هنگامی که در دریای عمیق و سیاه اندوه و فقدان غوطهور شدهایم، میتوانیم دو چیز را انتخاب کنیم: فرورفتن در گرداب یا تلاش برای بیرون آمدن از آن. کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم برای کسانی است که میخواهند خودشان را از گرداب سوگ بیرون بیاورند. مگان دیواین بهعنوان یکی از متخصصان مطرح در زمینهی درمان سوگ در این کتاب قرار است ما را با مهارتهایی برای تعامل با زخمهای ناشی از سوگ و گام برداشتن به سمت بهبودی آشنا کند.
دربارهی کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم
کنار آمدن با صدای ساعت در صبحی که او دیگر نیست و هیچگاه نخواهد بود، کار راحتی نیست. احساساتتان ممکن است آنقدر سنگین باشد که بسیار فراموشکار شوید. اما نمیتوان همیشه این عواطف را نادیده گرفت. در کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم (How to Carry What Can't Be Fixed: A Journal for Grief) میخواهیم با این احساسات شدید روبهرو شویم و راهی برای ادامهی زندگی پس از آن پیدا کنیم.
مرگ، حتمیترین اتفاقی است که در زندگی هر موجود زندهای دیر یا زود اتفاق میافتد، اما ما زندگان، زمانی که به گودال خالی و تیرهی قلبمان نگاه میکنیم ، باید چه راهی را برای ادامهی زندگی با این شرایط انتخاب کنیم؟ خیرهشدن به حفرهای خالی، گریهای که بنا دارد، هیچگاه تمام نشود و رنجی که فکر میکنیم هیچگاه نمیتواند ذرهای التیام بیابد. اما این اتمام همه چیز نیست! کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم راهنمایی همدلانه و درعینحال تخصصی است، برای کسانی که امید دارند، میتوان پس از گذراندن تجربهی سوگ بار دیگر به زندگی همراه با شادی، ادامه دهند.

مگان دیواین (Megan Devine) نویسندهی کتاب محبوب «ایرادی ندارد اگر حالت خوش نیست»، این بار از آموزههای موجود در آن کتاب برای نوشتن کتابی دیگر با موضوعی مشابه استفاده کرده است که تفاوتش در داشتن تمرینات عملی و نوشتاری بیشتر و تاکید بر روبهرو شدن و پذیرش غم به جای پیدا کردن راهکاری سریع است. بهدوراز کلیشههای موجود دربارهی داشتن زمانی دقیق یا روشی یکسان برای بیرون آمدن از سوگ، او نقشهی راهی برای بقا پس از تجربهی ازدستدادن به شما میدهد و مشفقانه این مسئله را تأیید میکند که غم و اندوه واکنشی طبیعی و معتبر به چالشهای عمیق زندگی است. او با اتخاذ کردن رویکردی همدلانه و عملی به شما ابزارهایی را معرفی میکند تا بتوانید در این روزهای سخت مراقب خود باشید و بتوانید از حمایتهای اجتماعی برای التیام زخمهایتان استفاده کنید. از نظر او، غم و اندوه نمیتواند بهصورت همیشگی درمان شود؛ اما خوانندگانش را تشویق میکند تا درد خود را محترم شمرده و راههایی برای التیام آن انتخاب کنند.
یکی از مسائلی که در این کتاب بیش از هر چیز دیگری گرامی داشته میشود، طبیعت غیرخطی و منحصربهفرد اندوه هر فرد است. هر کسی برای کنار آمدن با آنچه از سر گذرانده است، راهی متفاوت را برخواهد گزید و چهبسا اندوه میتواند، قدرت خلقکردن و تحولآفرین بودن را به صاحب خود ببخشد. نویدی که مگان دیواین به تجربهکنندگان سوگ میدهد، این است که باوجودآنکه نمیتوان این درد را از زندگی حذف کرد؛ اما میتوان با راههایی انعطاف بیشتری در زندگی پیدا کرد که در نوع خود آبستن شروعی دوباره و دستاوردهای ارزشمندی است.
کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم با ترجمهی محمدرضا صامتی در انتشارات سفیر قلم به چاپ رسیده است.
کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام کسانی که با تجربهی سوگ دست و پنجه نرم میکنند، میتواند راهنمایی دلسوزانه برای بیرون آمدن از وضعیتی غمبار تلقی شود. همچنین روانشناسان و مددکاران اجتماعی میتوانند از رویکرد و راهکارهای موجود در این کتاب، برای بهبودی حال مراجعانشان استفاده کنند.
در بخشی از کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم: ژورنالی برای سوگ و اندوه میخوانیم
تمام احساسات در پاسخ به چیزی شکل میگیرند. خشم پاسخی به احساس بیعدالتی است. در چنین شرایطی، به این شکل میشود که اهمیتی ندارد که «انصاف» منطقی است یا نه. یا اینکه دلیلی برای اتفاقی که رخ داده وجود داشته باشد.
البته که خشمگین هستی: هر اتفاقی که افتاده، ناعادلانه است و بهنظر منصفانه نیست. مطمئناً از چیزهای عجیب و غریب و غیرمفیدی که مردم میگویند، عصبانی هستی. اینکه آنها «نیت خیر» دارند به این معنی نیست که کلمات آنها نباید تو را آزار دهد.
وقتی به خودت اجازه میدهی خشمت را ابراز کنی، صرفاً انرژی است، اطلاعات است. در برخی موارد، خشم به تو انرژی میدهد تا با آنچه که مال توست روبرو شوی. این به یک عشق محافظتی شدید برای خودت و کسی که از دستش دادهای تبدیل میشود. وقتی به خشم احترام میگذاری و به آن فضا میدهی، داستان عشق و ارتباط و اشتیاق را برایت روایت میکند. هیچ مشکلی در این مورد وجود ندارد.
وقتی خشم را سرکوب و خاموش میکنیم، هم حقیقت و هم زندهدلی خود را سرکوب میکنیم تندخویی خودمان را نسبت به خود و کسانی که به آنها اهمیت میدهیم، سرکوب میکنیم. مواجهه با خشم خود، احترام گذاشتن به آن، فضا دادن به آن همهی این چیزها رفتارهای سالمی هستند. به احساس بیعدالتی و خشم خود صدایی برای حرف زدن ببخش. با آن ارتباط برقرار و تخلیهاش کن. این خشم بخشی از توست و سزاوار فضایی که در آن وجود داشته باشد.
بله




























