کتاب تصویر ازلی زنان در داستان سمک عیار به نقد کهنالگویی شخصیت زنان در یکی از کهنترین داستانهای عامیانهی فارسی میپردازد. رقیه موسائی با خوانش روانشناسانه به سراغ داستان سمک عیار میرود، به رمزگشایی سمبلها و نمادهای آن میپردازد و زنانِ داستان را بر اساس تیپهای شخصیتی مختلف تحلیل میکند.
دربارهی کتاب تصویر ازلی زنان در داستان سمک عیار
سمک عیار از قدیمیترین داستانهای عامیانهی فارسی است که با سمبلها و نمادها غنی شده. این داستان در سه جلد کتاب توسط فرامرز بن خداداد بن عبدالله الکاتب الارجانی جمعآوری شده و ماجرای عاشقیِ پادشاهی را روایت میکند که دل در گروِ دخترِ پادشاه چین داده است. پادشاه در راهِ سفر به چین با مردی به نام سمک عیار آشنا میشود. سمک عیار با یاری دیگر همراهان و عیاران، در بسیاری موقعیتها به پادشاهِ عاشق یاری میرساند و اینگونه لقبِ «عالمافروز» را از آنِ خود میکند. در داستان سمک عیار، زنان نقش عمدهای ایفا میکنند. کتاب تصویر ازلی زنان در داستان سمک عیار نوشتهی رقیه موسائی، به بررسی روانشناسانهی شخصیتهای زنِ داستان از منظر آراء کارل گوستاو یونگ (Carl Jung) میپردازد.
گرچه سمک عیار داستان ساده و عامیانهای است که از ادبیات شفاهی وام گرفته، اما حاوی مفاهیم عمیقی است که میتواند مورد مطالعهی علم روانشناسی قرار بگیرد. شخصیت را شاید بتوان اساسیترین موضوع علم روانشناسی دانست؛ چراکه شخصیت ظرفی است که تمام فرایندهای روانشناختی در آن جا میگیرد. کتاب تصویر ازلی زنان در داستان سمک عیار به بررسی تیپهای شخصیتی زنانِ داستان بر اساس کهنالگوها میپردازد.
انتشارات اهورا قلم اثرِ پیشِ رو را به چاپ رسانده است.
کتاب تصویر ازلی زنان در داستان سمک عیار برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به علاقهمندان به ادبیات کهن پارسی و داستانهای عامیانه پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب تصویر ازلی زنان در داستان سمک عیار: نقد کهن الگویی شخصیت زنان داستان سمک عیار میخوانیم
سایه آغازگر سفر انسان به درون و تفرّد است که در ادامه به لایههای عمیقتر روان میرسد، همچنین پیوند فرد با معاصرانش و کسانی است که بسیار پیش از او زیستهاند. «بعد منفی از شخصیّت انسان است که در واقع سرشتی شریر اما کمی پاکتر از نفس شرور در روح شیطان است.» چنانچه در ابتدای داستان آدم و حوا که شیطان آن دو را برای نزدیک شدن به درخت ممنوعه تشویق میکند، نیاز به حضور بخشی از سایه (شیطان) است یا به عبارتی دیگر نیاز به مواجه شدن با دشمنی که درونی است و خاستگاه او غرایز و شهوات است... یا در کمدی الهی، سفر دانته از درک شیطان (سایه) آغاز میشود؛ پس برخورد با سایه یکی از مراحلی است که باید طی شود تا جریان فردیت صورت پذیرد. این نکته در کتب ادیان الهی هم آمده است، چنانچه در قرآن در سورهی «قصص» آمده است حضرت موسی(ع) در دامن دشمن خود فرعون (سایه) پرورش یافت و سپس علیه او طغیان کرد.
پس اوّلین تعامل در فرایند تفرد که بهصورت نمادگونه در رویاها و داستانها هم دیده میشود، برخورد خودآگاه با سایه و سپس نحوهی سازش یا مبارزه با آن است. در داستانها که زاییدهی روح آدمی هستند، مراحل تکامل روان انسان بهصورت نمادین جلوهگر میشوند و سایه در وجود شخصّیتها و اشیا منفی منعکس میشود که قهرمان داستان باید آنها را بشناسد و گاه مغلوبشان سازد. این شخصّیتهای منفی بیشتر در شکل دشمن، حیوانات وحشی، اژدها، جادوگر، فرد مکّار و... هستند.
در این کتاب هر عاملی را که مانع رسیدن من خودآگاهی به خویشتن باشد ازجمله پریان، شخصیّتهای منفی چون رقبای عشقی و اخلاقهای ناشایست، کهنالگوی سایه محسوب شدهاند.
بله
















