کتاب لطفا گاو نباشید نوشتهی راضیه ندرلو به شما نشان خواهد داد که برای متحول کردن دنیای اطراف صرفاً باید تغییر را از درون خودتان آغاز کنید.
در بیشتر مهمانیها و نشستهای خانوادگی، گفتگوها با هدف ایجاد تغییر در دیگران صورت میگیرد. همه میخواهند طرف مقابل خود را تغییر دهند، اما هیچکس به تغییر خود فکر نمیکند. شوهر برای متحول کردن فکر و عمل همسرش میکوشد و زن نیز سعی در عوض کردن شوهر خود دارد. اما باید دانست که درستترین روش برای تغییر دیگران، ایجاد تغییر و تحول در افکار و عقاید خودمان است.
برای درک بهتر این موضوع خالی از لطف نیست این داستان را بخوانید:
اندیشمندی وصیت کرد که بر روی سنگ قبرش این جملات را حکاکی کنند: در دوران کودکی بر آن شدم تا جهان را دگرگون کنم، اما در بزرگسالی فهمیدم جهان خیلی بزرگ است، بنابراین عزم خود را برای تغییر کشورم جزم کردم. در میانسالی نیز میخواستم شهرم را متحول کنم، آن را هم بزرگ یافتم. در دوران پیری خواهان تغییر خانوادهام شدم. اما اکنون، در پایان عمر خویش دریافتم که باید از روز نخست به فکر تغییر خود میافتادم آن وقت شاید میتوانستم دیگران و حتی دنیا را دگرگون کنم.
جملات برگزیدهی کتاب لطفا گاو نباشید:
- بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بیوفاست. (حضرت علی علیهالسلام)
- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همهی انسانها برابرند. (مارتین لوترکینگ)
- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانوهایت زندگی کنی. (رودی)
- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)
- عمر آنقدر کوتاه است که نمیارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)
- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
- به نتیجه رسیدن امور مهم، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)
- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم میکند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)
در بخشی از کتاب لطفا گاو نباشید میخوانیم:
عرفاى اسلامى کمال انسان را در سیر و سلوک الى الله و رسیدن به لقاءالله مىدانند و از نظر فیلسوفان و حکماى اسلامى کمال انسان، یکى در حکمت است و دیگر در عدالت. مقصودشان از عدالت، عدالت اخلاقى است (عدالت اجتماعى تابع عدالت اخلاقى است) یعنى در میان قوا و غرائز انسان تعادل و توازن بر قرار باشد و این قوا و غرائز تحت حکومت قوّه عاقله باشد؛ یعنى عقل مسلّط بر سایر قوا و غرائز باشد. پس انسان کامل از نظر حکما، انسانى است که عقلش در مسائل علمى و نظرى حکیمانه باشد و در مسائل عملى انسانى معتدل باشد؛ یعنى داراى اخلاق نیک باشد. از طرفی میتوان گفت همه این موارد، معیارهای انسانیت است و نباید تنها یک معیار را قرار دهیم.
در آموزههای دینی اسلام به همه این موارد اشاره شده و به برخی از موارد که اهمیت بیشتر دارد تأکید بیشتری شده است. اگر مراد از سؤال «انسانیت انسان در چیست» شناخت حقیقت انسان است در جواب باید عرض کنیم که انسانیت انسان به روح او است؛ چون از نظر فلسفى براى ما ثابت شده که «شیئیّت شیء به صورت او است» تا آن هست شیء باقى است و چون از بین رفت شیء هم از میان خواهد رفت. شکى نیست که قرآن انسان را مرکّب از روح و بدن مىداند و آیه «فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» «هنگامی که کار آن را به پایان رساندم و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم». از این آیه و آیات دیگر استفاده مىشود که حقیقت روح چیزى غیر از بدن است و تا آن نباشد انسان به وجود نمىآید. پس هر چیزی که کمال برای روح باشد، کمال انسانی محسوب میشود.
بله

















