در طول روز در حال پاسخ به انتظارات دیگران هستیم یا خودمان از دیگران انتظاراتی داریم، کتاب این خردههای لعنتی قرار است از تأثیرات این توقعات بر ما و دیگران وارد بگوید. این کتاب توسط گروه نویسندگان به نگارش درآمده و در هر فصل با رویکرد متمایزی به سوژهی مورد نظر خواهد پرداخت و کلیت جامعی از ویژگیهای منفی و ویرانگری که در این انتظارات نهفته ارائه میدهد. این کتاب باعث میشود تا به چیزهایی فکر کنید که ممکن است از اهمیتشان بیخبر باشید.
دربارهی کتاب این خردههای لعنتی
در طول روز ما بیوقفه در تلاش هستیم تا با رفتارها، کنشها و کارهایی که انجام میدهیم، به انتظاراتی که دیگران از ما دارند پاسخ دهیم. گویی وظیفهی هر روز ما این است که دیگران را خوشحال کنیم و احساس رضایت آنها را به دست آوریم. یا برعکس، ممکن است ما کسی باشیم که از دیگران انواع انتظارات مختلف را داریم و خودخواهانه منتظر هستیم تا به این برداشتهایمان پاسخ داده شود. مهم نیست کدام سمت ماجرا ایستادهایم، چراکه کتاب این خردههای لعنتی قرار است خود ماهیت مسئله را بررسی کند و دریچهای تازه پیش رویمان قرار دهد. اگر میخواهید نسبت به مسائل روزمرهی خودتان و دیگران آگاهی کسب کنید، کتاب این خردههای لعنتی را بخوانید.
اولین بحثی که در کتاب این خردههای لعنتی مطرح میشود، این است که بهواقع توقع و انتظارات چگونه باعث رنجش ما از دیگران میشود. در واقع وقتی ما بهخاطر برآورده نشدن انتظاراتمان از کسی دلخور میشویم، توأمان از خودمان، برای تصوری که از آن شخص داشتهایم و همچنین از آن شخص که به احساس و برداشت ما پاسخ نداده، سرخورده و ناراحت میشویم. کتاب این خردههای لعنتی سعی دارد در تحلیلی که ارائه داده به این مسئله بپردازد که این چالش بهوجود آمده میان ما و دیگران، یک قرارداد ناسالم و غیرضروری است که در آخر باعث رنجش هر دو طرف خواهد شد.

پس از آنکه توسط نویسندگان کتاب این خردههای لعنتی سوژههایی چون توقع، شخص متوقع و رویکرد جامعهشناختی نسبت به این مفهوم مورد بررسی قرار گرفت، در فصول بعدی شاهد تمرین بیتوقعی خواهید بود. این تمرین یعنی شما شخصیت و رفتار خود را بهگونهای کنترل و پرورش میدهید که دیگر از کسی توقع بیجا نخواهید داشت. در واقع، یکی از نکات منفی در مورد انتظارات ما از دیگران، به شکستن مرزهای حریم خصوصی بازمیگردد. رفتاری که یعنی آنچه ما بهعنوان انتظاراتمان از دیگری نشان میدهیم، یک برخورد هنجارشکن و غیردوستانه است. به همین روی، لازم است تمریناتی در جهت درونی شدن نگاه بیتوقعی صورت پذیرد که کتاب به آنها پرداخته است. با این تمرینات یاد میگیریم که پیش از هر چیز باید میان ما و دیگران حریمی وجود داشته باشد.
در واقع آنچه کتاب این خردههای لعنتی را ارزشمند میکند و باعث میشود برای تمامی آدمها با هر شخصیت و سلیقهای ثمربخش باشد، بررسی نویسندگان از امور روزانه است. بهعنوان مثال، ما توقع داریم که آبدارچی حتماً برای ما در یک زمان مشخص چایی بریزد و انتظاری که از این شخص داریم گاهی توهینآمیز است. یا مثلاً ممکن است فردی تصور کند بهخاطر سن یا مقامی که دارد، وقتی وارد اتاق میشود تمامی افراد باید از جایشان بلند شوند و وقتی این تصور عینیت نمییابد، خشم و ناراحتی بههمراه دارد. کتاب این خردههای لعنتی به ما میگوید که تمام این چیزهایی که ما در ذهنمان برجسته کردهایم و در طول روز به آنها فکر میکنیم، علتیست که با انواع اضطراب را تجربه میکنیم که بیشک نمیتواند سالم باشد.
پس کتاب این خردههای لعنتی برای شما از کاهش اضطراب میگوید. اینکه چگونه با حذف انتظارات خود از دیگران یا رویارویی با توقعات بیجایی که افراد از شما دارند، اضطراب و استرسی که بهصورت روزمره تجربه میکنید را از زندگیتان حذف کنید. کتاب این خردههای لعنتی سعی میکند توقع و انتظارات افراد را در تمامی سطوح و ابعاد بررسی کند. به همین روی، شما در یکی از فصول کتاب در مورد توقع زوجها از یکدیگر میخوانید. آیا وقتی زن خانه را تمیز میکند یا به خودش میرسد، وظیفهی وی است؟ یا بهعنوان مثال وقتی مرد سر کار میرود، تمام خرجها را میدهد و امنیت را ایجاد میکند، ملزم به انجام آنهاست؟ کتاب این خردههای لعنتی تمام این مسائل را بررسی کرده است. این کتاب توسط انتشارات شمس الشموس منتشر شده است.
کتاب این خردههای لعنتی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب مخاطب مشخصی ندارد و میتوان گفت هر شخصی میتواند از مطالب آن استفاده کند. بخشهایی از این کتاب اطلاعات عمومی محسوب میشود و میتواند برای افراد مختلف مفید واقع شود.
در بخشی از کتاب این خردههای لعنتی: نوشتاری در باب توقعات بیجا میخوانیم
ذکر این نکته مهم است که هریک از ما انسانها ممکن است از خودمان هم انتظارات درونی خاصی داشته باشیم. این انتظارات باید واقعبینانه و متناسب با شرایط زندگیمان باشد تا بتوانیم ارزیابی درستی از وضعیت خودمان داشته باشیم. کتابهای روانشناسی مختلفی در این زمینه نوشته شده که میتوان به آنها مراجعه کرد، در اینجا به این موضوع پرداخته نمیشود. در این کتاب در مورد سطوح توقع در ارتباط بین انسانها با یکدیگر خواهیم پرداخت و در انتها هم گریزی خواهیم زد به جایگاه توقع در رابطهی انسان با خدا.
متوجه باشید که پس از خواندن این کتاب، مسئولیتتان نسبت به خودتان بیشتر میشود! چون پس از آشنایی با مفهوم توقع، اگر خودتان را فردی متوقع دیدید و یا اگر روحیهای طلبکارانه در وجودتان شناسایی کردید، باید تصمیم خود را بگیرید که در چه دنیایی زندگی کنید؟ آنچه تا به امروز بودهاید، با تحمل این ناهنجاری و تحمل رنجهای ناشی از آن؛ یا جارو کردن درون و درمان این بیماری و رسیدن به آرامشی درونی؟ کدام را میپسندید: کمرنگ شدن دوستیها یا افزایش صمیمیت با اطرافیان؟
پس اگر فرصت و یا همت لازم برای درمان این ناهنجاری را ندارید و یا نمیخواهید مملکت درونتان را پالایش کنید، همین جا متوقف شوید و کتاب را به قفسهی کتابخانه برگردانید.
بله

















