کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز به قلم دیوید ایگلمن، کتابی است که خواننده را به اعماق خودآگاه و ناخودآگاه ذهن میبرد. دیوید ایگلمن، عصبشناس آمریکایی، معتقد است فعالیتهایی که مغز انجام میدهد تا حد زیادی برای بخش خودآگاه قابل دسترس نیست. نویسنده در این کتاب به خوانندگانش کمک میکند تا دربارهی بخش ناخودآگاه ذهن بیاموزند و جواب معماهایی مثل این که چرا فردی دست به ارتکاب جرم یا قتل میزند یا چرا به دنبال باورهای مذهبی میرود، پیدا کنند.
دربارهی کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز
کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز یکی از کتابهای غیرداستانی در زمینهی عصبشناسی است که محبوبیت بسیاری میان خوانندگان عام و خاص پیدا کرده و همچنین توانسته در سال 2011 نامزد جایزهی گودریدز بهترین اثر غیرداستانی بشود. این کتاب شاید تخصصی باشد، ولی دیوید ایگلمن آن را طوری نوشته که طیف گستردهای از افراد میتوانند بیدردسر آن را بخوانند و چیزی یاد بگیرند. دیوید ایگلمن (David Eagleman) در این کتاب پرسشی بنیادین مطرح میکند که اگر ذهن خودآگاه مانند نوک کوه یخ شناور باشد، وظیفهی مابقی این کوه چیست. او سپس به فروید رجوع میکند که سه سطح از ذهن (هشیار، نیمه هشیار و ناهشیار) را به کوه یخ شناور تشبیه میکند که ذهن هشیار میشود قلهی این کوه که بیرون از آب است و میتوان آن را دید. دیوید ایگملن بر این باور است که بیشتر آنچه در مغز صورت میگیرد، از دسترس خودآگاه خارج است و درواقع به بخشهایی از این کوه مرتبط است که در زیر آب قرار دارد و دیدن آن ممکن نیست.
نویسندهی کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز (Incognito: The Secret Lives of the Brain) با استفاده از مشاهدات شخصیِ خودش و آوردن مثالهایی ملموس، به یافتن پاسخهای اصلی و فرعی پرسشهایی را که در هر فصل عنوان میکند، میپردازد. اکثر نمونههایی که دیوید ایگلمن میآورد، مواردی است که رفتار فرد در آن در نتیجهی آسیب مغزی دچار یکسری تغییرات مشهود شده است. ایگلمن به بررسی مغز ناهشیار میپردازد تا رمزورازی را که در پس این ناشناخته هست، آشکار کند.

پربیراه نیست اگر بگوییم که تکبهتک فصلهای کتاب را میتوان بهصورت جداگانه در قالب یک کتاب واحد کاملاً مبسوط و بههمان اندازه پرمغز ارائه داد. اما ایگلمن چنان هوشمندانه همراه با قصههایی که در هر فصل آورده، ذهن خواننده را با مسئله و چالشهای تازهای درگیر میکند که به مباحث فصلهای قبلش هم بیربط نیستند. دیوید ایگلمن در پاراگراف ابتدایی فصل نخست کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز توصیهای جالب میکند و از خوانندهاش میخواهد تا روبهروی آیینه بایستد و خوب و بادقت به چهرهاش نگاه کند؛ نویسنده با این کار تلاش دارد تا با ظرافتی همانند ظرافت و زیرکی هنرمندان، ذهن مخاطب را از سمت روساخت، بهسمت زیرساختی ببرد که از دسترس او خارج است. خواننده با انجام این پیشنهاد از سوی نویسنده، از دنیای بیرون بهسمت دنیایی نهان و دور از دسترس گذر میکند و نهایتاً با پیوند بین این دو دنیا مواجه خواهد شد. دنیاهایی که هرچند آشکار و نهان، مملو از اسراری است که هر کنج و گوشهای از آنها ماجرا و داستان خودش را دارد. دیوید ایگلمن با این ترفند، زبردستانه دست خواننده را میگیرد و پابهپا تا شروع موضوع اصلی میبرد.
دیوید ایگلمن جایی در کتابش، ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز، این پرسش را مطرح میکند که وقتی فرد از دست خودش عصبانی میشود، دقیقاً از دست چه کسی عصبانی است؟ چرا توماس ادیسون یک فیل به اسم تاپسی را با جریان برق کٌشت؟ مل گیبسون، بازیگر خوشآوازهی هالیوودی، زمانی که مست است و رفتار یهودستیزانه دارد، و مل گیبسون هشیاری که بهخاطر همین رفتار ضد یهودیاش مغذرتخواهی میکند، کدامشان واقعی است؟ دیوید ایگلمن در این کتاب با زیرکی هرچه تمامتر میکوشد تا با پاسخ به این پرسشها، بخش خودآگاه و ناخودآگاه ذهن را کاوش کند. او با طرح چنین سوالاتی ذهن خواننده را به چالش میکشد و به این طریق ما را با خودمان آشنا میکند.
نکوداشتهای کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز
- نمونهای بارز از یک کتاب درخشان با فهمی آسان در حوزهی علوم. (Independent on Sunday)
- کتابی خوشخوان از نویسندهای باهوش برای خوانندگان باهوش... این کتاب نسل جدید را جذب خودش میکند تا دربارهی ناخودآگاهشان تعمق کنند. (New Scientist)
- متنی رویایی... واقعاً نمیتوانستم صبر کنم تا به دیگران بگویم که چه مطالبی را در این کتاب خواندم. (برایان کِلگ - Popular Science)
- شما نکات حیرتآور و مهمی را از کتاب ناشناخته خواهید آموخت. (Guardian)
- شاعرانه، بیادعا، همواره اقناع کننده. (Sunday Telegraph)
- ایگلمن در امتحان مواردی که غیرقابل آزمایش هستند استعداد دارد؛ نیز برای آزمودن عقایدی بهظاهر ناقص و استفاده از همین عقاید برای چهارمیخ کردن چیزهایی که در ضمیر خودآگاه نمیمانند. (The New York Times)
کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز برای چه کسانی مناسب است؟
اگر دربند مطالعات علمی و روانشناسی و شیفتهی واکاوی مغز بشر هستید، این کتاب بیبروبرگرد برای شما به رشتهی تحریر درآمده است.
در بخشی از کتاب ناشناخته: زندگی اسرارآمیز مغز میخوانیم
در همان زمان که چارلز داروین کتاب تکاملی خود با نام خاستگاه گونهها را منتشر میکرد، پسری سه ساله از موراویا همراه با خانوادهاش به وین نقل مکان میکرد. این پسر، یعنی زیگموند فروید، با جهانبینی داروینی جدیدی بزرگ میشد که بر اساس آن، انسان هیچ تفاوتی با دیگر اَشکال زندگی نداشت و ساختمان پیچیده رفتار انسان میتوانست کانون توجه علمی باشد.
فروید جوان به دانشکده پزشکی رفت و در آن جا توجهش بیشتر جلب پژوهشهای علمی شد تا برنامههای بالینی. او تخصص خود را در عصبشناسی گرفت و بهزودی کار طبابت خود را در درمان اختلالات روانی آغاز کرد. فروید با معاینه دقیق بیمارانش به این گمان رسید که انواع رفتار انسانها تنها با توجه به فرآیندهای ذهنی غیر قابل مشاهده، یا ماشینآلاتی که در پشت صحنه همه چیز قرار دارند، قابل توضیح است. فروید متوجه شد که مشخص نیست چه چیزی در ذهن هوشیار اغلب بیماران، رفتار آنها را هدایت میکند و بنابراین، با توجه به این دیدگاه جدید و ماشینمانند در مورد مغز، به این نتیجه رسید که باید عللی اساسی و زیربنایی وجود داشته باشد که خارج از دسترس هستند. در این دیدگاه جدید، ذهن با بخش هوشیاری که با آن آشنا هستیم، یکی تلقی نمیشود؛ بلکه مانند یک کوه یخ شناور است که بخش عمده آن قابل مشاهده نیست.
بله

























