کتاب نظریه چهار بعدی نیازها و انگیزش نوشتهی غلامحسین زمانی با تمرکز بر دو مفهوم نیاز و انگیزش، راهی برای رسیدن به خودشناسی مطرح میکند. نویسنده در این کتاب به منظور طرح مفاهیم مورد نظر، بر آرای متفکران ایرانی و مسلمان تکیه کرده است.
دربارهی کتاب نظریه چهار بعدی نیازها و انگیزش
نیاز و انگیزه از مفاهیم مهم و کلیدی در علم روانشناسی است که کاربرد گستردهای در علوم تربیتی، مدیریت و رفتار سازمانی، علوم اجتماعی، اقتصادی، تجارت و توسعه دارد. با توجه به این کاربرد وسیع، غلامحسین زمانی در کتاب نظریه چهار بعدی نیازها و انگیزش دربارهی دو مفهوم نظریهپردازی کرده و تلاش میکند تا این مفاهیم را از بطن آموزههای دینی و قرآنی ارائه کند.
غلامحسین زمانی در کتاب نظریه چهار بعدی نیازها و انگیزش، انگیزه انسانی را به چهار بعد زیستی، هویتی، کامرانی و آرمانی تقسیم میکند. او از یکسو، به نظرات اندیشمندان غربی چون آبراهام مازلو، دربارهی مفاهیم نیاز و انگیزش میپردازد و از دیگر سو، گفتههای متفکران ایرانی و مسلمان چون شهید مطهری، علامه جعفری یا علامه طباطبایی را پیرامون این مفاهیم میکاود. نویسنده در این بخش، به آیات قرآن و احادیث استناد میکند تا بتواند به شناخت کاملی از انسان و انگیزههای وی در ابعاد گوناگون دست یابد.
کتاب نظریه چهار بعدی نیازها و انگیزش در پنج فصل مباحث نظری را با تجربههای میدانی همراه کرده تا کارکرد نظریه چهار بعدی را در عمل و کاربرد نشان دهد. این کتاب به همت انتشارات مرجع علم به چاپ رسیده است.
کتاب نظریه چهار بعدی نیازها و انگیزش برای شما مناسب است اگر
- علاقهمندید با مفاهیم روانشناسی از نگاه اندیشمندان مسلمان آشنا شوید.
- نگاه روانشناختی به آموزههای دینی و قرآنی را میپسندید و دوست دارید در این زمینه مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب نظریه چهار بعدی نیازها و انگیزش میخوانیم
هر شیء و عاملی که در انسان اثر بگذارد و در او انگیزه دگرگونی یا نوعی رفتار را به وجود آورد، محرک نامیده میشود. محرکهایی که منشأ بیرونی دارند از قبیل نور، صوت، غذا، رنگ و بوی گلها، سرما، گرما و جز اینها میباشند؛ اما محرکهایی که منشأ درونی دارند از نظامهای شناختی و احساسی انسان بروز میکند؛ مانند تجربیات و سوابق موضوع در ذهن فرد که با احساس نیاز به فکر رفع آن برآمده و با مراجعه به حافظه به مواردی برخورد میکند که محرک انجام رفتار میشود.
همان گونه که قبلاً اشاره شد، محرک شرط کافی بروز رفتار میباشد؛ در مقابل نیاز که شرط لازم است. محرکها یا مثبت هستند یا منفی. محرکهای مثبت آنهایی هستند که موجب بروز رفتاری لذتبخش و ارضاکننده باشند و محرکهای منفی آنهایی هستند که موجب میشود فرد از انجام رفتاری که رنج و المزا هستند، خودداری کند.
بله






















