزش، خواب و تغذیه ضروری است. بااین حال، ما اغلب آن را که یکی از مؤلفه های اصلی سلامتی مان است نادیده می گیریم. سرنوشت ما در گرو هم بستگی و ماندن کنار همدیگر است. از زندگی کردن در کنار افرادی که برایمان مهم هستند لذت ببریم، به آن ها بگوییم که دوستشان داریم، لبخند بر لبانشان بنشانیم. هر کاری که می کنیم هرگز فراموش نکنیم که ما به یکدیگر نیاز داریم و اینکه مغزمان روی ما حساب باز می کند. با تمام این تفاسیر من هنوز معتقدم" از تن ها بلا می خیزد"و این عقیده یک فرد درونگراست که تنهایی را دوست دارد بدرود
Rukhsara Rashed
۱۴۰۵/۰۵/۱۵
یکی از آثار جدید و جذاب در حوزه ای علوم اعصاب است که سعی دارد مفاهیم پیچیده ای مغزی را به زبان بسیار ساده صمیمی و کاربردی برای مخاطب عام بیان کند. هدف اصلی در این کتاب بررسی این موضوع است که چگونه ساختار و عملکرد مغز ما با تعاملات اجتماعی و روابط انسانی گره خورده است و تلاش می کند ثابت کند که مغز و مه نه یک کامپیوتر بلکه یک عضو به شدت اجتماعی است که برای بقا سلامت نیاز به ارتباط همدلی و دوستی دارد. یکی از بزرگترین نقاط قوت کتاب سبک نوشتاری آن است، برخلاف بسیاری از کتاب های علمی که مخاطب را با اصطلاحات سنگین فراری میدهند، بن راین مانند یک دوست با تجربه مفاهیم را توضیح میدهد؛ او صرفا به ارائه داده های آزمایشگاهی بسنده نمی کند بلکه این یافته ها را با مثال های روزمره داستان های انسانی و موقعیت های اجتماعی پیوند می زند. با خواندن این کتاب به خوبی درک میکنیم که چرا تنهایی و انزوای اجتماعی می تواند آسیب های فیزیکی و روانی به مغز وارد کند و چگونه دوستی و ارتباطات مثبت می توانند سیستم عصبی و سلامت کلی ما را بهبود ببخشند. در برخی بخش ها نویسنده برای تاکید بر اهمیت روابط اجتماعی مفاهیم را با عبارات مختلف تکرار می کند که ممکن است برای خواننده کمی خسته کننده و تکراری بنظر برسد. این کتاب مناسب است برای علاقمندان به روانشناسی که می خواهند شروع ساده و جذاب داشته باشند و بدانند چگونه سبک زندگی اجتماعی شان بر سلامت مغز شان تاثیر میگذارد. ممنون از کتابراه!
هانی گلی🎀
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
مشکلی که این روزا خیلی بیشتر از قبل دیده میشه انزوا هست. همینکه بعد از شیوع کرونا سطح اجتماعی بودن افراد پایین اومده و مشکلات افسردگی و استرس و بیماری ها هم بیشتر شده.. همون طور که ما با خواندن کتاب های مختلف به درک و شناخت بیشتری از آدما و خودمون میرسیم، این کتاب هم ما رو از خیلی جهات از مغز می و خودمون آگاهمون کنه چیزایی رو مورد بررسی قرار میده که تا قبلش متوجه اونا نشده بودیم. مخاطبان این کتاب می تونه همه سنین رو در بر بگیره، همه افراد (از نوجوان تا... میان سال) میتونند اون رو بخونند. مخصوصا اینکه کتاب به شکل ساده و روان و قابل فهم نوشته شده. راستش با مقدمه ایی که در کتاب نوشته شده بود فکر کردم که همه مطالب کتاب رو توضیح داده و ادامه کتاب توضیحات تکراری است... اما در هر بخش کتاب مثال های جالبی گفته شده بود و پر از آزمایش و تحقیقات علمی و آموزشی جالبی بود که واقعا خیلی هاشو نمی دونستم و جالب بود برام. من از دیدن بعضی جملات و مطالب تکراری در متن، خسته میشدم؛ اما فکر کنم هدف نویسنده تاکید و مهم بودن مطالب بوده باشه.
N
۱۴۰۵/۰۵/۱۲
در این زمانه معاشرت ها شیوه ی متفاوتی را اتخاذ کرده است به جای گفت و گوهای رو در رو و همدلی، معاشرت در شبکه های مجازی رونق فراوان گرفته که اگر از ایموجی استفاده نشود حس و حال پیام فرستنده نسبتا مشخص نیست. بن راین در کتاب مغز رفیق باز مفاهیم پیچیده را با زبانی ساده و روان بیان می کند. نکته قابل توجه وجود مثال های فراوان در متن کتاب و هماهنگی آن با زندگی روزمره دارد. تنها مشکل این نوع کتاب ها تکرار مطالب هست. در علوم روانشناسی به این نکته بسیار اهمیت می دهند که تنهایی عامل بسیاری از مشکلات هست که بروز آن در انسان ها باعث انواع اتفاقات می شود. مثلا وقتی فردی واقعا تنهاست خب با قرار گرفتن در جمع، مهمانیرفتن، مراوده با دوستان و آشنایان یا انجام کارها در جامعه این حس کمی برطرف می شود اما وقتی فرد خود دچار این مشکل می شود که دیگر بودن در جامعه مشکل تنهایی اش را برطرف نمی کند گویی در تک تک سلول هایش احساس انزوا می کند. بروز این پدیده مشکلات زیادی را ایجاد می کند. بن راین نکته مهمی را گوشزد می کند مغز به تنهایی از پس این مشکل بر می آید، خود گونه ای ساماندهی شده است که بتواند از پس تنهایی برآید. مسئله ای که در این کتاب باید بدان توجه شود که بالاتر هم توضیح دادم تکرار عبارات در ان است که آن هم شاید بخاطر ترجمه از یک زبان دیگر باشد که مشابه آن عبارت را ما در زبان خود نداریم. به نظر من اگر جملات کتاب و تمارین آن به بهترین شکل و با آرامش انجام شود می تواند نتیجه مطلوب را به ثمر رساند. لکن باید در نظر داشت که خواندن و تمام کردن یک کتاب مسئله اصلی نیست بلکه راهبرد اصلی این است که یک مطلب برای ما کاملا نهادینه شود تا سبب شود کاربرد خوبی در پی داشته باشد. این کتاب را به همه دوستانم پیشنهاد میکنم
TIRAMISU
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
به عنوان کسی که خیلی روابط محدودی داره، با خوندن این کتاب ترسیدم!! چون زیادی از اهمیت روابط میگفت. اولا میخوام این مورد رو اضافه کنم، درسته که روابط مهمه اما حواستون باشه با چه ادمهایی، وارد چه روابطی میشین. هرکسی این لیاقت رو نداره که وارد دایره اطرافیانتون بشه، درسته با خوندن این کتاب ممکنه فکر و کنین منزوی بودن یا تنهایی رو ترجیح دادن ممکنه خطرناک باشه اما قطعا وجود آدمهای بی ارزش تو زندگی خسران خطر بیشتری داره. (لازم دیدم حتما این موضوع رو مجددا تاکید کنم) ولی بطور کلی مغز رفیق باز از اون کتاب هاییه که باعث میشه به روابط آدم ها از یه زاویه کاملاً متفاوت نگاه کنی. بن راین با زبانی ساده و بدون اینکه زیادی وارد اصطلاحات پیچیده علمی بشه، توضیح میده چرا مغز ما برای ارتباط با بقیه آدم ها ساخته شده و تنهایی فقط یه حس بد نیست، بلکه روی سلامت جسم و روانمون هم اثر می ذاره. چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد این بود که نویسنده فقط به گفتن نتایج تحقیقات اکتفا نمی کنه؛ برای هر موضوع مثال های واقعی و داستان های جالب میاره و همین باعث میشه مطالب خشک و خسته کننده نشن. البته بعضی بخش ها حس می کنی کمی تکراریه و می شد خلاصه تر نوشته بشه، ولی در کل روند کتاب جذابه و آدم رو تا آخر همراه خودش نگه می داره. اگه به عصب شناسی، روان شناسی یا شناخت رفتار آدم ها علاقه داشته باشی، احتمالاً از خوندنش لذت می بری. این کتاب قرار نیست معجزه کنه یا نسخه ای برای بهتر زندگی کردن بده، اما کمک می کنه بفهمی چرا داشتن رابطه های سالم و صمیمی برای مغز و کیفیت زندگیمون این قدر مهمه. به نظرم ارزش خوندن داره، مخصوصاً برای کسایی که دوست دارن پشت رفتارهای اجتماعی آدم ها رو از دید علم بشناسن.
Saeed
۱۴۰۵/۰۴/۱۸
راستش من اولش به خاطر اسم جذابش این کتاب رو خوندم، فکر کردم یه کتاب خودیاری معمولیه با کلی نصیحت تکراری. اما وقتی خوندمش، دیدم خیلی عمیق تر از چیزیه که انتظار داشتم. نکته ای که برام خیلی جالب بود، این بود که نویسنده به ما ثابت می کنه که نیاز به ارتباط، فقط یه ضعف روحی یا احساسی نیست؛ بلکه ریشه اش و به ساختار فیزیکی مغز ما برمی گرده. یعنی تنهایی واقعاً می تونه مثل یه بیماری جسمی به سلول های مغز آسیب بزنه. این برام ترسناک در عین حال روشن کننده بود. یک چیزی که خیلی دوست داشتم، مثال های عینی و روزمره اش بود. مثلاً توضیح می داد که چرا بعد از یه مکالمه ی خوب با یه رفیق، احساس سبکی می کنیم یا چرا تو محیط کار، رابطه ی گرم با همکارا بیشتر از یه قهوه ی خوب به ما انرژی می ده. خیلی ملموس حرف می زد. اما یه جایی از کتاب، حالم رو گرفت. اونجا که توضیح می داد شبکه های اجتماعی چطور مغز ما رو گول می زنند و ما رو به توهم ارتباط می اندازند، در حالی که عمق واقعی رو ندارند. چند روز بعد از خوندنش، واقعاً با خودم فکر کردم که چند وقت یه بار با یه دوست صمیمی تماس گرفته ام یا چند بار صرفاً چت کردم و فکر کردم این یعنی ارتباط دارم! این بخش برام تلخ بود ولی خیلی به جا. تنها ایرادی که گرفتم، این بود که اواخر کتاب، یه کمی مطالب تکراری شد. انگار نویسنده می خواست حرفش رو حسابی به کله مون فرو کنه و چند بار یه حرف رو با مثال های مختلف زد. ولی خب، شاید برای کسی که واقعاً تنهایی رو تجربه کرده، همین تکرار هم لازم باشه. در نهایت، این کتاب رو به همه کسایی که احساس می کنند تو دنیای شلوغ امروز گم شدن، توصیه می کنم. نه اینکه جواب همه ی مشکلات رو بده، اما یه آینه می ذاره جلوی آدم که نشون بده چقدر برای بقیه ساخته شدیم
امیرحسین فروتن
۱۴۰۵/۰۳/۳۰
به نظر من این کتاب حرف جالبی داره و می خواد بگه که مغز انسان برای تنها بودن ساخته نشده و ارتباط با بقیه آدما برای سلامتی جسم و روح خیلی مهمه. بن راین با مثالای مختلف توضیح می ده که دوستی، گفت وگو و حتی معاشرتای ساده روزمره روی مغز و احساسات ما تأثیر مثبت می ذارن. نقطه قوت کتاب اینه که مطالب علمی رو خیلی پیچیده نکرده و تا حد زیادی روان و قابل فهم نوشته شده.. البته بعضی جاهای کتاب کمی تکراری می شه، نویسنده بیش از حد روی اهمیت روابط اجتماعی تأکید می کنه؛ تا حدی که ممکنه خواننده فکر کنه همه مشکلات زندگیش فقط با معاشرت بیشتر حل می شه. در مجموع، «مغز رفیق باز» کتاب خوبیه. شاید یه شاهکار نباشه، اما حرفای مفیدی داره و می تونه باعث شه بیشتر قدر خونواده، دوستان و روابط رو بدونیم.
سید علی خرمی
۱۴۰۵/۰۵/۰۱
به نظرم این کتاب موضوعی را انتخاب کرده که این روزها برای خیلی از آدم ها مهم است. چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد این بود که نویسنده فقط درباره تنهایی یا روابط اجتماعی حرف نمی زند، بلکه سعی می کند توضیح بدهد مغز انسان چه نقشی در این موضوع دارد و چرا ارتباط با دیگران تا این حد برای ما مهم است. موقع حس خواندن کتاب چند بار کردم به رفتارهای روزمره خودم از زاویه دیگری نگاه می کنم. به نظرم اگر به کتاب های علمی علاقه داشته باشید که مطالبشان را با زبان قابل فهم توضیح می دهند، احتمالاً از خواندن این کتاب هم لذت می برید و بعضی از نکته هایش تا مدت ها در ذهنتان می ماند.
مریم کریمی
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
کتاب فوق نکته های بسیار مهم و امروزی رو یاد آوری میکنه، یکی این که حتی وقتی کنار همیم، اگر حواسمون نباشه، از لذت و عمق رابطه هامون کم می شه و احساس تنهایی بیشتری میکنیمبا مثال های ساده نشون می ده که فقط کنار هم بودن کافی نیست و باید آگاهانه گفت وگوی واقعی و صمیمی شکل بگیره. در کل، کتاب دید خوبی تا میده روابط مونو رو بهتر مدیریت کنیم و کیفیت ارتباط هامون با خانواده و دوستامون رو بالا ببریم؛ موضوعی که برای دنیای امروز خیلی لازم و کاربردیه
حسام قدومی زاده
۱۴۰۵/۰۵/۱۶
این کتاب یکم تخصصی هست به نظر من و در کنار تخصصی بودن جذاب هم هست. از بعد علوم و اعصاب میخواد بگه که مغز انسان برای دوستی و سرگرمی و یا همیشه احساس خوب داشتن طراحی نشده مغز رو همه بدن تاثیر میزاره فرمان میده کنترل میکنه. یه بخشی هم به زبان ساده علم اعصاب رو بیان میکنه با مشکلات و مسائل روزمرده تو فرد. یه بخش هایی مسائل رو ساده کرده و به مخاطب اینو میرسون که چرا ادم همش دنبال دوست و صمیمیت هست و ارتباط گرفتن چقدر نیاز ادمی هست.
Sajjad Soltani
۱۴۰۵/۰۲/۲۲
کتابی بسیار جالب و با محتوا بود برای من. نوسینده تو این کتاب اومده با استفاده از علوم اعصاب که خودش تحصیل کرده در اون رشته، بهمون توضیح میده که مغز چرا به انواع رابطه های اجتماعی، عاطفی، دوستی یا حتی رابطه با حیوانات مثل سگ نیاز داره و با مثال های متعدد و آزمایش هایی که انجام شده میگه که چقدر این و رابطه ها برامون مفید ضروریه. کتابی که میتونه برای کسایی که گارد شدیدی در رابطه با بقیه دارند کمک کنه و باعث بشه راهی برای ارتباط بیشتر با بقیه پیدا کنند
افسانه فخرایی
۱۴۰۵/۰۵/۱۵
نقد کتاب: این کتاب ارزشمند با رویکرد علم مغز واعصاب به ما می آموزد که تعاملات اجتماعی یک فنومن مفید برای مغز است واگر انزواطلبی وتنهای ها بیشتر شود رویکرد مغزمان کاهش می یابد. مغز ما برای ارتباط ساخته شده است، تنهایی یک نقص شخصیتی نیست، بلکه هشداری زیستی است که ما را به سوی دیگران فرا می خواند... نقطه قوت کتاب اینه که مباحث علمی مربوط به عصب شناسی کتاب را با زبان ساده و قابل فهم بیان میکند.
فاطمه زهرا نادری
۱۴۰۵/۰۵/۱۱
آقای راین با ارائه راهکارهایی به خواننده کمک میکند که در برقراری روابط اجتماعی تعادل داشته باشد، ایشان ترس از طرد شدن را عامل انزوا می داند کاملا موافقم، درواقع ما نمی توانیم ذات خود را که اجتماعی است تغییر دهیم پس چرا بعضی ها تنهایی را ترجیح می دهند چون ترسی، یا تجربه ای تلخ داشتند. البته نقدی دارم که مغزما همان روح مانیست توضیحش ممکنه طولانی بشه، دوستان مکتب فکری اسلام رو هم مطالعه کنند
سحر سلیمی
۱۴۰۵/۰۴/۳۰
خیلی متن روانی داره و در کل موضوع جذابی داره. لذت بردم. کتاب درباره اهمیت داشتن ارتباط اجتماعی برای ما هست. همون طور که طی سال ها ما تکامل پیدا کردیم که کنار هم باشیم و مغز ما تنها عضوی از بدن ماست که احساس تنهایی میکنه. این کتاب به مضرات تنهایی به صورت علمی و با اشاره به تحقیقات انجام شده با لحن روان و بسیار جذاب میپردازه. به هیچ وجه آدم رو خسته یا زده نمیکنه.
دیدن همه 95 نقد و نظر کتاب مغز رفیق باز...
👋 سوالی دارید؟