کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم اثری پژوهشی است از هاشم رضی، برآمده از گردآوری مقالهها و نوشتههای بلند و کوتاهی که نگارنده در طی سالها به رشتهی تحریر درآورده است؛ کتابی در خصوص نگاه تفکر آریایی به مرگ، جایگاه این واقعه در ادیان آریایی و اساطیری که در خصوص زندگی پس از مرگِ انسان در ادیان و باورهای کهن ایرانی و هندی نقل شده است.
دربارهی کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم
به درازای زمانی که انسان بر زمین زیسته، مسئلهی مرگ و مرگاندیشی در ضمیر و سگال او زنده و حاضر بوده است. این را به جرئت میتوان به تمام اقوام و ملل نسبت داد و با اطمینان گفت که فرهنگی را نمییابید که اندیشه و یاد مرگ در میان برجستهترین مسائل و موضوعات ذهنیشان جلوهنمایی نکرده باشد. حتی آنانی که [بهویژه] در دهههای اخیر تلاش بر بیتوجهی به مرگ و پس از مرگ دارند نیز به موجب همین تلاش بر غفلت، گویی پیوسته بانگی بیصدا میزنند بر وقوف خود به مرگ و پیچیدگیها و ناشناختههای پیامدهای پس از آن؛ هرچند از پذیرش آن در زبان و گفتار خودداری کنند.
کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم، نوشتهای از هاشم رضی را ضمن این پیشزمینه حائز اهمیت برمیشماریم که اندیشهی ایرانی نیز از قاعدهی یادشده مستثنا نبوده و مسئلهی مرگ، پیوسته از اساسیترین مضامین تشکیلدهندهی این ساختمان فکری به شمار آمده است؛ و این واقعیت را نه صرفا از مسیر آثار و نوشتهها، که از خلال بررسی زبانشناختی نیز میتوانیم دریابیم.
در تشریح واژهی مَرد یا مردم (توجه داشته باشید در زبان ایرانی، مرد به معنای عامِ انسان نیز به کار برده میشود؛ نه صرفا جنس مذکر) درمییابیم که این واژه همریشه است با مُردن. به بیانی دیگر، گویا ایرانیان هزارههای پیشین وجه مشخصهی اصلی انسان را در میرایی او دانستهاند و همین سبب، نامگذاری چنین واژهای منطقی مینماید. اینکه واژهی دلالتگر بر انسان، که معادلی کهن و ریشهدار در هزارههای دور است، بر محتوم به مرگ بودن این موجود اشاره دارد، خودْ گواهی است بر پیشینهی طولانی و دیرینگی مرگاندیشی در انگارههای آریاییان.
اما از سویی میدانیم که آریاییان در طی هزاران سال تاریخشان اشکال و انحاء گوناگونی از معاش اجتماعی را به خود گرفته و دسته و گروههای مختلفی شکل دادند، بهنحوی که دیری ایرانیان و هندیان با یکدیگر زیسته و سپس از هم دور گشتند و پس از آن نیز تیرهی سکایان از فلات مرکزی ایران جدا شدند. این تغییرات در ترکیب فرهنگی و دگرگونی در بافت جمعیتی، به یک تکثر فرهنگی در درون جمعیت آریایی منجر گردید؛ قوم بزرگی که هر گروه از آنان و در هر سو دین و کیش منحصر به خود پیش گرفت و در عین شباهت کلی در بنیانها، در جزئیات با هم تفاوتها داشتند. بنابراین پژوهش پیرامون مرگ و باورهای پس از مرگ، در نگاه ایرانیان باستان، نیازمند بررسی مدون و طبقهبندیشدهای است.
کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم، چنین جستاری است از هاشم رضی؛ که در باورهای مربوط به مرگ و زندگی پس از آن در میان تمام شاخههای دینی و جغرافیایی مختلف آریاییان قدیم غور کرده و از خلال متون دینی و حافظهی تاریخی، که رسوم و آیینهای بازماندگان متوفا را شرح مینماید، به کنه باور آریاییها از ایرانیانِ فلات مرکزی تا هندیان در شرق، نفوذ کرده است.
سرنخهای مکتوب از نگرگاه ایرانیان به مسئلهی مرگ
در آثار دینی آریاییها، خواه نوشتهها و نسکهای اصلی و دست اول چون اوستای ایرانی و وداهای هندی، و خواه در زندها و شرحهایی که در سدههای بعد بر آن کتب نوشته شده است، گزارشهایی اسطورهوار از آنچه که هنگام مرگ و پس از آن بر سر مردمان میآید، آمده است.
هاشم رضی در کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم، ابتدا سفری به هند و ایرانِ دوران پیشازرتشتی آغاز کرده و از باورهای کیشهای بسیار کهن آریایی نسبت به مرگ و حواشی و مراحل آن میگوید. روزگاری که خدایان هولناکی چون ویو، ورثرغنه و اَستوویذُتو، جان مردمان را ستانده و آنها را رهسپار جهان مردگان میکنند. همچنین در ادامهی کتاب، ضمن نگاه به نخستین جرقههای پیدایش مفاهیمی چون ثواب و گناه، که پاداش و عقاب در زندگی اخروی را در پیش دارند، وارد مرحلهای نو از دینهای آریایی میشویم که سازوکاری پیچیدهتر پیرامون مسئلهی مرگ را ترسیم مینماید. و پس از آن، در ادامهی بحثها و فصلهای مبسوط کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم، مرگ از نقطهنظر کیش مهرپرستی و زرتشتی، بررسی و با نگاه به متنها و سنگنبشتهها، این مفهوم واکاوی میشود.
کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم اثری است از هاشم رضی و توسط انتشارات بهجت به چاپ رسیده است.
کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم برای شما مناسب است اگر
- به پژوهش در خصوص ادیان کهن آریایی علاقه دارید.
- دوستدار آشنایی با زرتشت و تفکرات زرتشتی هستید.
- علاقهمند به تاریخ ایران باستان هستید.
- به آشنایی با مباحث معاد و مرگ در ادیان مردمان هندوایرانی علاقه دارید.
در بخشی از کتاب معاد و آخرت شناسی در مذاهب و ادیان ایران قدیم: اقوام هندوایرانی میخوانیم
پل چینوت [چینوَتْ - پرتو Cinvat Peretu] در اوستا از دیدگاه بحث و تحقیق، مبحثی بسیار شایان توجه است و خواه و ناخواه شامل گزارش و شرح و پژوهش در موضوعهایی چون بهشت و دوزخ و برزخ و همچنین رستاخیز یا معاد میشود، چون از این پل است که ارواح بایستی بگذرند. سرنوشت ارواح در جهان پسین، در ضمن گذر از این پل است که تعیین میشود. ارواح نیکان به آسانی و آسودگی از آن میگذرند و به بهشت وارد میشوند. ارواح زشت کرداران در عبور از آن درمانده شده و به دوزخ وارد میشوند. ارواحی که کردار نیک و بدشان یکسان باشد، در برزخ از این پل منتقل میشوند. به همین جهت مبحثها و شروح گسترده اصلی در این چهار موضوع، یک جا نقل میشود نخست از چینوت پل و پس از آن به ترتیب از بهشت، برزخ و دوزخ، و از آن پس درباره مسایل عام در این زمینه گفتوگو میشود.
در گاثاها، چند بار از پل چینوت یاد شده است. چنانکه اشاره شد، این پل راهگذری است که ارواح از آن بایستی بگذرند و به بهشت یا دوزخ وارد شوند. مفهوم این معنا از آیین مَزْدَیَسْنا به میان یهودیان راه یافت و توسط یهودیان به نام پل صراط وارد دین مذاهب و معتقدات اقوام دیگر شد که دربارهشان پژوهشی در پی است. در پهلوی چینوت Cinvat پل یا چینور پل Cinevar و در فارسی چِنوَد پل یا چینود پل شده است. اما در فرهنگهای فارسی به اشکالی دیگری نیز ضبط شده که محل اعتبار نیست. این نام در اوستا اغلب باکلمۀ پِرِتو Peretu همراه است و همانست که در فارسی پل میگوییم.
بله




















