شایان شلیله در کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل، به موضوع بحران مدیریت در استارتاپهای ایرانی میپردازد و میکوشد راهکارهایی ارائه دهد تا مدیران به بهترین شکل تیمشان را تشکیل دهند و سازمانشان رهبری کنند. شلیله که مشاور و منتور دهها شرکت بوده، در کتابش به چالشهای اساسی مدیریت اشاره میکند، نحوهی برخورد درست با نیروی انسانی را میآموزد، از تأثیر مارکتینگ میگوید و اهمیت برند و فرهنگ سازمانی را نشان میدهد.
دربارهی کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل
استارتاپها از مهمترین پدیدههای اقتصادی چند دههی گذشته هستند. پیشرفت فناوری، تغییر سبک کار، تسهیل شدن روابط و عواملی از این دست باعث شده تا خیلیها ایدهی تشکیل شرکتهای کوچک و استارتاپ را در ذهن بپرورانند و به سمت اجرای آن بروند. با وجود اینکه مدیران این سازمانها تحصیلکرده و دنیادیدهاند و حتی سعی میکنند مدلی از شرکتهای بزرگ جهانی را عیناً پیاده سازند، ولی عموماً خیلی زود با بحرانهای بزرگی مواجه میشوند که آنها را به بنبست میرساند. اولین و مهمترین مسأله بحران نیروی انسانی است؛ اینکه کارمندان کار نمیکنند، درست کار نمیکنند یا خیلی زود استعفا میدهند و میروند. این شبیه الگویی است که دائم تکرار میشود تا جایی که شرکت مجبور است در تمام سال نیرو استخدام کند. مدیران معمولاً این موضوع را به خاطر وفادار نبودن کارمندان میدانند و معتقدند در انتخاب آنها اشتباه کردهاند. به خاطر همین به سمت سختگیری بیشتر در استخدام میروند. اما خیلی از کارشناسان دقیقاً نظری متفاوت دارند. آنها مشکل را تا حد زیادی ناشی از خود مدیر و شیوهی مدیریت او میدانند؛ اینکه در اکثر مواقع نمیتواند با کارمندش ارتباط برقرار کند و به او اهمیت بدهد و این احساس را در او ایجاد نماید که برای سازمان ارزش دارد و قدرش را میدانند. شایان شلیله، مشاور و منتور مدیران چند استارتاپ مهم ایران، از همین دست منتقدین است و اعتقاد دارد مدیر در مواجهه با چنین مشکلی باید در وهلهی اول به خود نگاه کند و بخشی از دلایل آن را در رفتار و تفکرات خود بیابد. اما چالش مدیران فقط نیروی انسانی نیست. شلیله در کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل به تعداد دیگری از این مسائل اشاره میکند و آنها را توضیح میدهد. او با زبانی ساده و روان و با مثالهایی واقعی ایدههای خود را مطرح کرده و سعی میکند راهکارهایی پیشنهاد دهد تا مدیر بر این چالشها راحتتر غلبه کند و پیش رود.

بحران نیروی انسانی سازمانها بخشی از یک بحران بزرگتر و حادتر است. این مشکل به خاطر فقدان یک سیستم درست و کارآمد به وجود میآید. در واقع وقتی سیستمی نباشد که توانایی نیروها را بسنجد و افراد شایسته را نشان دهد، یا نقشها و وظایف را نشان دهد و مانع تداخل کارها شود، یا حتی به مدیر بگوید که دقیقاً چه باید بکند و حدود دخالتش تا چه میزان است، همیشه باید منتظر بحران بود. این سازوکار و سیستم است که به سازمان هویت میدهد و کمک میکند در برابر چالشها موفق ظاهر شود. اما چطور باید به یک سیستم مؤثر دست پیدا کرد؟ شایان شلیله اعتقاد دارد گام اول برای رسیدن به این مهم، تغییر نگرش مدیر است. در واقع مدیر باید اشتباهات گذشتهاش را بپذیرد، نقش خود را در مشکلات قبول کند و در رفتارش تجدیدنظر نماید. پس از آن است که با اتخاذ راهکارهایی مناسب میتواند سازوکارهای درستی را در سازمانش شکل دهد. شلیله در کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل، پس از مرور خطاهای مدیران به همین راهکارها اشاره میکند. او در بخش اول به خصوصیات رفتاری شخص مدیر میپردازد و از ویژگیهای مثبتی صحبت میکند که باید آنها را توسعه دهد. پس از آن بحث چالشهای منابع انسانی را پیش میکشد و نکات مهمی را دراینباره گوشزد میکند. نویسنده بخش سوم کتابش را به مارکتینگ و اهمیت آن اختصاص میدهد و از این میگوید که چرا مدیر باید آن را جدی بگیرد و با تمام قدرت بهپیش ببرد. در ادامه نیز به داشتن برنامه اشاره میکند و نحوهی تشکیل تیم قوی را توضیح میدهد. در قسمت پایانی کتاب نیز به بحث فرهنگ سازمانی و برندینگ میپردازد و ایدههایی را دراینباره مطرح میکند.
کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل را انتشارات شار منتشر کرده است.
کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به مدیران شرکتها و استارتاپهای کوچک و متوسط توصیه میشود.
در بخشی از کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل: نگاهی خودمانی و متفاوت به چالشهای مدیریت در ایران میخوانیم
از تجربه شخصی خودم اگه بخوام بگم که دقیقا این طوری بوده که در خیلی از شرکتها هم دیدم. ماها شاید بیش از 99 درصد انتخابهای درستی رو در زمان استخدام افراد انجام میدیم. ولی 80 درصد انتخاب و تصمیم ما برای پایان دادن کار با یک نفر یا اخراج یک نفر از تیم همیشه اشکال داره و اون تصمیمی رو که باید سریع بگیریم نمیگیریم. تجربه شخصی من دقیقا این رو نشون میده. وقتی که دیدم کسی در تیم دیگه رشد نمیکنه یا چالش ایجاد میکنه، بارها و بارها فرصت دادم که خودش رو اصلاح کنه. یا خودش رو بهبود بده که در جایگاه جدیدی که هست بتونه نقش خودش رو درست بازی کنه.
ولی واقعیت این است که به عنوان یک مدیرعامل شما اول به اون طرف دارید خیانت میکنید بعد به بقیه تیم و بعد به خودتون. وقتی که به هر دلیل نیرویی دیگه توانایی قبلی خودش رو نداره، بهترین کار خداحافظی سریع با اون هست. وقتی کسی برای تیم چالش درست کرد. یا هر روز دردسرسازی جدیدی رو برای شما داشت، شک نکنید که زمان خداحافظی با اون شخص رسیده. هر وقت شک کردید که الان زمان درستی برای پایان همکاری هست یا نه، بدونید که چند ماه دیگه شک شما تبدیل به پشیمونی میشه. این هم پیشنهاد رک و شفاف من به شما. اما بدون که این نگاه زمانی درست است که شما تمام تلاش خودتون رو برای توسعه یک سیستمی که درست کار کنه رو انجام داده باشید. کم کاری و عدم طراحی و اجرای فرایندهای درست، مشکل شما نباشه. این تصمیم زمانی قابل دفاع است که از طرف شما همه چیز درست باشه. و شما دقیقا با فردی ناسازگار مواجه باشید. در ادامه این کتاب روشهای زیادی رو برای ایجاد فرایندها و فرهنگ سازمانی میگیم که با پیادهسازی اونها، وقتی با فردی مواجه شدید که ناسازگار است و دردسر درست میکنه با اطمینان بیشتری بتونید با اون شخص خداحافظی کنید.
بله


















