ندا دانشمند با راهکارهایی که در کتاب هفت قانون هستی ارائه میدهد به شما کمک میکند تا دیدگاهتان را نسبت به مسائل مختلف تغییر دهید و سکان زندگی خود را در دست بگیرید.
دربارهی کتاب هفت قانون هستی:
«آیا بر جهان هستی و زندگی بشر قوانینی حاکم است؟» این پرسشی است که بسیاری از فلاسفه و دانشمندان تمام زندگی خود را وقف پاسخ دادن به آن کردند و پاسخ بیشتر آنها به این سؤال مثبت میباشد. چه در علوم تجربی و چه در فلسفه و متافیزیک ثابت شده است که کائنات قانونمند هستند. ادیان و مکاتب فکری مختلف نیز به قانونمندی جهان هستی قائل هستند.
اما اینکه به وجود قوانین جاری باور داشته باشید، چه نقشی در زندگی شما دارد؟ اگر این قوانین را بشناسید و به آنها احترام بگذارید، چه اتفاقی میافتد؟ اگر همراستا و هماهنگ با این قوانین حرکت کنید، چه میشود؟ و اگر برخلاف این قوانین رفتار کنید، چه میشود؟ اصلاً این قوانین چه هستند و چه کاربردی دارند؟
کتاب هفت قانون هستی به تمام این سؤالات پاسخ میدهد و دربارهی هفت قانون اصلی و مهم با شما صحبت میکند. جالب است بدانید این قوانین یکی از نقاط مشترک انسانهای بیشماری است. افرادی با جهانبینیها، فرهنگها و ادیان گوناگون که معتقدند این قوانین در زندگی آنها صدق میکند.
شاید شما بارها نام این قوانین را شنیده باشید. اما نکته مهم این است که چقدر به آنها باور دارید؟ به بیان روشنتر، آیا تاکنون به گونهای رفتار و زندگی کردهاید که هماهنگ با این قوانین و در راستای آنها باشد؟ آیا تأثیر این هماهنگی را آگاهانه آزمودهاید؟
کتابی که در دست دارید، به شما میآموزد چگونه به این قوانین احترام بگذارید، عمل کنید و تأثیر شگفتانگیز آن را در زندگی خود مشاهده نمایید. همهچیز برای آموختن و آزمودن آماده است!
کتاب هفت قانون هستی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر میخواهید در زندگیتان تغییری ایجاد کنید و از نظر روحی و ذهنی به آرامش دست یابید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب هفت قانون هستی میخوانیم:
یکی از تجربیات سپاسگزاری من بهاینصورت است. از طرف محل کار همسرم، امکان اقامت در یک هتل در گیلان به ما تعلق میگرفت. ما تاریخی را برای تیرماه نوشتیم و نامه را فرستادیم. با آن نامه موافقت نشد و نامه برگشت خورد.
من در دفتر سپاسگزاریام نوشتم: «خدایا سپاسگزارم. هتل عالی، آبوهوای خوب، جاهای دیدنی و هزینه سفر را خودت به بهترین صورت جور میکنی».
نامه را برای دومینبار فرستادیم و با این تاریخ موافقت شد. با اینکه همسرم کارمند است، شبی که میخواستیم حرکت کنیم، مبلغی پول به حسابش واریز شد. هتلی بسیار عالی با دو اتاق به ما دادند. هفتهای که در گیلان بودیم، با اینکه وسط تابستان بود و اهالی میگفتند چند روز پیش هوا بسیار گرم بوده است، ولی در آن زمان که ما آن جا بودیم، هر شب باران میبارید و صبح هوایی دلپذیر وجود داشت.
جنگلها و آبشارهای زیبایی را در این سفر دیدم. دوست داشتم ساعتها جلوی آن آبشارها بنشینم و از اینهمه زیبایی لذت ببرم.
صبح که میخواستیم از هتل خارج شویم، من در دفترم مینوشتم: «خدایا سپاسگزارم. بهترین مکانهای دیدنی را نشانمان میدهی». همسرم بهخاطر داشتن ماشینی مناسب و درست سپاسگزاری میکرد و فرزندم میگفت: «مامان بنویس خدایا سپاسگزارم، امروز جوجه کباب میخورم» و با احساس عالی، یک روز عالی را شروع میکردیم.
بله

















